دوباره شلوغ شد
دانشگاه تهران دوباره شلوغ شده. امروز که اومده بودیم دانشکده رو دیوارا نوشته بودند” کوی دانشگاه دوباره به خاک و خون کشیده شد”،” ۱۸ تیر دوباره تکرار شد” و… نوشته بودند که ۱۵ دانشجو دستگیر شدند ۷ نفر زخمی و یگان ویژه تمام طول شب جلوی کوی دانشگاه بوده و هنوز هم هست. امروز ساعت ۱۲:۳۰ دانشکده ادبیات تجمع و الان آهنگ
” یار دبستانی” داره تو دانشکده پخش میشه. ملتهب بودن فضا کاملا حس میشه.
ساعت ۱ بعد از ظهر دانشگاه تهران بودیم. بچه ها جلوی دانشکده فنی به اعلامیه یکی از بچه های دانشکده علوم اجتماعی گوش می دادند که در کنارش پسری یک بلوز خونی رو دستش گرفته بود. بعد سرود ” ای شهید” خونده شد و بعد در حال خوندن سرود ” یار دبستانی” به سمت دانشکده های ادبیات و هنر برای تشویق بقیه دانشجوها به پیوستن به اونا سرازیر شدند. بعد هم به طرف یکی از درهای بسته دانشگاه سمت حرکت کردند و پشت در رو به خیابون در حالیکه پلیس بیرون در ایستاده بود شعار ” مرگ بر دیکتاتور”، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد” ” رییس انتصابی استعفا استعفا” و … سر می دادن. نیروهای پلیس خیلی زیاد نبودند حدود ۲۰-۳۰ جلوی درهای خیابون انقلاب و البته ۲ نفری یا ۳ نفری تا خیابون فلسطین دیده می شدند. خیابون ۱۶ آذر هم پلیس نبود. جمعیت دانشجوها ۵۰۰- ۷۰۰ نفر بود حدودا. بعد از در با خوندن سرود سمت دانشکده حقوق و بعد دوباره دانشکده فنی رفتند.تا وقتی من اونجا بودم اتفاق قابل توجه و خاصی نیفتاد. و مثل تجمع های دیگه بود. با توجه به اینکه بچه ها درباره کوی می گفتند انتظار داشتم جمعیت زیادتری ببینم. بچه ها بین شعاراشون به طرفداری از ترکها و تبریز هم شعار می دادن.
بچه ها میگفتن دیشب بعد از اینکه کوی آروم شد وبچه ها رفته بودن بخوابن نیروی انتظامی اومده تو کوی و یک سری رو دستگیر کرده.بچه ها تعداد دستگیریها رو از ۷- ۲۰ نفر می گفتن.
خرداد ۳م, ۱۳۸۵ at ۹:۵۷ ب.ظ
عکس نگرفتی؟
خرداد ۴م, ۱۳۸۵ at ۵:۲۹ ب.ظ
متاسفم که کشورم به سمتی پیش میرود که هر لحظه باید منتظر رویداد ناخوشایندی باشم.
هر لحظه آماده انفجاری دیگر، به هر بهانه ای ، ظرفیت ها پایین آماده ، تحمل کم شده است،
به بهانه کاریکاتوری کشوری به هم میریزد، من باید از سر و صدای دانشجویان کشورم که به احتمال زیاد بگیر و ببند انها را به همراه دارد خوشحال باشم، نمیدانم به چه سمتی پیش میرویمو به قول معروف اخر و عاقبتمان چه میشود؟ هر چه باشد اما من اعتقاد دارم که نباید به قیمت یک سیلی به گوش یک نفر هم تمام شود ، این اعتقاد من است.
چرا که نتیجه همه انقلابها را در کشورم دیدم!
با تشکر از شما خانم لیلا موری ، در ضمن من هم تازه شروع کردم خوشحال میشوم که سری به وبلاگم بزنید.http://reza۴۴۲.blogfa.com
خرداد ۴م, ۱۳۸۵ at ۹:۰۴ ب.ظ
سلام لیلا جون . خوبی ؟ بابا من خیلی ازت بی خبر بودم دختر..چی کارا می کنی؟ بابا مملکت خیلی شلوغه…
دلم برات خیلی تنگ شده..یاد ما بکنین وقتی با همین
قربانت
هانی
خرداد ۴م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۲۷ ب.ظ
سلام ليلا جون
خوبي؟دلم برات تنگ شده.
خرداد ۵م, ۱۳۸۵ at ۱:۱۶ ب.ظ
نتاسفانه ما مردمي داريم كه از سواد و اطلاعات سياسي خوبي برخوردار نيستند . و اين رژيم هم همين رو ميخواد . جماعت بي سواد و گرسنه . براي اون دسته از هموطنانم كه از روي سادگي و بي سوادي به احمدي نژاد راي دادن متاسفم . به نظر من لياقت اين مردم بيشتر تز اين نيست .
خرداد ۵م, ۱۳۸۵ at ۳:۱۲ ب.ظ
سلام بر دانشجویان آزاده که همیشه یار و یاور مردم بوده اند. و هراس از خرابی نداشته باشیم که خرابی چونکه از حد بگذرد آباد میگردد. زنده باد آزادی ننگ بر چماق بدست
خرداد ۵م, ۱۳۸۵ at ۷:۵۳ ب.ظ
گزارش خوبی بود
افرین …
خرداد ۶م, ۱۳۸۵ at ۵:۱۵ ق.ظ
برنامه ۴۹ رادیو کالج پارک رو چک کن:)
http://www.radoicp.com
خرداد ۶م, ۱۳۸۵ at ۶:۳۲ ب.ظ
]حال بچه هاي زخمي چطوره ؟اونهايي رو كه گرفتن هنوز ازاد نكردن؟
خرداد ۸م, ۱۳۸۵ at ۱:۱۴ ق.ظ
سلام به ازادي فردا را انتظار مي كشم و بس
واي به روزي كه دانايان خاموش مانند و نادانان ياوه بافند
قربون شما
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۷:۱۲ ب.ظ
salam misheh ba man tamas begirid
خرداد ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱:۱۲ ق.ظ
شما تو این تجمع ۲۲ خرداد شرکت نمی کنید؟ امضاتون رو ندیدم نه امضای شما نه امضای شادی صدر رو ؟ چرا حمایت نکردید؟