یه سوزن به خود…
خب این کمپین مردهای با روسری برای من یکی یکبار دیگه ثابت کرد ( اگر هم تا حالا ثابت نشده بود الان شد) که:
۱- مردها در حمایت از همدیگه برای اهدافشون بسیار بیشتر با هم همبستگی و همراهی نشون میدهند تا ما زنها.
۲- متاسفانه بسیاری از زنها ( به دوستان بر نخوره) منتظرن که مردها کاری رو شروع کنند که بعد پشت سرشون با ذوق و شوق زاید الوصفی راه بیفتند. اگر همون حرکت رو یک زن انجام بده بارها دیدیم که یا مسخره اش کردن و یا کاملا بی تفاوت ازش گذشتن. همین موضوع حجاب اجباری یکی از اونهاست. بارها دوستان در جنبش زنان وقتی خواستن حرکتی رو از این دست شروع کنن حتی خیلی از همکارهای خودشون ( که حالا از این حرکت مردها سر از دست نمیشناسن و اون رو به مبارزه به حجاب اجباری تعبیر میکنن) گفته اند که حجاب اولویت ما نیست و یا اینکه در این مقطع ( در همه مقاطع اتفاق افتاد) یک حرکت افراطیه.
بهتره بعضی وقتها یه خرده برگردیم و مرور کنیم نگاه و حرکات خودمون رو. متاسفانه هنوز بسیاری از حرکتها ( حتی آنهایی که برای دفاع از حقوق زنان است) اگر مبتکرش مردها باشند تا زنها بیشتر مشروعیت پیدا میکند و مخاطب میگیرد.
آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۷ ق.ظ
من توی چند و چون فعالیتهای زنان نبودهام تا اطلاع دقیقی داشته باشم ولی فکر میکنم این حرکت «من مجید توکلی هستم» دو تا خاصیت داشته که باعث شده موفق بشه و ربطی به مرد بودن کسی که گرفتنش نداره. اولا که میگی اون موقع مخالفا میگفتن که حرکت افراطیه. خب الان شرابط جدید خیلی حرکتها رو که قبلا افراطی بودن تو نظر خیلیها یکیش خودم خیلی معمولی کرده. من احساسم اینه که درست یا غلط الان یه جور جو انقلابی همه رو گرفته. تا یکی یه خبری میده میریم از خودمون عکس میگیریم که من رای میدهم، من حمایت میکنم و همهجا این عکس رو میگذاریم. در حالیکه دو سال پیش مطمئنم نصف این آدمها حاضر نبودند برای حرکتی اجتماعی یا سیاسی همچین کاری بکنن. یه فرق دیگه هم اینکه این حرکت رو کسی نشسته روش بحث کنه و ازش انتظار فایده داشته باشه. چند نفر توی فیسبوک و این طرف و اون طرف گفتند و یه عده هم اجرا کردند. این جوری عده بیشتری شنیدند و هرکی اول شجاعتر بوده شروع کرده و بعد کم کم معمولتر شده.
آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۹ ب.ظ
بازم مرسی لیلا جان! بازم حرف دل من و خیلی های دیگه!
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۰ ب.ظ
سلام
تا جایی که من اطلاع دارم این ایده رو “مسیح علینژاد” داده
و مسیح علیرقم اسم مردونش زنه
http://masihalinejad.com/
لیلا: البته روایات مختلفی هست که کی اول پیشنهاد داد. آقای عکاس یا مسیح.
آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۷ ب.ظ
درود بر تو ماه بانوی ایرانی.
آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۳ ق.ظ
فکر کنم دلیل اینکه زن ها در مورد حجاب اجباری همبستگی نشون نمیدن اینه که واقعا همبستگی وجود نداره یعنی فکر نمیکنم عده زیادی باشن که مشکلشون با حجاب اجباری به حدی باشه که حاظر به هزینه دادن باشن.
آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۱ ب.ظ
سلام خانم موري
بابت لينكهايي كه درباره تجاوز به زندانيان دادي ممنون.خواستم آگاه باشيد كه آن لينك ها را نتوانستم ببينم اما از منابع ديگر مطمئن شدم كه اين مسئله از قبل هم روي داده،هرچند موارد مطرح شده اندك بوده.با اين حال تجاوز به زندانيان سابقه قبلي داشته است.
به گمان من در نظام جمهوري اسلامي بزرگترين تجاوز به “اسلام”و”مسلماني” صورت گرفته است.
پايدار باشيد
دی ۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۴۵ ق.ظ
دلیلش بر می گرده به جنسیت، جنس برتر بودن یا ضعیفه بودن یا …
دی ۱م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۸ ب.ظ
http://shayeaat.wordpress.com/
دی ۳م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۵ ب.ظ
هاشمی رفسنجانی(۳۰/۹/۱۳۶۵):
در نطق پیش از دستور توصیه کردم که اهل نظر، نظرات خود را مورد آینده عراق به کنفرانس معارضان بدهند. بیشتر هدفم از صحبت این بود که حضورم در تهران مشخص شود که سفر به جبهه را بپوشاند. تا ساعت ده و نیم در مجلس ماندم.
… آقای رجائی خراسانی [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمد. از اینکه در جریان تماسهای آمریکاییها نبوده و بیاطلاع از سیاست ماست، در برخورد با رسانههای جمعی غرب ضعیف است. ایشان را روشن کردم.
… آقای سیدزاده [نماینده کرمانشاه] اطلاع داد که عراق، باختران را امروز ظهر به شدت بمباران کرده و خسارات زیاد است. مقرر شد که بصره را به تلافی باختران و درود، ۲۴ ساعت گلوله باران کنند.
آیتاللهمنتظری از قم تلفنی درباره نتیجه شفاعت من خدمت امام پرسیدند و گفتند اطلاعات، احضار سیدهادی را دنبال میکند. گفتند بنا دارند امروز برای زیارت امام به تهران بیایند. گفتم صبر کنند که من امروز به قم بروم و ایشان را در جریان امور بگذارم. خواستم به احمدآقا بگویم، تماس تلفنی ممکن نشد. پیش از این به ایشان گفته بودم که به امام بگویند سختگیری نشود، ولی جوابی ندادهاست. بالاخره بعد از ظهر احمدآقا اطلاع داد که امام فرمودهاند دخالت نمیکنند و به من گفتهاند که به آیتاللهمنتظری بگویم، برای شفاعت به تهران نیایند. گفتم صلاح نیست که این پیغام را ببرم. من خودم به قم میروم و نظر امام را میگویم، شاید خود آقایمنتظری از قصد سفر منصرف شوند و نیازی به گفتن پیش نیاید.
عصر عازم خوزستان برای عملیات آینده بودیم. همراهان ساعت چهارونیم با قطار حرکت کردند و من پس از ملاقات با سفرا و کاردانمان در امارات متحده عربی و بحث درباره سطح روابط و در برخورد با سیاست موذیانه آنها در ارتباط با جنگ و عراق، با اتومبیل به سوی قم حرکت کردم.
ساعت ششونیم به بیت آقایمنتظری رسیدم. منتظرم بودند. نظر انعطافناپذیر وزارت اطلاعات درباره مقصر بودن آقای سیدهادی را گفتم. باز هم از من خواستند که شفاعت کنم. تلفنی به رئیس جمهور گفتم که شفاعت کنند. ساعت هشت با قطار از قم حرکت کردم. شام خوردیم و زود خوابیدیم.
دی ۷م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۹ ق.ظ
من هم یادمه که همه جا گفتند این پیشنهاد خانم علی نژاد بوده که مردها به این حجاب اجباری اعتراض کنند و مخالفت خودشون را نشان بدهند. شما که از عدم حمایت هم جنس های خودت شکایت داری حالا چرا سنگ آقای خبرنگار رو به سینه می زنی؟ شما هم که داری کار این خانم را بی ارزش می کنی ؟ زن ستیزی در نهاد خود خانم هاست بهتره به قول خودت یک سوزن به خودت بزنی و ببینی که نمی توانی پیش رو بودن مسیح را ببینی بعد بشینی نظریه بدی که “- متاسفانه بسیاری از زنها ( به دوستان بر نخوره) ” حالا جاداره که یکی به خودت بگه همه پیشنهاد این حرکت را از خانم مسیح علی نژاد شنیدند شما بهت برنخوره!