گی های مسلمان
بعد از تلاشها برای آشتی دادن اسلام با حقوق بشر، تلاشهایی برای نزدیک کردن همجنس گرایی و اسلام در حال شکل گیری و گسترش است. در همین راستا، در جشنواره بین الملل فیلم عفو بین الملل، فیلمی با عنوان « جهادی برای عشق» از یک کارگردان مسلمان در این جشنواره به نمایش در آمد. کارگردانی که تمام سعیش را کرد که نشان دهد قرآن و اسلام با همجنس گرایی هیچ منافاتی ندارد و چون اسلام دین رحمت است، با همجنس گرایان هم اگر بر اساس قرآن عمل شود، آن ها هیچ وقت در کشورهای مسلمان با مشکل روبرو نمیشوند.
توی این فیلم کارگردان سعی می کرد از زبون پیامبر قوم لوط تا مولانا بکشه بیرون که اسلام دین عشقه و در این دین هر نوع عشقی حتی عشق دو همجنس هم به هم آزاده. به نظر میاد که این آدم ها دچار عذاب وجدان شدن و سعی می کنن به هر دری بزنن که از این عذاب نجات پیدا کنن. البته شاید بهتر بگیم اینها دچار بحران هویتن. س ک سوالیتشون رو نمیتونن به اعتقادات دینیشون تطبیق بدن.
تو این فیلم پای ثابت همه فیلم هایی که از گیهای ایران صحبت می کنه، آرشام پارسی هم بود. خداییش این ایرانیها کمتر از ترکها و پاکستانیها و عربها سعی داشتن بگن که اسلام با همجنس گرایی موافقه. فقط یکیشون که عشق امام حسین داشت و همیشه تو مراسم عاشورا و تاسوعا حاضر بود غیر از این فکر میکرد.
فیلم از جشنواره برلن جایزه گرفته ولی ظاهرا به خاطر موضوعی بوده که انتخاب کرده که خوب موضوع داغ روزه و تو اگه بدترین فیلم رو در این مورد بسازی حتما به سرعت مشهور خواهی شد.
خیلی متاسفم که نتونستم از دید حقوق بشری و این که این آدمها چقدر در کشورهاشون با مشکل برای هویت جنسیشون مواجه هستند، بگم. راستش این تناقضه خیلی بیشتر اذیتم کرد تا سختیهایی که اونها داشتن میکشیدن.
این داستان عدم اختلاف حقوق بشر و اسلام خیلی به مذاق من یکی خوش نمیاد. وقتی شیرین عبادی در هر مصاحبه ای اولین جمله اش اینه که اسلام با حقوق بشر منافاتی نداره،حالم بد میشه. به نظرم این آدم ها تکلیفشون با خودشون مشخص نیست. اگه اسلام خوبه که چرا سعی می کنید با حقوق بشر تطبیقش بدید که اولی «الهی» و دومی انسانی. اگر حقوق بشر بهتره و دارید سعی
می کنید اسلام رو بکشید بالا تا به اون برسه که باز هم با اعتقاداتون جور در نمیاد که اسلام کامله.
اینکه آدمها نمیتونن و نمیخوان انتخاب کنن. خوب اگه همجنس گرا هستی، هویتت رو بچسب و چی کار داری حالا از دین واسش مایه بذاری و از دین واسش فاکت بیاری. دین جواب همه سوال ها رو نداره و لزوما با همه هویتها سازگار نیست و واسه خیلی هویتها و نیازهای جدید جواب نداره. من نمیدونم چرا یه واقعیت به این سادگی رو نمیتونیم بپذیریم. باز هم اینها از این سرچشمه میگیره که داریم سعی می کنیم برای دین کارکرد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بسازیم. کاری که ۳۰ سال داره تو اون مملکت انجام میشه و نتیجه اش رو هو داریم می بینیم. جمهوری اسلامی یه جور کارکرد اجتماعی از دین میسازه. اون هایی که می خوان قوانین بشری رو با قوانین دینی جور کنن یه جور دیگه می خوان همین کارکرد رو بازسازی کنن.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۵ ب.ظ
سلام لیلا جانم
در اینکه تکلیف خیلی از آدمها با خودشون هنوز معلوم نیست که اصلا هیچ شکی هم نیست. اما من فکر کنم برای این جریان آشتی گی ها با اسلام یک مسئله دیگه ای رو هم نباید در نظر گرفت و اونهم حجم عظیم تبلغات بر ضد یک سری کشورها به خاطر حقوق گی ها هست.
مثلا تو همین فیلم فتنه همش حرف از این بود که اسلام مخالف گی هاست. یا یادمه دو سال قبل نیوکانها یه تظاهراتی بر علیه ایران راه انداختن با بهانه مخالفت ایران با گی ها. به نظر من اینجا بیشتر حرف از انتخاب شخصی افراد نیست. بهره برداری سیاسی هست که از این قضیه میشه و این افراد گی ، مسلمون، نا مسلمون یا هرچی که باشن به کشورشون علاقه دارن و نمیخوان که هویت جنسی یا مذهبیشون باعث دردسر برای بقیه مردمشون بشه.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۱ ب.ظ
واقعا حرفات جالب بود. راستش من کارای دینیم رو انجام میدم اما زمانی که به خودم میرسم دچار مشکل میشم. اما اگه بخوایم رئالیک نگاه کنیم به حرفای تو میرسیم.
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۷ ق.ظ
میشه دو تا از کارکردهای دین رو برام بگی؟ شخصی، اجتماعی هرچی…
لیلا: نهادسازی بر اساس قوانین دینی منظور منه. مثلا از کارکردهای اجتماعی دین میشه قانون سازی رو اسم برد. یعنی اینکه از دین استفاده میشه برای ساختن قوانین. کارکرد اقتصادی مثل همین مالیات رو بر اساس خمس و زکات تعریف کردن و یا بانکداری اسلامی و … نمیدونم البته منظور شما دقیقا از کارکرد همین منظور منه یا نه.
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۴:۱۸ ق.ظ
man ba nazare aan aziz mawafeqam ke qazeya siasi ast ta hoqoqe bashari.
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۲ ق.ظ
بهرحال خیلی جاها مخصوصا جاهایی که دین و حکومت با هم یکی میشن حکومتی ها مجبورن یا از کارهای غیر دینی مردم رو بازبدارن یا به اون رنگ و لعاب دینی بدن!
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۵ ب.ظ
موضوع مطرح شده از نظر من براي هر جامعه اي خطرناكه و واقعا ربطي به اسلام يا دين ديگه اي نداره، فكر جوونا رو مسخ مي كنه و نيروي كار توانمند و پر انرژي رو كه مي تونه عامل پيشرفت كشورش باشه، به بيراهه مي بره.
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۱ ب.ظ
با سلام به شما و دوستان
موضوع خوب و مهمي را براي نوشتن انتخاب كرده ايد. به نظر من مسئله بين همجنسگرايان و اسلام تا چند دهه و يا حتي تا چند سال ديگر مي تواند به يكي از چالش برانگيزترين مسائل پيش روي تئوريسين هاي اسلامي باشد. افرادي كه اكنون به شدت و حدت همجنسگرايان را مي كوبند و محكوم مي كنند شايد از اين مسئله غافل باشند كه همجنسگرايي يك انتخاب از سوي آنان نيست بلكه يك غريزه ذاتي درون آنهاست مانند همان چيزي كه در مورد دگرجنسگرايان وجود دارد. از طرف ديگر همه ما مي دانيم كه دين اسلام هيچگاه با مسائل مربوط به فطرت سر ناسازگاري نداشته است و در بيشتر مواقع اصالت فرد و همچنين خانواده را مد نظر قرار داده است. به هر حال مجازات انسانهاي همجنسگرايي كه فقط به غريزه خدادادي خود پاسخ مي دهند از سوي كساني كه بدون مطالعه كافي آنها را با دگرجنسگراهاي همجنسباز اشتباه ميگيرند كار درستي نيست. من فكر ميكنم تئوريسين هاي كنوني دين اسلام يا بايد چاره اي براي اين مسئله رو به رشد بينديشند و يا اينكه شاهد فروپاشي تدريجي اين بناي عظيم و كهن باشند. البته من خود همجنسگرا هستم و به دين اسلام نيز علاقه دارم و با مطالعاتي كه در اين زمينه داشته ام دين اسلام را مخالف همجنسگرايي نميبينم. در آينده برخي از اين دلايل را در وبلاگ خود خواهم آورد.
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۷ ب.ظ
خیلی احمقانه است
فقط یک مشت احمق خرافاتی کله لاستیکی این چیز ها رو قبول میکنن.
البته نکته جالب اینجاست که بشر به خصوص در دین اسلام از بدو تولد همواره در حال تطبیق دادن دین خود با وضعیت جامعه است. کاری که آخوند ها ۱۴۰۰ ساله دارن میکنن.
هر نقص و ایرادی رو با استناد به یک سری اراجیف پوشش میدن و یک مشت احمق هم باور میکنند و خودشان را به خاطر نادانیشان سرزنش میکنند.
میگن نگاه حاج آقا چقدر ما رو قشنگ روشن کرد. ما عقلمون نمیرسه…..
این نهایت بی شعوری یک انسانه من واقعآ افسوس میخورم از این بابت
ای کاش روزی برسه که همه آزادانه و منطقی فکر کنند…..
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۳ ب.ظ
در جواب نادر:
نادر عزیز اینکه شما همجنسگرا هستید یا نه اصلآ به من مربوط نمیشود و من اصلآ دید منفیای نسبت به همجنسگرا ها ندارم.
ولی اینکه شما میگویید با مطالعه اسلام رو مخالف همجنسگرایی نمیبینید واقعآ یک حرف فوق العاده مسخره است.
دین اسلام به شدت و ۱۰۰٪ مخالف همجنسگرایی است و همجنسگرایان رو به مرگ محکوم میکنه.
دیگه هممون میدونیم «لوات» یعنی چی دیگه…..
توی این جامعه کشکی ما که نصف قوانین اسلام هم رعایت نمیشه همجنسگرا ها رو اعدام میکنند چه برسه به اسلام سفت و سخت ۱۴۰۰ سال پیش.
من فکر میکنم شما به خاطر اعتقاد به اسلام و عذاب وجدان به خاطر همجنسگرا بودن داری سعی میکنی یه جوری به خودت بقبولونی که اسلام منعی برای این کار نداره بلکه از این عذاب راحت بشی.
ولی متاسفانه اگر واقع بین باشی باید بدونی که یا باید اسلام رو ترک کنی و یا همجنسگرایی رو که گزینهی دوم عمومآ قابل انجام نیست چون این یک پدیده ذاتی است نه اکتسابی.
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۳ ب.ظ
با تشكر از نظر صريح بابك عزيز
از اينكه اينطور به من تاخته ايد ناراحت نيستم چون شما نيز متاسفانه مثل سايرين زود قضاوت كرده ايد. اما در مورد مطالبي كه ذكر كرديد:
اول اينكه املاي صحيح اصطلاح عمل جنسي مذكر با مذكر در اسلام “لواط” است نه “لوات”
اما در مورد تقابل اسلام و همجنسگرايي بايد توضيح دهم كه شايد در نگاه اول و برخورد سريع با احكام اسلام قضاوت شما كاملن صحيح به نظر برسد و نظر من در اين مورد كاملن احمقانه باشد. ولي خوب بهتر است كمي منطقي تر به موضوع نگاه كنيم. اصول و پايه دين اسلام به روايت تمام بزرگان و فقيهان قديم و جديد بر مبناي فطرت انسانها نهاده شده است. در تمام منابع و احكام ذكر شده است كه دين اسلام هيچگاه اميال فطري انسانها مانند ميل جنسي را سركوب نمي كند و به همين علت در مورد دگرجنسگرايان راه حل ازدواج دائم و موقت را قرار داده است و حتي بر آن تاكيد نيز كرده است. اگر ما فقط همين يك موضوع را مد نظر قرار دهيم متوجه خواهيم شد كه رهبران ديني چاره اي جز پذيزفتن حقوق همجنسگرايان نخواهند داشت. البته مسائل ديگري هم وجود دارد. مسائلي همچون عدم اتمام حجت خدا بر همجنسگرايان، زير سوال رفتن عدل خداوندي و ساير موارد كه از مفاهيم بنيادي و ريشه اي اسلام است. براي مطالعه بيشتر كافيست نگاه كوتاهي به آثار شهيد مطهري در مورد اسلام بيندازيم. خوب است نگاه كوتاهي هم به آيه سي ام سوره نور بيندازيم.
به هرحال اگر دين اسلام حقوق همجنسگرايان را در نظر نگيرد و نظر شما درست باشد، به خودي خود زير سوال رفته است.
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۷ ب.ظ
۱- یک مشکل این است که بعضی افراد مثل مثل نادر، هوس های جنسی را با تمایلات غریزی اشتباه می گیرن و نام آن را از جمله امور فطری انسان به شمار می آورن. اگر کسی قرآن را وحی الهی میداند،لاجرم می پذیرد که خداوند فرق بین امور فطری را از هوا و هوس میداند وبه همین دلیل مطابق تمام آیین های الهی که توسط پیامبران راستین خداوند، به بشر ابلاغ شده است، مسائلی مانند همجنس بازی ممنوع و کاری مغایر فطرت انسان معرفی شده است.
۲- غریزه جنسی در راستای تامین هدفی به نام ادامه نسل انسان در وجود آدمی قرارداده شده است که البته با جذابیتی وصف ناپذیر و لذتی مسرت بخش همراه است. هرگونه انحراف در استفاده از این ظرفیت، مانند دیگر انحرافاتی است که از نظر عقل و فطرت انسانی مذموم و ناپسند و ممنوع تلقی می شود مانند صدمه زدن به خود یا دیگران؛ حتی اگه این صدمه زدن با احساسی خوشایند برای فرد همراه باشه.
۳- گذشته از دستورات دین در زمینه انحرافات اخلاقی در حوزه غریزه جنسی، علم - از جمله روانشناسی - موضوع انحرافات جنسی را مورد مطالعه وسیع قرارداده و به لحاظ علمی، ناهنجاری های جنسی را نوعی عدم تعادل روانی میداند و در زمینه پشتوانه عظیمی از تحقیقات علمی را با خود دارد.
۴- دین همچنان که در داستان قوم لوط، انحرافات اخلاقی و جنسی را نپذیرفته و بلکه به شدیدترین وجهی مجازات کرده، به دلیل وجود تعارض عقلی و منطقی، هرگز نمی تواند به خواسته های هوس انگیز و انحرافی که با فطرت آدمی در تضاد است، جواز صادر نماید.
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۷ ب.ظ
فرزاد عزیز:
علاقه مند هستم بدونم که شما چطور به این سادگی در مورد امیال غریزی و فطری انسانهای دیگه نظر قاطع میدین؟ شما از کجا می دونین که میلی که نادر یا هر انسان دیگه ای حس می کنه غریزهاس یا فطرت؟
ضمنا نظریه ای که در بند ۲ و ۳ نوشته شما ذکر شده فکر می کنم جای بحث داره. اینکه در بند ۳ گفتین که “علم” همجنس گرایی را جزو ناهنجاریهای جنسی می دونه و عدم تعادل روانی هست و … نظریه ای قدیمی هست و در مطالعات جدید این نظریه به شدت مورد نقد قرار گرفته و رد شده.
فروردین ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۳ ق.ظ
با تشكر از نظرات فرزاد و نسيم عزيز
اما در مورد آنچه فرزاد گفت ذكر چند نكته را ضروري ميدانم:
از نظر علمي انسانها از نظر تمايالت جنسي به سه دسته تقسيم ميشوند گروه اول دگرجنسگرايان هستند و تمايل به برقراري رابطه جنسي با جنس مخالف دارند و درصد زيادي از افراد را هم شامل ميشوند حدود هشتاد الي نود درصد. گروه دوم دو جنسگرايان هستند كه از نظر جنسي تمايل به برقراري ايطه با هر دو جنس را دارند و البته درصد كمي را شامل ميشوند. گروه سوم نيز همجنسگرايان هستند كه از نظر جنسي فقط و فقط تمايل به برقراري ارتباط با جنس مخالف را دارند و از برقراري ارتباط جنسي با جنس موافق هيچگونه لذتي نمي برند. تعداد آنها نيز بين ده تا پانزده درصد است. امروزه تقريبن تمام روانشناسان و متخصصان مربوطه پذيرفته اند كه افراد دسته دوم و سوم به هيچ وجه انحراف جنسي ندارند و اين تمايلات كاملن طبيعي است. اكنون تقريبن در همه جاي دنيا بيشتر مردم از اطلاعات كافي در اين مورد برخوردار هستند و متاسفانه در كشور ايران به دليل سانسور علمي و محدوديت شديد، مردم حتي اين مسائل ساده را هم نمي توانند به راحتي درك كنند.
نكته دوم اينكه افراد هرگز نمي توانند تمايل جنسي خود را تغيير دهند.
نكته سوم اينكه بايد بين همجنسگرايان و دگرجنسگرايان همجنسباز تفاوت قال شويم. مثال قوم لوط در قران كريم از مصاديق دگرجنسگرايان همجنسباز بوده و نه مصداق همجنسگرايان، چون از نظر علمي امكان ندارد كه تمايل جنسي تمام مردم يك شهر به طور ناگهاني تغيير كند.
نكته چهارم اينكه فرزاد عزيز بايد اين را به عنوان يك حقيقت بپذيرد كه به طور متوسط از هر ده مرد يا پسري كه در اطراف او وجود دارد، اعم از دوستان يا اعضاي خانواده، يك نفر از آنان همجنسگرا است ولي به دليل ترس از مسائلي كه وجود دارد آن را ابراز نمي كنند.
نكته بعد اينكه پيچيدن نسخه ازدواج با جنس مخالف براي ارضاي جنسي همجنسگرايان مانند سيراب كردن يك انسان تشنه بوسيله آب شور است و به طور يقين جواب نميدهد. در اين مورد من حتي با يكي از همجنسگراياني كه ازدواج كرده است صحبت كرده ام و از روي حدس و گمان حرف نميزنم.
مسئله بعد اينكه در مورد صحت و سقم علمي مطالب ذكر شده كافيست در يكي از سايتهاي جستجوي علمي مانند science direct و يا isi web of knowledge درباره اين موضوع جستجو كنيد البته به شرطي كه فيلتر نباشند.
اما نكته آخر ، نه در مورد اين مسئله بلكه در مورد تمام مسائل زندگي، خوب نيست آدم با معيارهايي كه در درون خودش وجود دارد در مورد ديگران قضاوت كند چه بسا دنياي درون آنها بسيار متفاوت از دنياي درون شما باشد.
فروردین ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۷ ق.ظ
نسیم جون!
امور فطری با دلایل عقلی و منطقی سازگارن؛ مانند حب ذات، گرایش به زیبایی، کمال جویی، عدالتخواهی. مسائلی مانند حس گرسنگی و تشنگی، دلایلی منطقی و معقول برای رفع نیازهای طبیعی بدن دارن و از جمله امور غریزی هستن. حس جنسی نیز پاسخی به تمایل انسان به ادامه نسل و بقای نوع است و همان گونه که انسان معقول هنگام تشنگی، جام زهر نمی نوشد، هنگام نیاز جنسی نیز به جنس مخالف رجوع می کند، نه به جنس موافق؛ زیرا با فلسفه وجود غریزه جنسی مغایرت داره.
من خود تحصیلات روانشناسی دارم و موضوع نابهنجاری های رفتاری در امورجنسی از جمله مباحث عمده در آسیب شناسی روانی است که روانشناسان بزرگ غرب در این باره تحقیقات گسترده انجام داده و بر ناهنجار بودن همجنسگرایی توافق دارن و روش های مشوره دهی و درمانی این اختلال رفتای رو هم به گونه های مختلف پیشنهاد داده اند.
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۰ ق.ظ
ظاهرن ميخ آهنين من در سنگ سخت فرزاد و همفكران او فرو نميرود. اشكالي ندارد. مجبورم لقمه را بيشتر بجوم و بحث را بيش از حد ساده تر كنم.حال كه ايشان ادعا مي كنند روانشناسي مي دانند من چند سوال از ايشان دارم:
۱- يك انسان، فرض ميكنيم مذكر. او از كودكي احساس ميكند متفاوت است. نسبت به جنس مخالف هيچ احساسي ندارد. با ديدن دختران زيبا و يا حتي با ديدن اندام برهنه آنها تحريك نميشود. هيچگونه جاذبه و كششي نسبت به جنس مخالف در او وجود ندارد. اما در عوض نسبت به جنس موافق تمايل زيادي دارد. با ديدن چهره زيبا از جنس موافق تحريك ميشود و ميل زيادي پيدا ميكند تا با آنها ارتباط داشته باشد. او بايد چكار كند؟
تعداد اين افراد كم نيست. حدود ده درصد از مردان جامعه هنگام بلوغ همجنسگرا ميشوند. ايا با ازدواج با يك دختر مشكل او حل ميشود؟ آيا تضميني هست كه ازدواج با جنس مخالف مشكل او را حل كند درحاليكه يك مرد همجنسگرا حتي از ارضا كردن همسرش نيز ناتوان است؟ آيا فريب دادن يك دختر و وارد كردن او به زندگي يك مرد همجنسگرا كار صحيحي است؟ آيا نقش بازي كردن در تمام طول زندگي مشترك كار درستي است؟ همه ميدانيم اولين عامل ازدواج بين افراد ميل و كشش جنسي است و نه ادامه نسل كه فرزاد مدام پاي آن را وسط ميكشد. اگر ميل و كشش جنسي وجود نداشته باشد هيچ زن و مردي نمي توانند زير يك سقف باهم زندگي كنند.
واقعن افسوس ميخورم كه عده اي نمي خواهند حقيقت را بفهمند و مانند كبكي سر خود را زير برف فرو كرده اند و انجماد فكري آنها را مسخ كرده است به گونه اي كه تصور ميكنند هر آنچه مي انديشند صحيح و بي نقص است.
اگر روانشناسان غربي همجنسگرايي را يك ناهنجاري مي دانند پس چگونه است كه حقوق همجنسگرايان را به رسميت شناخته اند . آيا ميدانيد در بسياري از همين كشورها ازدواج بين همجنسگرايان امري قانوني به شمار ميرود. آيا اين به جز اين است كه با پشتوانه همين روانشناسان اين قوانيين آنجا منصوب شده است؟
حال كه شما از خود گفتيد اجازه دهيد من نيز كمي از خود بگويم. البته به هيچ عنوان قصد تعريف از خود را ندام.من خود به مدت طولاني از اعضاي فعال بسيج محله بوده ام. در دانشگاه نيز يكي از اعضاي فعال بسيج دانشجويي بوده ام . همواره نمازهاي خود را ميخوانم و هيچگاه روزه ام بي دليل قضا نشده است. هيچگاه سعي نكرده ام به حقوق كسي به ناحق تجاوز كنم و در محل و همچنين در دانشگاه به عغنوان يك فرد سالم و كوشا و علاقه مند به اسلام شناخته شده هستم. آيا اين بي انصافي نيست كه كه مرا فقط و فقط به اين علت كه تمابل جنسي متفاوتي دارم و دلم نميخواهد دختر بيگناهي را وارد مسائل شخصي خود كنم به عنوان يك فرد ناهنجار و هوسباز معرفي كنيد؟
به هر حال به طور كلي بايد بگويم كه فكر نميكنم مشكل از دين اسلام باشد. بلكه مشكل از دگرجنسگراياني است كه دين اسلام و قران و ساير منابع ديني را در طول قرنها به نفع خود تعبير كرده اند و هرچه دلشان خواسته براي خود تصويب كرده اند. تا جايي كه يك مرد دگرجنسگرا مي تواند به طور همزمان با چهار جنس مونث ارتباط داشته باشد اما يك همجنسگرا حتي از نگاه كردن به جنس موافق نيز محروم و محكوم ميشود. آنها از سكوت اجباري همجنسگرايان در طول تاريخ نهايت استفاده را نموده و اكنون آنقدر جرات پيدا كرده اند كه به آنان لقب نابهنجار و هوسباز مي دهند.
شما هر چه قدر هم كه دلتان مي خواهد از آنان بد بگوييد و بد بنويسيد ولي مطمئن باشيد ماه پشت ابر باقي نمي ماند و به زودي همه چيز آشكار خواهد شد. به اميد روزي كه انسانها خودخواهي و تكبر نفس را كنار بگذارند و حقوق ساير همنوعان را نيز در سايه رحمت خداوندي به رسميت بشناسند.
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۴ ب.ظ
جناب نادر!
۱- با تشکر از خانم موری که زمینه این گفت و گو را فراهم ساخته اند و با تشکر از شما که موضوع را با حوصله مندی پیگیری نموده اید.
۲- ما یک بحث علمی و منطقی داریم و نه قصد برچسب زدن ؛ به همین دلیل من از شما یا افرادی که متفاوت از من می اندیشند نام نبرده و فرد خاصی مخاطب من نیست. من یک دیدگاه و یک نوع رفتار را به دلایل علمی، دینی و منطقی مورد نقد قرار داده ام و لذا به فرد خاصی کار ندارم.
۳- مثالی که شما از متفاوت بودن بعضی افراد از دوره کودکی در زمینه کشش جنسی بیان کرده اید، برای روانشناسان موضوع آشنایی است. این چنین موارد و نیز موارد دیگری مانند بی اشتهایی روانی، مسائلی هستند که به لحاظ روانشناسی فیزیولوژیک دلایل خاص خود را دارند و در برخی موارد به اختلالات هرمونی و فعالیت نوروترانسمیترهای دستگاه عصبی و یا دلایل دیگی از این دست مربوط می شوند که هم قابل ریشه یابی است و هم از نظر علمای روانشناسی راه حل های علمی و درمانی خاص خود را دارند؛ و قطعا چنین اختلالاتی به کشش های فطری مربوط نمی شوند.
۴- سردمزاجی در جریان مقاربت جنسی از یکی از دو طرف زن و شوهر یا هردو نیز ازنظر روانشناسان و روانپزشکان کاملا دلایل علمی دارد که بطور طبیعی راه حل نیز دارد و در این مورد متخصصین، آثار علمی و تحقیقاتی گسترده ای را نیز منتشرکرده اند.
۵- جواز همجنسگرایی در شماری از کشورهای غربی، به مسائل فکری و اعتقادی حاکمان آن کشورها و نیز به فلسفه سیاسی لیبرالیسم غربی مربوط می شود که بر بنیادی استوار و منطقی بنا نشده و بر اومانیسم متکی می باشد. در زمینه جواز رسمی همجنسگرایی، علم روانشناسی به هیچوجه دخیل نیست.
۶- خدای بزرگ همه ما و شما را در مسیر شناخت حقیقت و عمل بر بنیاد اصول استوار، توفیق عنایت فرماید
با تشکر مجدد
فرزاد
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۷ ق.ظ
خوب است. پس تا اينجا پذيرفتيد كه همجنسگرايان هوسباز نيستند. اميدوارم در آينده ابهامات بعدي نيز مورد پذيرش قرار بگيرد تا همجنسگرايان اينقدر تحت آزار و اذيت قرار نگيرند.
همين روز گذشته من با يك پسر همجنسگراي ۱۹ ساله صحبت ميكردم. او كه تاكنون حتي هيچ عمل جنسي هم انجام نداده بود به حدي از همجنسگرا بودن خود احساس شرم و گناه ميكرد كه ميگفت تصميم گرفته است ميل جنسي خود را به طور كامل سركوب كند و حتي ديگر به آن فكر هم نكند!
تعداد اين افراد در جامعه كم نيست. اگر فرض كنيم حدود ده درصد از مردان و پنج درصد از زنان بالغ جامعه همجنسگرا هستند با يك حساب سرانگشتي ميبينيم كه حدود هشت ميليون نفر از افراد جامعه ايران همجنسگرا هستند! يعني هشت ميليون آدم نابهنجار و داراي اختلال جنسي در اين جامعه زندگي مي كنند؟!
فرزاد عزيز شما تا به حال با چند همجنسگرا صحبت كرده ايد؟
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۷ ب.ظ
۱- صحبت شما راجع به یک کودک بود؛ و من دلایل نوروفیزیولوژیک آن را توضیح دادم. اگر بابررسی بالینی روان پزشکان، معلوم شود که اختلال جنسی فرد، علل فیزیولوژیک ندارد، روانشناس می تواند الگوهای رفتاری وی را در حوزه اخلاق جنسی مورد بررسی قراردهد. در این صورت نابهنجاری رفتاری براثر الگوی رفتاری نامناسب، روانشناس را به این نتیجه می رساند که فرد مورد نظر دچار ناهنجاری جنسی است و از این وضعیت در مفاهیم دینی به نام هوس بازی یا انحراف اخلاقی در زمینه جنسی یاد می شود.البته در این حالت نیز روانشناسان با استفاده از روش های درمانی خود به حل مشکل اقدام می کنند و دین هم برای رفع آن، احکام و راه حل های خاص خود را دارد.
۲- من نمیدانم شما این آمار ۱۰ درصدی و ۵ درصدی را از کجا آورده اید؟ و چگونه آن را به همه جوامع تعمیم می دهید؟ رسیدن به آمارهای مشخص در چنین موضوعاتی، نیازمند تحقیقات علمی با روش های ویژه خود است و تعمیم دادن آن از یک جامعه به جامعه دیگر به سختی ممکن است؛ پژوهشگران هم به راحتی چنین کاری نمی کنند.
۳- بهتر است بجای توجیه کردن مشکل، درصدد یافتن راه حل مناسب برای آن شد.
فروردین ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۲ ق.ظ
سلام
زیبا می نویسی.تلخ
هر جند واژه روزمرگی مان شده است تلخی
با اجازه شما وبلاگت را لینک کردم
خوشحال میشم به سایت من هم سر بزنی
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۵ ب.ظ
سلام. کی گفته که این کارهایی که این حکومت انجام میده مطابقه با اسلام هست.دین باعث تعالی روح انسان میشه.من gay هستم و مسلمان.gay هستم و دینم را هم دارم. دین با همجنس بازی مخالفه ,نه همجنس گرایی.
فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۵ ق.ظ
هم جنس گرایی ذاتی نیست.اگر ذاتی باشه پس باید مشترک در میان انسان ها باشد.چون میان انسانها مشترک نیست پس ذاتی هم نیست.بهتره بگیم که انتخاب گرایش جنسی چیزی ارادی نیست.ولی ۱ مسعله وجود داره که اگه ما بپذیریم گرایش جنسی قابل تغییر نیست ,پس تکلیفه بچه خواهان چی میشه که بدلیل نداشتن شریک جنسی(به دلیله به بلوغ نرسیدن بچه )باید راه حلی برای خود پیدا کنندو گرایش خود را تغییر دهند
فروردین ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۵ ب.ظ
طبق مطالعات من در مورد اختلالات جنسي، همجنسگرايي به دليل مشاهده يا احساس و درك كردن رابطه ي جنسي مادر و پدر در دوران كودكي اتفاق مي افته.قابل تذكره ، اونايي كه با تفاوت قائل شدن بين همجنسبازي و همجنسگرايي مسئله رو توجيه مي كنن بدونن اسلام مجازات رو براي س ك س كه در هر دو رابطه ي همجنسبازي و همجنسگرايي وجود داره صادر كرده نه صِرف و ذاتشون.
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۹ ب.ظ
سلام به همه
عزیزانم
فطرت انسان متمایل به جنس مخالف است نه موافق
تمایل به جنس موافق بدلیل سابقه انحراف خواسته یا ناخواسته ای است که در کودکی یا نوجوانی رخ داده است
وجدانا کلاهتان را قاضی کنید راست نمی گویم؟
راه خلاصی از آن هم سرکوب تمام عیار این میل است و لاغیر
والا تا دم مرگ هم این حس رهایت نمی کند
بدانید انسان مملو از تمایلات مختلف است که اگر بخواهند جامه عمل بپوشند اوضاعی پیش می آید که به نفع هیچکس نیست.
فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۲ ب.ظ
[…] که دیده وبلاگ همتا است و سپس به مطلبی که در وبلاگ رها نوشته شده لینک داده است. در پستی که مطلبی از لیلا موری […]
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۳ ق.ظ
با سلام
سخنان دوستان را خواندم ، من نیز چند کلامی در باب همجنسگرایی بگویم
در مرحله نخست میباسیت نسبت به گرایشات جنسی شناخت داشته باشیم و اینکه گرایشات جنسی در اثر چه عواملی پایه ریزی و شکل می گیرد . تحقیقات و مطالعات اخیر انجمن روانشناسان و روانپزشکان اروپا و امریکا به این نتیجه رسیده است که جنین در دوران باردای مادر به دلایل اختلالت هورمونی درون رحمی تحت تاثیر قرار گرفته و لذا در قسمت هیپو تالاموس مغز جنین که بخش تنظیم کننده هورمونهای مردانه و زنانه و بطور کلی تمامی امور مرتبط به عواطف و احساسات جنسی از جمله گرایش جنسی است متاثر از شرایط رحمی مادر گشته و با گرایشی متفاوت نسبت به اکثر نوزادان متولد میگردد این بدان معناست که گرایش جنسی از همان دوران جنینی بدون اینکه فردی در نوع انتخاب آن دخالتی داشته باشد بطور ذاتی پایه ریزی میگردد و رفته رفته متناسب با اساس پایه ریزی شده اش رشد و تکامل پیدا میکند . درست همانگونه که دگرجنسگرایان در انتخاب گرایش جنسی خود به جنس مخالف هیچ نقشی نداشته اند بلکه بدون اینکه خود بدانند و خود بخواهند و خود انتخاب کنند با گرایش جنسی به جنس مخالف متولد شده اند ، بنابراین کاملا مشخص است که گرایش جنسی انتخابی و ارادی نیست زیرا اگر گرایش جنسی انتخابی و اردای باشد بنابراین هر انسانی باید بتواند هر آن که دلش خواست گرایش جنسی خود را تغییر دهد ، یعنی یک دگر جنسگرا هم اگر معتقد باشد که گرایش جنسی انتخابی است باید بتواند گرایش جنسی خود را از جنس مخالف به جنس موافق تغییر دهد ، حتی برای اثبات اینکه گرایش جنسی انتخابی و تغییر پذیر است باید بتواند اینکار را بکند ، ولی آیا یک دگرجنسگرا می تواند حتی برای یه ساعت گرایش جنسی خود را تغییر دهد ؟؟؟ اگر معتقد به تغییر پذیر بودن گرایش جنس است و اگر معتقد به انتخابی بودن گرایش جنسی است آیا می تواند گرایش جنسی خود را تغییر دهد و نوع دیگری از گرایش جنسی را انتخاب کند ؟؟؟
باز دیده میشود که چنین چیزی نه از جانب دگرجنسگرایان ممکن است نه از جانب همجنسگرایان ، زیرا اصولا گرایش جنسی تغییر ناپذیر است . البته در برخی گزارشات که از جمله روانشناسان معتقد به درمان گرایش جنسی هستند امده که توانسته اند گرایش جنسی فردی را تغییردهند که این تغییرات اولا بسیار کوتاه مدت بوده و پایدار نبوده و مطلب مهمی که در این راستا وجود دارد خطرات بسیار مهلکی بوده برای درمانپذیران وجود امده تا جائیکه انجمن روانشناسان اروپا و امریکا اعلام داشتند چنین راهکارهایی به عنوان تغییر گرایش جنسی افراد به مراتب خطرآمیزتر است و فرد را با مشکلات جدی روبرو میکند . البته این دسته از روانشناسان از جمله رواشناسان معتقد به تغییر پذیر بودن گرایش جنسی هستند که تا امروز نیز به دنبال راهی برای تغییر گرایش جنسی بوده اند اما هنوز موفق نگشته اند . اما چیزی که مهم است این میباشد که گرایش جنسی بدون انتخاب فرد بطور ذاتی از همان دوران جنینی پایه ریزی شده و در دوران بلوغ جسمی به دلیل رشد و ترشح هورمونهای جنسی خود را بروز میدهد ، در دگرجنسگرایان بصورت میل و کشش جنسی به جنس مخالف و در همجنسگرایان بصورت میل و کشش جنسی به همجنس ، و نکته مهم دیگری که وجود دارد گرایش به جنس مخالف و یا جنس موافق فقط شامل میل جنسی نیست بلکه در هر دو گرایش علاوه بر میل و کشش جنسی امیالی همچون عاطفی ، احساسی ، و روحانی نسبت به مخاطب وجود دارد هم در دگرجنسگرایان و هم در همجنسگرایان ، اینطور نیست که بسیاری تصور میکنند که همجنسگرایان فقط از لحاظ جنسی به همجنس خود کشش دارند بلکه یک همجنسگرا از تمامی لحاظ روحانی مثل عاطفه ، علاقه ، عشق ، نیاز به بودن در کنار یک همجنس به عنوان یار و دوست و … و میل جنسی به همجنس خود گرایش دارد آنهم به همان دلایل هورمونی و ژنتیکی که ناخواسته با ان متولد شده و طبق ذات و فطرت خلقت خویش رفتار می کند ، و واقعا خارج از توان و نوع ذات و خلقت یک همجنسگراست که بر خلاف گرایش ذاتی و روحی خود رفتار کند اما بناچار به دلیل فشارهای اجتماعی و دوری از افکار و تصورات نادرست مردم اجتماع به اجبار به دگرجنسگرایی رو میآورد که بدان دگرجنسگرایی اجباری گفته میشود که خود باعث پدید آمدن بسیاری مشکلات هم برای خود و هم برای دیگران میشود ، بگذریم بحث زیاد است و مطلب نیز بسیار اما مهم این است که با شناخت به گرایشات جنسی و دلایل و عوامل علمی گرایشات جنسی نسبت به افراد شناخت بهتر و دقیقتری داشته باشیم و اینکه هر انسانی را با توجه به نوع خلقت ذاتیش مورد بازخواست قرار دهیم و مهمتر اینکه نسبت به حقوق یکدیگر اگاه باشیم حتی اگر حقیقت ذاتی فردی بر خلاف حقیقت ذاتی ما و تفکر ، عقیده ، و احساس ما هست و این را بدانیم که دنیا منبع تفاوتهاست و هیچ خلقتی و هیچ تفاوتی بی دلیل نیست بلکه به جای نفی این تفاوتها به سرچشمه خلقت همان خلایق و تفاوتها بنگریم که خداوند عالم است و اینکه مطالعات جدید نشان داده که عواملی همچون عوامل محیطی مثل همانند سازی غلط فزرند با والدین مثلا وجود پدری مستبد و خشن که باعث روی آرودن فرزند پسر به ادر شود که در نتیجه برخوداری از عواطف زنانه … گردد مصداق ندارد و به تنهایی عاملی برای گرایش جنسی نمی باشد چرا که در این صورت بسیاری از کودکانی که در طول دروان کودکی و دوران شکل گیری شخصیت خود تنها با یکی از والدین زندگی کرده اند می باید همه انان نیز همجنسگرا می شدند و یا بازدر تحقیقات نشان داده شده که بسیاری از همجنسگرایان از والدینی مهربان و خوش خلق برخوردا بوده اند که عامل همانند سازی نادرست بین انان صادق نمی باشد و بسیاری از عوامل کلاسیک و ابتدایی روانشناسی که در آغازین تحقیقات راجب گرایشات جنسی ثبت شده امروزه اعتبار ندارد بلکه در اثر پیشرفت علمی و همچنین پیشرفت تکنولوژی و تحقیقات آزمایشگاهی و زیست شناسی و ژنتیک به این نتیجه رسیدند که عوامل هورمونی و ژنتیکی عوامل موثر و اساسی تری نسبت به عوامل محیطی در تعیین نوع گرایش جنسی هستند و مطلب مهمی که وجود دارد این است گرایش جنسی به هردلیلی باشد تغییر ناپذیر است و تا به امروز از نظر علمی هیچ درمانی برایش شناخته نشده است و دیگر اینکه در ده ۱۹۷۰ میلادی همجنسگرایی از لیست بیماریهای جنسی حذف گشت بلکه با توجه به عوامل و دلایل ذاتی به عنوان یک گرایش جنسی شناخته شده که حدود ده درصد مردم هر اجتماعی با این گرایش جنسی متولد می گردند
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۶ ق.ظ
برای سامی عزیز
سامی عزیز ، مقوله بچه بازی که اصطلاح علمی ان پدوفیلی است با مقوله همجنسگرایی کاملا جداست ، زیرا یک فرد بچه باز به کودکی که هنوز دارای بلوغ فکری هم نیست چه برسه به بلوغ جنسی در واقع تجاوز میکند و یا از طریق دوز و کلک و یا اجبار و یا تهدید به عمل نادرست رابطه جنسی با یک کودک نابالغ میپردازد که در اینجا فرد بالغ و بزرگسال برایش جنسیت کودک مهم نیست چون بچه بازان هم با دختران خردسال و هم با پسران خردسال از طریق همان راه های اجبار و تهدید و دوز کلک در واقع به سوء استفاده جنسی از کودکان میپردزاند ,و اینطور نیست که تصور شود بچه بازان فقط مذکر هستند بلکه بچه بازان مونث هم با پسران خردسال از همان راه ها به بهر بردای جنسی می پردازند. این روابطی که یکی از طریفن رابطه هیچ رضایتی ندارد و به اجبار تن به رابطه داده حتی اگر هر دو طرفین افرادی بزرگسال باشند رابطه ای نادرست و غیر وجدانی است برای همینم پدوفیلی چون بر پایه اجبار و عدم رضایت یکی از طرفین و نداشتن آگاهی و بلوغ فکری و جنسی کودک مورد تجاوز می باشد مردود است و در هیچ اجتماعی حتی از نظر علمی پذیرفته نیست بلکه واقعا جزء بیماریهای جنسی است ، اما گرایش جنسی به دلایل علمی به سه گونه اصلی تقسیم بندی شده همانگونه که نادر عزیز فرمودند طبق لیست دی اس ام به سه دسته هتروسکشوال و بایسکشوال و هوموسکشوال طبقه بندی شده ، و هر سه گرایش جنسی به عنوان گرایشات جنسی انسان شناخته شده است ، که دارا بودن یکی از اکثریت و دیگری از اقلیت دلیل بر ارجحیت و اصالت آن بر دیگری نیست بلکه همانطور که قبلا گفتم به دلیل عوامل و دلایل علمی معدودی با این گرایش متولد می گردند و اگر یه فرد بزرگسال به یه کودک خردسال با هر ترفندی رابطه جنسی برقرار کند فرق نمیکند همجنسگرا باشد یا دگرجنسگرا یک فرد خطاکار است و یک متجاوز است درست مانند بسیار از دگرجنسگرایانی که هر روزه در روزنامه ها میخوانیم به ناموس مردم تجاوز میکنند در حالیکه در منظر اجتماعی از گرایش جنسی سالمی برخوردار هستند چون به جنس مخالف خودشون گرایش دارند و در اینجا مشاهده و ثابت میشود که با وجودیکه دارای گرایش جنسی به جنس مخالف هستند اما دارای بیماری جنسی هستند که آنان را متجاوز میگرداند بنابراین گرایش جنسی حالا از هر نوعش دلیلی بر سلامت روانی و جنسی داشتن نیست بلکه اساسا گرایش جنسی جدای از بیماریها و انحرافات جنسی است ، گرایش جنسی فقط و فقط بیانگر نوع گرایش و تمایل روحی و عاطفی و جنسی آنهم بصورت کاملا آگاهانه می باشد .
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۵ ق.ظ
به نظر من خدا ما رو آفرید واسه خودش نه واسه همدیگه
این جمله رو میگم هنوز خودمم بهش نرسیدم ولی همین جا با همتون عهد میبندم که تو جهان بعدی (واسه همتون آرزوی رستگاری می کنم ) هممون متوجه میشیم گول چه چیزهایی رو خوردیم و چه معشوقی رو از دست دادیم
معشوی که خودش به همه عشق بازی رو یاد داد اما …..
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۷ ق.ظ
salam
eyyyyyyyyyyy khoda daram divune misham
man khodam gay hastam
vali hala mitarsam
nemidunam in havasame ya zato fetratame
komak
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۲ ق.ظ
kasi mitune komakam kone
ke bayad avaz sham ya na
تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۴ ق.ظ
مرگ بر همجنس بازان مرگ بر سیاستمداران بی عقل که ازدواج همجنس بازان را تصویب کردند زنده باد بنیان استوار خانواده زنده باد اسلام
تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۴ ق.ظ
انسانها مثل قطبهای اهنربا هستند که قطبهای هم نام همدیگر رادفع وقطبهای غیر هم نام ومخالف همدیگر را جذب می کنند پس از نظر عقل وعلم همجنس بازی مردود میباشد
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۹ ق.ظ
khoda bakhsh cheshato va kon
man va kheylia dige faqat be sex va baste nistim
man az nazare ruhi be ye pesar niaz daram
تیر ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۱۵ ق.ظ
سلام
فکر میکنم جستجوی ساده عبارت ( همجنسگرایی ) در بخش فارسی wikipedia میتونه مساله همجنسگرایان رو تا حدی براتون روشن کنه.
نظر شخصی من در رابطه با مشکل درک نشدن همجنسگرایان:
لذت جنسی عاملییه که باعث میشه یک دگرجنسگرا در شرایط خاص برای رفع نیاز جنسی دست به همجنسبازی بزنه. عقل آدم به چشمشه; به همین دلیله که فرد دگرجنسگرا, انسان همجنسگرای بیچاره رو که از نظر ظاهر با خودش تفاوتی نداره ((ولی از نظر روحی متفاوته)) با خودش یکی میدونه و او رو متهم میکنه.
درک نکردن این موضوع بعد از مطالعه و تحقیق واقعی متاسفانه فقط خنگ بودن شما رو نشون میده!
مرداد ۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۳ ق.ظ
انسانها مثل قطبهای اهنربا هستند که قطبهای هم نام همدیگر رادفع میکنند وقطبهای غیر هم نام همدیگر راجذب میکنند در نتیجه از نظر علم وعقل همجنس بازی مردود میباشد
مرداد ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۸ ق.ظ
خدابخش خورشیدی از نظر شما; انسانها در گرایش جنسی با باقی موجودات زنده متفاوتن؟
وجود حیوانات همجنسگرا کاملا اثبات شده, حالا بماند که جدیدترین تحقیقات علمی حتی تفاوت عملکرد مغز افراد همجنسگرا با دگرجنسگرا رو هم ثابت کردن…
پس خواهش میکنم علم و عقلی رو که هیچ اطلاعی ازشون ندارید مدافع نظرییه خودتون نکنید!
مرداد ۸م, ۱۳۸۷ at ۴:۲۲ ب.ظ
همه انسان ها برای دوست داشتن و دوست داشته شدن هستند.
چه سیاه و سفید
چه زن و مرد
چه پروتمند و فقیر
همه یک بخشی از تکامل است که خدا بقیه آراه رو به گرذن انسان انداخت
و طبیعت که هدیه
خداست راه رو نشان میدهد که کدام صحیح و کدام اشتباه است.
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۲ ب.ظ
به خدا پناه ببرید با اراده هر کاری قابل انجام است خدا برای انسان ها جس مخالف آفریده است پس چه لزومی به هم جنس گرایی وسوسه های شیطان را بی توجهی کنیم هر نفس کامی است به سوی مرگ هر جمعه سری به غسالخانه بهشت بزنید ببینید چه جوانهایی بر سر دست می روند نیاز جنسی با راه های پیشنهادی اسلام به کلی رفع می شود به بیراهه نرویم
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۳ ب.ظ
من می خواستم نظر شخصی خودم رو راجع به همجنسگرائی بگم
وقتی از بیرون به مسئله نگاه میشه همه میگن همجنسگرائی هم مثل دگرجنسگرائی یک گرایش جنسی است و باید به اون هم به صورت یک اقلیت توجه کرد و حقوقش رو محترم دونست ولی چیزی که تو این مدت بهش رسیدم اینه که من دیگر به این القاب اهمیتی نمی دهم…
دوستان عزیز من هم به قول خودتون یک همجنسگرا بودم…و سالهای سال با این تمایلات و احساسات زندگی می کردم ولی الآن دیگر یک انسان واقعاً آزاد هستم و همجنسگرائی وجود نداره، من فقط یاد گرفتم که بفهمم کی هستم، بیخود به این دنیا نیومدم که چند روزی زندگی کنم و بعد هم نابود بشم و هیچ….
نه من فهمیدم که منشأ اصلی عشق ، خداست…و یاد گرفتم که به موجودی که از جنس بشر نیست عشق بورزم باهاش تو تنهایی ها صحبت کنم و دلم رو به عشق اون صفا بدم…خیلی برای من سخت بود ولی اگر بهش برسیم می فهمیم که همجنسگرائی دیگه معنائی نداره…
من می دونم که خدای من، من رو بی خود و بی جهت متفاوت از بقیه خلق نکرده ! این اگر باشه ظلمه اونه و بی عدالتی اون رو می رسونه، من هم مانند بقیه خلق شدم! یاد گرفتم که گذاشتن برچسب بر روی آدمها یعنی ناقص دونستن خلقت خدا…
یاد گرفتم که نباید این طور فکر کنیم که زندگی سکسه و تمایلات جنسی، بلکه زندگی تمرین عشق و محبت و دوستی است چه در حق همجنس چه در حق غیر همجنس!
و فهمیدم که من نیازی به این که عده ای انسان برای من تکلیف تعیین کنند و « بگن تو همجنسگرا هستی و باید این طور باشی» ، ندارم…
قصه قوم لوط رو هم خیلی خونده ام، شاید من رو آدم خشکه مذهبی بدونید ولی باور کنید این فقط عمل زشت همجنسبازی نبود که در قرآن محکوم شد، بلکه گناه بزرگتری که خشم خدا رو بر افروخت جدیت قوم لوط در تشکیل زندگیهای همجنسگرایانه بود، این رو در آیات مختلف قرآن می توان فهمید که قوم لوط به تشکیل زندگی های همجنسگرایانه اقدام کرده بودند و این صد البته عملی خطرناکتر از یک رابطه جنسی بود…این بود که خشم خدا رو برافروخت ، من سعی نکردم خودم رو گول بزنم ولی به این مطلب رسیدم که دلیلی برای همجنسگرا بودن و ماندن یک انسان وجود نداره و خدا هم این رو برای بشر خودش نخواسته و نمی خواد…
من دنبال دلیل و مدرک برای اثبات همجنسگرائی دیگه نمی گردم…حیوانات و ژنتیک و…
فطرت انسانی من به من ندا میداد که انسان این نیست…
دیگه دلیلی برای همجنسگرائی وجود نداشت و من نیازی به اینکه به دنبال استانداردهای بشری برای زندگی یا همان Lifestyle بگردم نداشتم…من یاد گرفتم که خودم رو به موجودی متفاوت از بشر متصل کنم …شاید باور نکنید ولی از وقتی که این کارها رو کردم تقوای من جایگزین اون شهوات شده و سعی می کنم با همجنسم دوستی از ته دل داشته باشم و بهش عشق بورزم
من خدا رو منشأ و منبع همه چیز می دونم و به استانداردسازی های بشری نیاز ندارم من می دونم که در وادی پرهیاهوی بشری تنها به حال خودم رها نشده ام…خودم رو پیدا کردم و به سمت اصل خودم حرکت می کنم و روزی هم ملاقاتش می کنم
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۹ ب.ظ
من می خواستم نظر شخصی خودم رو راجع به همجنسگرائی بگم
وقتی از بیرون به مسئله نگاه میشه همه میگن همجنسگرائی هم مثل دگرجنسگرائی یک گرایش جنسی است و باید به اون هم به صورت یک اقلیت توجه کرد و حقوقش رو محترم دونست ولی چیزی که تو این مدت بهش رسیدم اینه که من دیگر به این القاب اهمیتی نمی دهم…
دوستان عزیز من هم به قول خودتون یک همجنسگرا بودم…و سالهای سال با این تمایلات و احساسات زندگی می کردم ولی الآن دیگر یک انسان واقعاً آزاد هستم و همجنسگرائی وجود نداره، من فقط یاد گرفتم که بفهمم کی هستم، بیخود به این دنیا نیومدم که چند روزی زندگی کنم و بعد هم نابود بشم و هیچ….
نه من فهمیدم که منشأ اصلی عشق ، خداست…و یاد گرفتم که به موجودی که از جنس بشر نیست عشق بورزم باهاش تو تنهایی ها صحبت کنم و دلم رو به عشق اون صفا بدم…خیلی برای من سخت بود ولی اگر بهش برسیم می فهمیم که همجنسگرائی دیگه معنائی نداره…
من می دونم که خدای من، من رو بی خود و بی جهت متفاوت از بقیه خلق نکرده ! این اگر باشه ظلمه اونه و بی عدالتی اون رو می رسونه، من هم مانند بقیه خلق شدم! یاد گرفتم که گذاشتن برچسب بر روی آدمها یعنی ناقص دونستن خلقت خدا…
یاد گرفتم که نباید این طور فکر کنیم که زندگی سکسه و تمایلات جنسی، بلکه زندگی تمرین عشق و محبت و دوستی است چه در حق همجنس چه در حق غیر همجنس!
و فهمیدم که من نیازی به این که عده ای انسان برای من تکلیف تعیین کنند و « بگن تو همجنسگرا هستی و باید این طور باشی» ، ندارم…
قصه قوم لوط رو هم خیلی خونده ام، شاید من رو آدم خشکه مذهبی بدونید ولی باور کنید این فقط عمل زشت همجنسبازی نبود که در قرآن محکوم شد، بلکه گناه بزرگتری که خشم خدا رو بر افروخت جدیت قوم لوط در تشکیل زندگیهای همجنسگرایانه بود، این رو در آیات مختلف قرآن می توان فهمید که قوم لوط به تشکیل زندگی های همجنسگرایانه اقدام کرده بودند و این صد البته عملی خطرناکتر از یک رابطه جنسی بود…این بود که خشم خدا رو برافروخت ، من سعی نکردم خودم رو گول بزنم ولی به این مطلب رسیدم که دلیلی برای همجنسگرا بودن و ماندن یک انسان وجود نداره و خدا هم این رو برای بشر خودش نخواسته و نمی خواد…
من دنبال دلیل و مدرک برای اثبات همجنسگرائی دیگه نمی گردم…حیوانات و ژنتیک و…
شاید خیلی ها به این اکتفا کنید که همجنسگرائی از لیست APA خط خورد و عادی تلقی شد، کافیه برین کمی تحقیق کنید ببینین چه جوی در اون جلسه حاکم بود که منجر به اون رأی شد و مدافعان حقوق همجنسگراها در اون جلسه چه نفوذی رو اعمال کرده بودند…
کافیه برین جستجو کنید و ببینید که واژه همجنسگرایی ژنتیکی یک لغت بی معناست و همه اون تحقیقات محققان از جمله Hamer وLeVay که بر روی مغز همجنسگراها انجام شد «رد» شدند…
همه اش رد شد و نتیجه این شد که من فهمیدم اگر بگیم همجنسگرائی ذاتی است دروغ بزرگی گفته ایم…
انسان کتاب نیست که روی آن برچسب بزنیم …همجنسگرا، دگرجنسگرا، دوجنسگرا
انسان حامل روح خداست…
فطرت انسانی من به من ندا میداد که انسان خلیفه خدا در زمین رسالتی بیش از این ها دارد و اصلا این جهان بینی من احساسات قبلی من رو که در دفاع از همجنسگرائی بود از بین برد!!!.
دیگه دلیلی برای همجنسگرائی وجود نداشت و من نیازی به اینکه به دنبال استانداردهای بشری برای زندگی یا همان Lifestyle بگردم نداشتم…من یاد گرفتم که خودم رو به موجودی متفاوت از بشر متصل کنم …شاید باور نکنید ولی از وقتی که این کارها رو کردم تقوای من جایگزین اون شهوات شده و سعی می کنم با همجنسم دوستی از ته دل داشته باشم و بهش عشق بورزم
من خدا رو منشأ و منبع همه چیز می دونم و به استانداردسازی های بشری نیاز ندارم من می دونم که در وادی پرهیاهوی بشری تنها به حال خودم رها نشده ام…خودم رو پیدا کردم و به سمت اصل خودم حرکت می کنم و روزی هم ملاقاتش می کنم
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۶ ب.ظ
نادر عزیز
من کامنت های تو را خواندم
و دلم نیامد که نظرم رو راجع بهش ننویسم…
اول از همه این رو بگم من به این مسئله اعتقاد دارم در هیچ کاری نباید اجبار باشه و تو هم مثل هر انسان دیگه ای آزادی که هر طوری دلت می خواد باشی…آزادی که هرجور می خوای زندگی کنی و کسی هم نباید کسی رو به زور به انجام عملی دعوت کنه (لا اکراه فی الدین)
نادر جان
طبق گفته ها خودت دین رو به جا می آوری هر چند من اصلاً این دینداری شما رو قبول ندارم ولی می دونی که خداوند ازما بندگانش خواسته که مردم رو به انجام امور نیک دعوت و از انجام فحشاء باز بداریم …
اولاً یک جمله و اونم این که خداوند در دینش ابهامی نیاورده ؛ از کوچکترین مسائل تا بزرگترین رو بهش توجه داشته نمی تونیم بگیم که در مورد مسئله ای مثل زندگی انسان بی توجه بوده! اون وقتی انسان رو از عمل زشت زناء نهی می کنه در کنارش میگه اگر توانائی ازدواج دارید ازدواج کنید و گر نه «عفت پیشه کنید»… دهها نوع مسئله زندگی انسان هم هست که در قرآن بهش اشاره شده و نشون میده خدا نسبت به زندگی بشرش چقدر دقیق بوده و اصلاً بی تفاوت نبوده
در مورد مسئله همجنسگرائی …
اولا واقعاً متأسفم از این که غریزه و فطرت خودت رو در نگاه و تحریک جنسی خلاصه کرده ای و اصلاً به دنبال جزء گمشده وجود خودت نیستی…از خودت یک تعریف یک سویه و یک بعدی ارائه میدی مبنی بر این که با دیدن همجنست تحریک میشی و از دیدن جنس مخالفت بی احساسی هستی …این نهایت تک بعدی نگری توست که لایه های عمیق تر وجود خودت رو کشف نکردی و نمی خوای بکنی …
متاسفم از این که فطرت الهی انسان رو در بعد جنسی اون می بینی و معتقد هستی که این موضوع جزئی از غریزه توست…متأسفانه تو هیچ چیزی از غریزه نمی دونی هیچ چیز…
و فقط از حرفهای عده ای دیگر دفاع می کنی…عده ای دیگر که اثباتی بر ادعای خودشون ندارند عده ای دیگر که مثل خودت بشر هستند و از عقل محدود و ناقصی مثل خودت بر خوردارند! من همین الآن میگم تموم اون تحقیقات که میگن همجنسگرائی ذاتیه بعدها نقض شد و زیر سؤال رفت این درسته و من شهادت می دهم که اینطوره!
خروج همجنسگرائی از لیست بیماریهای روانی توسط انجمن روانشناسان ایالات متحده در اتمسفری انجام گرفت که مدافعان حقوق همجنسگرایان بر آن تسلط داشتند و در نتیجه عده ای از روانشناسان از ترس خود رأی در موافقت با خروج Homosexuality از این لیست دادند…امروزه APA یا همان انجمن روانشناسان ایالات متحده این مسئله رو تأیید می کنه که همجنسگرائی چیزیه در نهاد انسان نیست بلکه مثل لفافی می مونه که طبیعت انسان رو پوشونده…
قسم می خورم که همه اینها واقعیته و اگه خواستید براتون اثبات می کنم…
نادر عزیز!
من در جواب حرفهای تو فقط یک آیه از قرآن رو میارم که همه چیز رو تموم شده بدونی ، این آیه برای همه عالمیان اومده و استثاء نداره:
سوره مبارکه شعراء آیه ۱۶۵:
«أتأتون الذکران من العالمین» * « و تذرون ما خلق لکم ربکم من ازواجکم بل انتم قوم عادون»
اول از همه این که ما نمی دونیم که قوم لوط چرا دست به رفتارهای همجنسگرایانه زده اند، اسنادی هم که وجود داره (غیر از خود قرآن) هیچ گاه متکی بر واقعیت نیستند ، پس بیاییم و اصل رو مد نظر قرار بدیم که آیه های قرآن هستند و نه چیز دیگری رو.
مطابق با آیه فوق:
“آیا شما در میان عالمیان به سراغ مردان می روید ؟ و زنان رو که خداوند به عنوان جفت برای شما قرار داده رها می کنید؟ ”
عبارت بالا نه به عمل جنسی اشاره داره و نه تمایل جنسی انسان…
عبارت بالا همجنسگرائی رو به طور صریح نفی کرده و جای شک و ابهامی هم نگذاشته و کسی رو هم از این قضیه استثناء نکرده …توجه کنید که تأکید این آیه فقط بر زشت بودن عمل جنسی نیست بلکه در نابودکننده بودن همجنسگرائی است.
آقای نادر
نمی دونم امیال غریزه و فطرت در نظر تو چی هستند ولی تو می خواهی همون طور که هستی باشی و نه اون طوری که خدا می خواد…خدا برای تو چیه؟ نقشش چیه؟ چه تعریفی از خدا برای خودت داری؟
در دین خدا شک و شبهه وارد نکن که اون دینش “بیّنه” است یعنی روشنه و ابهامی درش نیست
من توصیه می کنم به دنبال اون جزئی از وجودت باش که واقعاً احساس می کنی نداریش و می خواهی که داشته باشیش…باور کن که سکس نیست نیاز تو سکسی نیست و خدا انسان رو با نیاز فطری به همجنس نمی آفرینه…دین خدا رو ملعبه نکن …
Same Sex Attraction در واقع احساسیه در نهاد تو که درهمه انسانها وجود داره فقط کافیه بدونی که راه دوست داشتن همجنس این نیست که باهاش سکس کنی، این چیزی نیست که خدا پیش پای انسان گذاشته باشه بلکه این یک نیازه در تو باید از راه طبیعی تأمین بشه تا انشاءالله از تو انسانی بسازه که خدا می خواد…
“سکس با همجنس چه در قالب همجنسبازی و چه در قالب همجنسگرائی رد شده و طبیعی نیست! باید بدونی که نیاز واقعی تو که همون همنشینی و صمیمیت با فردی از جنس خودته باید ازراه سالم و مناسب ارضا بشه و باید در جهت صحیحی ارضا باشه…”
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۲ ق.ظ
علی جان تو هم مثل خود من فقط نقل قول کردی, همه ما بجای اینکه نظر شخصی خودمون رو بدیم میریم سراغ نقل قول… حالا یا از دین, یا از علم یا از شخص..
نظر علم و دین چه اهمیتی داره وقتی که خودمون هم عقل داریم هم احساس؟
من کسی رو از همجنس خودم تا حدی دوست دارم که حتی حاضرم زندگیم رو براش فدا کنم. دیگه چه اهمییتی میتونه داشته باشه که دین ساخته بشر و علم ناقص بشر در مورد زندگی من چه نظری دارن؟
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
حسام جان!
اصلاً بحث نقل قول نیست!!!
یعنی واقعاً تو فکر می کنی تو این دنیا نهایت همه چیز خودتی و همه چیز رو باید در ظرف عقل محدود و ناقص خودت بسنجی و به هیچ چیز دیگه ای نیازی نیست…؟
اگر واقعاً فکر می کنی که عقل و احساست برای تو همه چیزند و دیگه نیازی به چیزی دیگه نداری من دیگه حرفی با شما ندارم…
حرف من با کسانیه که دین در زندگی اونها یک اصله…اگه تو انسانی هستی برای خودت و می خوای هر طور که هستی باشی و این رو هویت خودت بدونی من روی سخنم با تو و امثال تو نیست…مسیر زندگی خودت رو با همون عقل و احساست بسنج که این در نظر من گمراهی محضه و هیچ…
دین یک اصله و انسان اگه قرار بود فقط و فقط با عقلش و احساسش همه چیز رو بسنجه ، اونوقت لحظه ای دیگه پا بر جا نمی موند!
برای تو متاسفم که دین رو که اصلی در فطرت انسان امری ساخته بشر می دونی ، از دین ذهنیت غلط و پوچی داری…
ضمنا من هم حرف کسی رو دنبال نکرده ام بلکه من به عنوان فردی که همجنسگرائی رو پشت سر گذاشتم و ازش گذشتم ، فطرت خدائی رو در نهاد خودم جستجو کردم و به دنبال اون رفتم یعنی همون اصل خودم…
دوست داشتن همجنس و عشق ورزیدن به اون بد نبوده و نیست ولی از راهی درست و سالم و برادرانه در مسیری که خداپسندانه است! اگر این دوست داشتنها تبدیل به دوستداشتنی بشه که رابطه جنسی رو همراه خودش داشته باشه، این نهایت خودخواهی و پستی انسان است و این دوست داشتن ذره ای ارزش نخواهد داشت…
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۵ ق.ظ
علی جان منظور من از این جمله: (نظر علم و دین چه اهمیتی داره وقتی که خودمون هم عقل داریم هم احساس؟) فقط بی نیازی در انتخاب نوع رابطه عاشقانه و جنسی از علم و دین بود…
البته باید اضافه کنم که نظر ادیان ساختگی در هیچ جایی از زندگی اهمییتی نداره.
مرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۶:۴۵ ب.ظ
آقا حسام!
فقط میتونم بگم که به خاطر این طرز فکر شما متأسفم
شاید در همین آینده نزدیک افرادی پیدا بشن و بگن که اونا از همنشینی با یک حیوان! و رابطه جنسی با او لذت می برن و این رو عقل و احساسشون بهشون میگه و دین در این احساس اونا هیچ جائی نداره و اونا هم راه خودشونو رو برن، لابد شما با این طرز فکرتون مهر تأیید به این احساس می زنید …همینه واقعا دنیای انسانها؟
یعنی شما نمی تونید از راه دیگری کسی رو دوست داشته باشید؟
راهی که خداوند پیش پای انسان در زندگی گذاشته هیچ گاه مبهم و ناروشن نبوده و از اول وظایف بشر به او تکلیف شده و این طور نیست که او باری به هر جهت بار بیاد و هر احساسی که داشت بر اساس همون عمل کنه و خودش پیامبر خودش باشه!
انسان در همه ادوار بشر نیاز به نیروی ماورای عقل و احساسش داشته و این نیرو از جانب خداوند تأمین میشده و اگر قرار بر این بود که بشر نیازی به دین در روابط خودش نداشت بشر به لجن و کثافت کشیده میشد کما این که بسیاری تا کنون بر این مسیر حرکت کرده اند…
شما اگر از دین بی نیازی برای روابطت (چه جنسی چه دوستی چه عاشقانه) پس نقش دین در زندگی شما چیست؟
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۶ ق.ظ
من فکر نمیکنم انسانییت ارتباطی با دین داشته باشه! هیچ انسانی حق نداره فقط با اتکا به احساسات یکطرفه خودش به موجودات دیگه آسیب برسونه…
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۱ ق.ظ
انسانیت!
دین!
احساس !
عقل…
میشه هر کدوم رو تعریف کنی برای من و بگی اصلاً از نظر شما دین یعنی چی؟
« انسانیت ربطی به دین نداره »
این یعنی چی؟ یعنی اگه من فردا حس کردم دلم می خواد آدم بکشم و این حسو دوست داشتم پس ربطی به دین نداره، اون وقت این احساس من انسانیه؟ در این احساس انسانیت دیده میشه؟
.
.
.
آقای حسام
اگه دقت کرده باشی در تمامی کامنت های قبلی به هیچ کدوم از سؤالهای من جوابی ندادی!!!!!! وفقط با آوردن جملات مبهم و بی سر و ته! طفره میری…مثل همین جمله اخیرت
«انسانیت ربطی به دین نداره » اومدی مثلاً قیپی روشنفکری بیائی!!!
پس به گفته خود قرآن می رسیم که میگه:
« لکم دینکم و لی دین »
شما را به کافری خود مارا هم به دین خود…
خداحافظ
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۷ ب.ظ
عذر میخوام, بدلیل کمبود وقت و نبودن شرایط نتونستم با دقت به commentهای شما جواب بدم.
نمیدونم تعریفم درسته یا نه.. ولی فکر میکنم عقل و احساس همون شعور آدم هستن که داشتنشون کمک میکنه درست رو از نادرست تشخیص بدیم.. و فکر میکنم این قدرت رو بشه انسانیت نامید
دین یک روش برای انتخاب درست و نادرست در زندگییه که باعث میشه انسان بدون فکر و جستجوی صحیح انتخاب کنه.
۴۰. علی گفت : (دهها نوع مسئله زندگی انسان هم هست که در قرآن بهش اشاره شده و نشون میده خدا نسبت به زندگی بشرش چقدر دقیق بوده و اصلاً بی تفاوت نبوده در مورد مسئله همجنسگرائی …)
علی آقا اگه ممکنه سند یکی از اون ده ها اشاره که گفتید برای من بیارید
مرداد ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۴:۴۰ ب.ظ
حسام جون!
رو حساب حرف شما دین یک مسئله غیر ضروری در زندگی انسان خواهد بود، و به نظر شما انسان با تکیه بر نیروی عقل و احساس خودش و بدون کمک گرفتن از فطرت الهی خودش که اصل دین بر پایه همین فطرت قرار داره قادره به همه چیز فکر کنه و در مورد هر مسئله ای تصمیم بگیره، درست مثل همون موقعی که حضرت آدم بر پایه احساسش عمل کرد و میوه ممنوعه رو خورد در همون موقع هبوط کرد و زمینی شد ، اسیر شهوات زمین شد و … بلافاسله به دنبال فطرت خودش توبه کرد و بنده صالح خدا شد…نمی خوام برات داستان ببافم ولی خیلی جای تأمل داره که در مورد فطرت الهی انسان فکر کنیم…
لیبرالیسم هم ایده ای مشابه نظرات شما داره و به انسان به شکل موجودی با نهایت آزادی فکری ، عقلی و احساسی در همه امور خودش فکر می کنه…
در هرصورت در مورد اون سندهائی هم که گفتم در قرآن هست شما کافیه تأملی در سوره های قرآن مثل نور ، مثل طلاق، نساء ، تحریم، مؤمنون و خیلی سوره های دیگر بندازی تا ببینی که واقعیت داره و همه اینها در مورد زندگانی امروز بشریت مصداق داره…کما این که داستان قوم لوط هم از این مصداقها مستثناء نیست… به یقین این ها همه در مورد دنیای امروز هم “قطعاً ” مصداقی دارند و قابل تأمل هستند.
آقای حسام من با توجه به این که دیگر نمیتونم بیام به این سایت سر بزنم از شما می خوام این کامنتها رو همین جا تمومش کنیم از این که این مدت اومدی و به کامنتهای من سر زدی ممنونم و امیدوارم که اینو هم بدونی من خیرخواه تو نیستم و بدی کسی رو نمی خوام و شما رو مثل بقیه دوستانم دوست دارم ولی دلم می خواد تا جائی که میشه حقایقی رو که هست روشن کنم شاید بتونم دل شما را نرم کنم هرچند اینطور نبوده در هر حال و من کسی رو مجبور نکردم که حرفهای من رو قبول بکنه هر کسی مسلط به نفس خودشه و من در دیگری تغییری نمی تونم بدم…
انشاء الله موفق باشید
در پناه حق
خدانگهدار
یاعلی
مرداد ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۴:۴۴ ب.ظ
حسام جون!
رو حساب حرف شما دین یک مسئله غیر ضروری در زندگی انسان خواهد بود، و به نظر شما انسان با تکیه بر نیروی عقل و احساس خودش و بدون کمک گرفتن از فطرت الهی خودش که اصل دین بر پایه همین فطرت قرار داره قادره به همه چیز فکر کنه و در مورد هر مسئله ای تصمیم بگیره، درست مثل همون موقعی که حضرت آدم بر پایه احساسش عمل کرد و میوه ممنوعه رو خورد در همون موقع هبوط کرد و زمینی شد ، اسیر شهوات زمین شد و … بلافاصله به دنبال فطرت خودش توبه کرد و بنده صالح خدا شد…نمی خوام برات داستان ببافم ولی خیلی جای تأمل داره که در مورد فطرت الهی انسان فکر کنیم…
لیبرالیسم هم ایده ای مشابه نظرات شما داره و به انسان به شکل موجودی با نهایت آزادی فکری ، عقلی و احساسی در همه امور خودش فکر می کنه…
در هرصورت در مورد اون سندهائی هم که گفتم در قرآن هست شما کافیه تأملی در سوره های قرآن مثل نور ، مثل طلاق، نساء ، تحریم، مؤمنون و خیلی سوره های دیگر بندازی تا ببینی که واقعیت داره و همه اینها در مورد زندگانی امروز بشریت مصداق داره…کما این که داستان قوم لوط هم از این مصداقها مستثناء نیست… به یقین قطعاً ” این ها همه در مورد دنیای امروز هم “مصداقی دارند و قابل تأمل هستند.
آقای حسام من با توجه به این که دیگر نمیتونم بیام به این سایت سر بزنم از شما می خوام این کامنتها رو همین جا تمومش کنیم از این که این مدت اومدی و به کامنتهای من سر زدی ممنونم و امیدوارم که اینو هم بدونی من خیرخواه تو هستم و بدی کسی رو اصلاً نمی خوام و شما رو مثل بقیه همجنسانم دوست دارم ولی دلم می خواد تا جائی که میشه حقایقی رو که هست بتونیم روشن کنیم شاید بتونیم دل افرادی را نرم کنیم هرچند اینطور نبوده .ولی در هر حال و من کسی رو مجبور نکردم که حرفهای من رو قبول بکنه هر کسی مسلط به نفس خودشه و من در دیگری تغییری نمی تونم بدم…
انشاء الله موفق باشید
در پناه حق
خدانگهدار
یاعلی
مرداد ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۹ ب.ظ
بله موافقم, شما هم موفق باشید, خدانگهدار
شهریور ۹م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۳ ق.ظ
salam
man vazayefe dinimo kamel anjam midam,khodaro dus daram.ebadat mikonam
yu in doreo zamun ek hame tu mah ramezun ruze mikhoran man ruze migiram.tu khunevadeye mazhabi bozorg shodam, gay ham hastam
rastesh khodamam nemidunam ke masire dorosti miram ya na
vali ehsasam mige doroste az tarafi ta’alime dini chize digei mige,age ba kare man nasle bashar kam mishe…che behtare ke jam’iyat kontrol beshe
man ye BF daram ke ba donya avazesh nemikonam,unammesle man mazhabiye,khunevade duste, be hoquqe kasi tajavoz nemione
mano dustam fased hastim?
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۳ ب.ظ
به نام خداي عدالت.ازادي و عشق….همجنسگرايي يکي از نعمت هاي خدايه که به ما داده…ما تو اين دنيا نيومديم که زجر بکشيم…اومديم که زندگي کنيم..با عشقمون و با اون چيزي که خدا بهمون داده…حضرت علي گفته:خود شناسي خداشناسيه…اگه گناهي هم در کار باشه..اون خدايي که ما رو اينجوري خلق کرده بايد جوابشو بده…بعضي وقتا تنها که ميشم و به ايندم فکر ميکنم..گريم ميگيره و به خدا میگم..باید جواب بدی…جواب افرینشی که کردی………………….
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۴ ب.ظ
سلام خیلی وب که تو ایران از این سایتها باشه تا اطلاعات عمومی مردم رو هم در مورد همجنس گراها بالا ببره.من خودم یه همجنس گرا هستم
مهر ۳م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۰ ب.ظ
با سلام
آقا جون بالا بريد پايين بيايد آيه واضح وروشني از حرام بودن رابطه جنسي مرد با مرد تو قرآن وجود داره كه حرام بودن اونو به راحتي وبدون هيچ دردسري ميشه فهميد
چرا شما فكرمي كنيد كه اسلا بايد با حقوق بشر ي كه انسان خطا كار نوشته مطا بق باشه ؟
مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۸ ب.ظ
حالم از هرچی همجنس باز بهم میخوره،کسایی که کثیفترین کاری که خدا توی قرآن حرومش کرده انجام میدن بد با یه مشت اراجیف و یاوهگویی سعی میکنند کار خودشون رو انسانی و فطری جلوه بدن.
لازم به ذکر است که بگم که پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند که که خداوند در روز محشر با همه بندگانش صحبت میکند بجز لواط کاران که هیچ امیدی به بخشش آنها در روز قیامت نیست.
از این تفسیر میشه که بدترین مردم نزد خدا لواط کارانند.
در جریان قوم فاسد لوط خداوند که داستان این قوم به صورت تمام و کمال در قرآن آمده خداوند به پیامبر این قوم فرمود که دو دختر جوان خود را برهنه نزد لواط کاران ببر ….
از این داستان قرآنی هم تفسیر میشه که گناه لواط از تمامی گناهان کبیره حتی زنا و…. نزد پروردگار بدتر و منفور تره.
و کسانی که خودشان را با حرفهایی از این قبیل فریب میدند که اسلام با همجنسگرایی منافات نداره حرفهای عقل ناقص خودشون رو میگن نه حرف دین و کتابو سنت خدا و پیغمبرش.
و سخن آخرم اینه که گی ها و همجنس بازها یه عده حیوون هستند که فقط از زندگی کردن سکس و روابط جنسی را میشناسند. وو باید بگم که اصلا این آدما انسان نیستند که از حقوق بشر بهرهمند بشن.
لعنت خدا به همه دشمنای دین خدا
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۱ ب.ظ
justgay sex young boy
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۸ ب.ظ
مرگ بر دشمنان همجنسبازيي و درود بر كساني كه همجنسبازي را درك مي كنندومر گ بر اسلام مرتجع…../۲۵/۰۷/۱۳۸۷
مهر ۲۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۸ ب.ظ
عشق است پسران نوجوان زيبا من عاشق همتونم من به جنس زن ودختر علاقه اي ندارم.۲۵/۰۷/۱۳۸۷
آبان ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۸ ب.ظ
سلام به همگی
نظرات همه رو خوندم
خوب بود اما همه فکر میکنید خودتون درست میگید و بقیه اشتباه میکنن
به هر حال ، نظر منم بشنوید
در دین (همه ادیان) انسان ها از خیلی چیزها نهی شدن که اگه همش رعایت بشه ، جهان میشه مدینه فاضله اما در بین ملت های عقب مانده فقط بعضی از احکام و قوانین رعایت میشه که اونهم وابسته به اینه که قدرت دست کیه؟
آیا در دین اسلام سود بانکی حرام نیست ؟
آیا در دین اسلام سکوت در برابر ظلم جایز است؟
آیا در دین اسلام ، عدالت محور نیست؟
چرا فقط همجنس بازی- شراب خواری - نداشتن حجاب!!!! دزدی (آنهم از مردم نه بیت المال!!!!) حرامه . یعنی محدودیت هایی که مستقیما به مردم مربوط میشه نه به حکومت .
آیا به امکانات مجاز دین هم نگاه میکنید یا نه ؟
مگه در اسلام صیقه مجاز نیست؟
مگه در اسلام توصیه به ازدواج به موقع نشده؟
مگه در اسلام آزادی های سیاسی و اجتماعی وجود نداره؟
چرا از دین فقط محدودیتها و نباید ها و نکن - نخور - نپوش - نرو و… رعایت میشه
چرا دین به صورت نصفه عرضه می شه ؟
آیا مسلمانان باید هم در دنیا عذاب بکشند و هم در آخرت؟
اگه دین ناب محمدی کامل و درست برای همه (هم حکومت اسلامی و هم مردم مسلمان )
اجرا می شد اونوقت حق داشتید به همجنس بازان اعتراض کنید .
من خودم همجنس بازم و معتقدم هم جنس بازان به جامعه آسیب نمی رسونن و هرکسی برای کار خودش دلیلی داره:
شاید در جوامع غربی از جنس مخالف خسته شدن.
یکی ممکنه به جنس مخالف دسترسی نداشته باشه.
یکی ممکنه از استمنا به اینجا رسیده باشه.
یکی ممکنه از جنس مخالف وحشت داشته باشه یا بدش بیاد.
یکی ممکنه قبل از دیدن جاذبه های جنس مخالف جاذبه های جنس موافق رو دیده باشه.
یکی ممکنه با شوخی های پر خطر با صمیمی ترین دوستش به همجنس بازی رسیده باشه.
و هزاران دلیل دیگه اما در کل به نظر من که یک همجنس بازم همجنس بازی یه ناهنجاری یا یه نوع بیماری یا کمبوده اما در کل یه واقعیت اجتماعیه که اگه بخوایم اون مثل میل جنسی محدود و نابود کنیم صدماتش به جامعه بیشتر میشه.
من آدرس الکترونیکی خودمو مینویسم تا دوستانی که برای بحث کردن سرشون درد میکنه باهام بحث کنن!
ولی خوشحال میشم در همین تالار گفتگو با هم بحث کنیم تا همه با هم انتقاد و پیشنهاد داشته باشیم.
با تشکر از همه.
آذر ۱م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۰ ب.ظ
علي عزيز
سخنان شما بيشتر شبيه يك راهب تارك دنياست تا يك فرد معمولي. تكليف آنهاي كه نتوانسته اند به عشق الهي برسند چيست؟
آن آيه اي كه ذكر كرده اي خطاب به قوم لوط است نه همه مردم
به هر حال اميدوارم در مسيري كه انتخاب كرده اي موفق و با نشاط باشي.
آذر ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۰ ب.ظ
Ba salam khedmate hameye dustane aziz man ham ۱ pesare hamjens baz hastam ,motaleate chandani rajebe an nadashteam ama ba nazare barkhi dustan kamelan movafegham masalan:۱.khoda hich niazi ra bi dalil dar ensan gharar nadade va agar in hes ra dar man gharar dade hatman rahi baraye erzae an niz gharar dade.eslam tanha ba zarar didan va zarar resandan mokhalefe , vaghty man va bfam na zarari mibinim va na zarary miresanim chera rabeteye ma harume.ama dar morede nazarhaye ali agha bayad begam eshgh va alaghe faghat sex nist vali sex bakhshi az eshgh ast, ensan ba sex natanha az lahaze niaze jensi erza mishavad balke az lahaze ruhi niz takhliye mishavad va be aramesh miresad,hal man ke in aramesh ra tanha ba jense movafeghe khod kasb mikonam chera bayad be jense mokhalefi ke hich tamayoli be un nadaram rojo konam? Ma nabayad yad begirim faghat mese ali agha saniyeha ro poshte sar bezarim balke bayad yad begirim saniyehamuno un tori ke dust darim tey konim va khoob zendegi konim(albate tory ke be hich bani bashari asib naresunim)mamnun
آذر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۵:۲۱ ب.ظ
be nazare man hichgah ۱ gheyre hamjens gara nemitune rajebe ۱ hamjens gara nazar bede chon vaghean nemidune tu dele un chi migzare va ta che had be jense movafeghe khod che az lahaze atefi va.. vabastegi dare
دی ۱۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۴ ب.ظ
اي كاش توايران هم آزادميشد.منخيلي ميترسم كه يه باراتفاقي بيفته
دی ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۳ ق.ظ
چرا مردم ایران خودشونو گول میزنن؟اسلام و حتی دین ملیگرایان زرتشت با گی مشکل اساسی دارد.علم اثبات کرده که گی یه حرکت غریزی از سوی دگر کروموزون ها هست.یعنی این در ذاتشونه.همین طور که در ذات مردم عادی میل سکس با زن وجود داره.همین طور که در ذات همه میل به غذا خوردن وجود داره.ما مجبوریم غذا بخوریم پس اوناها هم نیاز دارن گی کنن.اسلام زمان خودش پیشرفته بوده برای دیوانگان حقوق خاص گذاشت چون اعمالشون به اراده ی خودشون نبوده.اینو سلمان فارسی و پیامبر درک کرده بودند که براشون حقوق خاصی تعیین شده.مثلا اگه مرتکب قتل میشدن تخفیف در مجازات داشتن.ولی اون موقع هنوز علم نتونسته بود اثبات کنه گی ها هم نیاز روحی و غریزی دارن که پیامبر یا سلمان فارسی برای گی ها احترام قائل بشن.علم پیشرفت میکنه ما روز به روز به دین جدیدتری نیاز داریم.به سلمان فارسی ها.برین در مورد سلمان فارسی تحقیق کنین.
بهمن ۸م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۶ ب.ظ
سلام به همه ي دوستان.سلام به سلامتي هر چي رفيقه. سلام به آسمون كه تو روز يه خورشيد قشنگ تو دلش داره و تو شب هم يه ماه قشنگ تو دلش داره . سلام به اون كسايي كه معني عشقو مي فهمن . سلام به اون كسايي كه تو اين عشقشون مي سوزن و خلاصه سلام به همه
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۸ ق.ظ
سلام با حرفهای شما کاملا موافقم مولی من نظر خودمو میگم یکی خدا رو قبول داره یکی نداره ولیاونی که قبول نداره که بهش فکرم نمیکنه اما اونیکه قبول داره میگه یعنی خدا از این کار خوشش میاد یا اونطرف خدا بابت این داستان گیر میده یا نه.من خودم تو این داستان گی بحث عشقشو وتقعا دوست دارم همیشه هم فکر میکردم مگه میشه که ادمعاشق همجنس خودش بشه {نه دوست داشتن} عاشق. تا اینکه مدتی نبود که از این موضوع فکر کردنم نگذشت بود که عاشق یک همجنس شدم اونم در حد جنون.بعد فهمیدم این بچهها چی میگن ولی فکر میکنم چه لزومی داره که اشکارا باشه که صداشون در بیاد اکه عاشق کسی هستی یا هر نوع ارتباطی داریم خوب داشته باشیم چه لزومی داره علنیش کنیممخصوصا تو جامعه ما که بد هم نگاهش میکننبچهها راستی کسی هست دوست بشیم من هستم ایمیلم هم هسترفاقتی که تا ته ته تهش من پا هستم
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۸ ب.ظ
هیچ توجیهی برای حرفهایتان وجود ندارد.
این غریزه و فطرت رو همه دارن و مهم اینه که انسان انرژی و نیروی با ارزشش رو درست و جهتدار بین امیالش تقسیم کنه و افراط نکنه
آیا تا حالا آدم شکمو ندیدید؟ این جور آدما دائما دارن میخورن و با این کار بدتر شکمو میشن و کنترلشون سخت تر! هیچ میدونید توی دسته بندی امیال میل گرسنگی رده بالاتری از میل شهوت رو داره؟ ما که میدونیم آدم شکمویی که به خاطر لذت بیشتر میخوره و اتفاقا در ترشحات هورمونی بدنش با افراد عادی تفاوتهایی هست قابل تغییره و میتونه رویه ی زندگیش رو عوض کنه و رژیم درستی اتخاذ کنه چطور ادمی که به هر نحوی دچار اختلال جنسی هستش نتونه عوض بشه؟ بهترین امید و قوت قلب اینه که بدونی یکی منتظرت هست اگه از مسیر اشتباه برگردی برخلاف اکثر آدمهایی که به خاطر اشتباهات گذشته سرزنشت میکنن اون دوستت هم خواهد داشت ((ففروا الی الله))
اگر پند خردمندان به شیرینی نیاموزی جهان آن پند با تلخی بیاموزد تو را روزی
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۴ ب.ظ
سلام بر همه من خودم گي هستم و در جواب دوستاني که ميگن ما بايد خودمونو عوض کنيم بايد بگم من سعي کردم اين کارو بکنم ولي نشد من براي اين عوض شدن هم پيش دکتر روانشناس وهم روانپزشک رفتم حدودا چهار و پنج سالي هم قرص مي خوردم و هم رفتار درماني مي رفتم حلا بعد از گذشت اين همه مدت هيچ فرقي نکردم من ايطوري زاده شدم و هميطوريم ميمرم وشما بهتر تو کار خدا دخالت نکنيد اون که تصميم ميگره کار ما درست يا نه
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۴ ب.ظ
man nemidanam homo hastam ya na az sex badam miad ama pesara ro kheily doost daram yeki ro mikham ke bedune sex ba man doost beshe ahle shirazam
فروردین ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۹ ب.ظ
من معتقدم که اگه اسلام بخواد همجنس گراها روبه رسمیت بشناسه خودش رو نفی کرده.
مگه تو قرآن نیامده که ((اناخلقناک ازواجکم….))یعنی ما برای شما زوج هایی آفریدیم تا روی زمین نسل خودراگسترش دهیدو…..پس چرا برای یه آدم همجنس گرا زوجی وجود نداره.
من یه هجنس گرا هستم وتا اونجایی که یادم میاد اینجوری بودم.
خوبه بعضی آدم ها درمورد یک موضوع که هیچ اطلاعی راجع به اون ندارند نظر ندهند.
خلاصه من از همجنس گرایی دارم به پوچی وبی دینی میرسم.
وحید——فوق لیسانس تبدیل انرژی
فروردین ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۶ ب.ظ
من نه دینو قبول دارم نه گی.
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۶ ق.ظ
من از گي ها چيز زيادي نمي دونم اما يه سال پيش اتفاقي با يه پسر كه گي بود آشنا شدم به نظرم گي ها بايد درك بشن هرچند هنوز مرض بين سكس و گي اخلاقي رو نفهميدم اما يه چيز مهم اينه كه كدوم قانوني ميگه مرد بايد زن رو بخواد و زن بايد مرد رو؟ خدايي غير از اينه كه يه انسان فقط دنبال آرامش روحيه هست يا نه بايد خودمون و مردممون و بذاريم لاي منگنه فقط به خاطر اين كه گي شدن و به يه مرد علاقه مندن؟ من با نياز روحي و اخلاقي گي ها موافقم اما با سكس كه هزار تا اسم روش ميذارن نه!
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۱ ق.ظ
آقا امير مشكل شما با گي نيست با دينه؟ گي رو قبول دارين اما باور نكردين كه تا چه حد ؟ اين قضيه شبيه اينه كه يكي مشروب مي خوره و با حالت مستي ميره نماز نميخونه.
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۲ ق.ظ
سلام…..
يه چيزي كه همه بايد در نظر داشته باشيم اينه كه همجنسگرايي با همجنس بازي زمين تا آسمون هفتم فرق دارن.و الزاما همجنس گرا ها ؛همجنس باز نيستند. همجنس بازي يك حالت و عطش روحي ناشي از روح سيري ناپذير جنسي انسان هاست كه عرف حركات جنسي ديگر ارضا يشان نميكند! يا در اثر حالات و اتفاقات اثرگذار بر روي شخصيت و تفكر شان براي خود محدوده متفاوت قائل ميشوند.
در حالي كه تعريف همجنسگرا … چيز ديگريست..كسي كه سطح دوستي و روابطش با همجنسش به مراتب بالا تر از سايرين است و حتي در اكثر موارد روابط عاطفيش به انسان هاي همجنسش محدود ميشود.
همجنسگرا ها به نسبت مهربان تر و داراي روحيه لطيف تر از همجنسان خود و همجنسبازان به نسبت داراي روحيه بيمار و غير عرفي هستند.
لطفا اين دو را با هم اشتباه نگيريد!
اسلام با همجنسگرا ها مشكلي نداره.
با همجنس باز ها مشكل داره.
حق هم داره!
چون دست گذاشتن روي بنياد خانواده.
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ب.ظ
سلام
با احترام به همه ی نظرات
من در مورد این گروه از انسانها تحقیقات زیادی کردم و نظر شخصی من نیست
همجنسگرایان به عنوان بخشی از جامعه ی بشری باید از حقوق بنیادین خود در سطح جوامع برخوردار باشند
همجنسگرایی انتخابی نیست(بر عکس همجنسبازی)هر گاه دو انسان همجنس بالغ(که همین فکت باعث جایی از پدوفیلی هاست)با رضایت(که جدا کننده از تجاوز جنسی است)به زندگی با یکدیگر رضایت دهند که در بر گیرنده ی ابعاد گوناگون زندگیست عنوان همجنسکرایی بر انان اطلاق میگردد،
در همجنسگرایی تاکید صرف بر جنبه جنسی نگاهی سطحیست و تنها بعدی از زندگی همجنسگرایان است و باید دانست که در ازمایشات متعددی ژن همجنسگرایی به اثبات رسیده است
در نهایت با توجه به این که در شرع اسلام اثبات این امر نزدیک به محال است نظر به عدم کنکاش در حریم خصوصی افراد است به هر روی انان مانند دیگر ابناء بشر ازادند و باید حقوق بنیادین انها را محترم شمرد و یاد گرفت که تحمل متفاوت بودن دیگران را داشته باشیم و بدون مطالعه اجازه صحبت و قضاوت درباره ی دیگران را به خود ندهیم
با تشکر
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ب.ظ
سلام من ۲۲سال دارم ویک همجنسگرا هستم ،وسخت از تنهایی رنج میبرم ، اخیرا با یه روانپزشک صحبت کردم اون میگه من بیمارم وباید اول خودم بخوام بعد درمان شم،هر کاری میکنم نمیتونم با هیچ دختری رابطه عاشقی داشته باشم وفورا رابطه ام را با دخترا قطع میکنم وبا برچسب اینکه من بی احساسم همه از من دور میشن!! من دیگه نمیدونم چی خوبه چی بده فقط اینو میدونم دارم دیوونه میشم،مردهایی هستند که خیلی جذبشون میشم ومیترسم بیان کنم از خدا میترسم دوست دارم به من محبت کنن اما این یه خواسته هست که از نظر اونا احمقانه به نظر میاد وممکنه منو طرد کنن،ومن ازاینکه هیچکس در اطرافم مثل من نیست رنج میبرم
بارها با تعدادی همجنسگرا قرار ملاقات گذاشتم اما از هیچکدام خوشم نیامد ،همشون به نظر عقب مونده میومدن،یا خیلی شبیه دخترا بودن یا بچه باز !!
دوستان !من به کمک نیاز دارم سالهاست یکی از دوستامو خیلی دوست دارم اما تاحالا روم نشده بهش بگم من همجنسگرا هستم ، ومی دانم که او روزی ازدواج میکند ومن تنها میمانم
دانشجوی مهندسی فناوری
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۳ ب.ظ
سلام آقا سجاد.
تو تنها نيستي.افراد ديگه اي هم دور تا دورت هستن كه همجنس گرا هستن. شكي در اين نيست!
ولي همونطور كه خودت هم ميدوني بازخورد بيان اين موضوع در اجتماع خوب نيست.
توكلت به خدا باشه پسر.
خدا خودش تو قرآن فرموده :اناخلقناک ازواجکم…. و همينطور اينكه ميفرمايد :”ما براي شما همسراني از جنس خودتان آفريديم”
البته اشتباه نكني.اين جنس به معني اون جنس نيست.بلكه به معني عميق تر منظور است.شايد هم تيپ..خانمي كه آفريده شده كه دقيقا تورو بهفه…تو هم اونرو بفهمي.با عقايد مشترك.. و خيلي چيزاي ديگه كه فقط تعبير عميق “همجنس” ميتونه بيانگرشون باشه
تو هم حتما حتما زوجي داري..در غير اين صورت حرف خدا ….
البته بگزريم كه بعضي ها با شرايطي كه براي خودشون قبل از ازدواج فراهم ميارن يه كاري ميكنن
كه ازدواجشون تعبير اين حرف نباشه!و بعدا به مشكل برميخورن
ولي اگه ازخدا صادقانه بخواي(حتما هم ميدوني كه خدا به دلهاي شكسته خيلي نزديكه) يقين داشته باش كه زوجت رو پيدا ميكني.
خواستي بيشتر با هم صحبت ميكنيم.
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۵۲ ب.ظ
سلام سجاد بچه کجایی//؟
خرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۳ ق.ظ
سجاد جان سلام.من۲۴سالمهويه جورايي مثل توام..
از بين همه ي اونهايي كه نظراتشونو نوشتند، حرف هاي تو برام خيلي جالب بود. عزيزم من بخوبي مي فهمم كه تو چي ميخواي . چونكه منم مثل تو تنهام. ومثل تو علاقه مند به بودن دركنار يه پسر . حسي كه ماداريم يه حسه عجيبه. من به هيچ وجه خودمون رو يه بيمار نميدونم. چونكه اين يه حس خداداديه. واگه كسايي با اين كار مخالفند يا نميتونند باهاش كنار بيان به خودشون مربوطه. شايد بزرگترين مشكل ما همجنسگراها اينه كه دوست داريم به همه اعلام كنيم چي هستيم. در صورتي كه ميتونيم بدون اطلاع كسي در كنار هم باشيم وازبودن در كنار هم احساس شور وشادي كنيم. تنهايي خيلي سخته. واسه همين ماها بيشتر دوست داريم يكي رو داشته باشيم كه حرفامونو بفهمه و به ما ارزش بده. اين نظر منه. اگه دوست داشتي ميتوني رومن حساب كني.
دانشحوي كارشناسي رياضي
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۱ ب.ظ
من نمیدانم که همجنس بازی یعنی چی چرا همجنس بازی اخه مگه هر انسانی یه جنس مخالف نداره خدا انشااله همه را به راه راست هدایت کنه
تیر ۱م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۸ ب.ظ
من یک گی هستم کسی میتونه کمکم کنه لطفا ایمیل منید
تیر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۲ ب.ظ
سلام به دوستان عزیزی که نظزیات همشون رو قابل احترام می دونم .در مقدمه عرض کنم که خوبی این جور سایتها اینه که هر آدمی حتی بدون کوچکترین مطالعه یا شناختی می تونه بیاد نظراتش رو تایپ کنه و رو ی اون نظرات که هیچ کدوم پایه و اساس علمی ندارن پافشاری هم بکنه …!!!متاسفانه چون ما می خواهیم تمامی مسائل زندگی را با اسلام و مذاهب دیگه تطبیق
بدیم گاهی اوقات به بن بست میرسیم و یا اینکه سعی میکنیم اونجوری که دلمون می خواد از دین برداشت کنیم .دین یه چراغه کمکیه برای جاهایی که نور کافی نیست .من در تعجب هستم
وقتی هنوز فردی فرق بین دگرجنس گرا و یا همجنسگرا و یا حتی بچه باز رو نمی دونه و تمام این مفاهیم رو در کنار هم قرار می ده چطور می تونه برای مسائل سکسی دیگران که جزو حریم شخصی
افراد محسوب میشه به قاطعیت نظر بده .!!! از تمامی دوستانی که با متوسل شدن به قرآن
همجنسگرایی را رد می کنند میشه خواش کنم فقط یک ایه در این خصوص ارائه بشه ؟! ( توجه کنید همجنسخواهی نه همجنسبازی).یا تمامی آقایان و خانم هایی که غرب رو محکوم می کنن
میشه خواهش کنم اسم لااقل دو تا دونه کتابی که در این زمینه نوشته شده و این نوع افرینش رو محکوم کرده معرفی کنن ؟؟ وقتی با افرینش خودم کنار اومدم پس احتیاجی به تفسیر های درست یا غلط دیگران ندارم ولی خواهشم اینه وقتی چیزی رو درک نمیکنید یا حتی در مورد اون مطالعاتی هرچند جسته و گریخته نداشته اید دیگران را مورد قضاوت قرار نداده و بیش از این قرآن و دین پاکمان را با پافشاری هی کورکورانه و تفسیر دلبخواهی از ایاتش مورد تمسخر قرار ندهیم
تیر ۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۵ ب.ظ
سلام به دوستان عزیزی که نظزیات همشون رو قابل احترام می دونم .در مقدمه عرض کنم که خوبی این جور سایتها اینه که هر آدمی حتی بدون کوچکترین مطالعه یا شناختی می تونه بیاد نظراتش رو تایپ کنه و رو ی اون نظرات که هیچ کدوم پایه و اساس علمی ندارن پافشاری هم بکنه …!!!متاسفانه چون ما می خواهیم تمامی مسائل زندگی را با اسلام و مذاهب دیگه تطبیق
بدیم گاهی اوقات به بن بست میرسیم و یا اینکه سعی میکنیم اونجوری که دلمون می خواد از دین برداشت کنیم .دین یه چراغه کمکیه برای جاهایی که نور کافی نیست .من در تعجب هستم
وقتی هنوز فردی فرق بین دگرجنس گرا و یا همجنسگرا و یا حتی بچه باز رو نمی دونه و تمام این مفاهیم رو در کنار هم قرار می ده چطور می تونه برای مسائل سکسی دیگران که جزو حریم شخصی
افراد محسوب میشه به قاطعیت نظر بده .!!! از تمامی دوستانی که با متوسل شدن به قرآن
همجنسگرایی را رد می کنند میشه خواش کنم فقط یک ایه در این خصوص ارائه بشه ؟! ( توجه کنید همجنسخواهی نه همجنسبازی).یا تمامی آقایان و خانم هایی که غرب رو محکوم می کنن
میشه خواهش کنم اسم لااقل دو تا دونه کتابی که در این زمینه نوشته شده و این نوع افرینش رو محکوم کرده معرفی کنن ؟؟ وقتی با افرینش خودم کنار اومدم پس احتیاجی به تفسیر های درست یا غلط دیگران ندارم ولی خواهشم اینه وقتی چیزی رو درک نمیکنید یا حتی در مورد اون مطالعاتی هرچند جسته و گریخته نداشته اید دیگران را مورد قضاوت قرار نداده و بیش از این قرآن و دین پاکمان را با پافشاری هی کورکورانه و تفسیر دلبخواهی از ایاتش مورد تمسخر قرار ندهیم
تیر ۹م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۳ ق.ظ
سلام سجاد من هم اوضاع مثل تو دارم . خيلي تنهام و هميشه حسرت كسايي رو دارم كه گي نيستن و راحت مينونن محبتشون رو به طرف مقابل ابراز كنند . اگه از من ميشنوي فكر دوستت رو از سرت ببر بيرون چون هيچ وقت ۱ غير گي حاضر زندگي عاشقانه با ۱ گي نميشه اگر هم بشه در نهايتش سو استفاده از طرف ميكنه
تیر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۳ ب.ظ
لام من گی هستم ازتهران ۲۴ ساله
میل بزارید
تیر ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۸ ق.ظ
ادیان همون قوانین قدیمی هستند که هاله یی از قداست به دور آنها کشیده شده و همجنسگرایی در عرف و قانون و حقوق بشر امروز کاملا منطقی و پذیرفتنی است
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۰ ب.ظ
خدا فکر همه چیز رو از اون اول کرده اکه چنین غریزه ای درآدم وجود داشت خدا یه فکری به حالش میکرد
آقا حمید می خواستم جواب تو رو هم بدم
ولی امثال شما فقط خودتونو قبول دارین
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۳ ب.ظ
روزها در پی هم میگذرند وزندگی استخوانهایم را در هم فرومیشکند . دردی بی درمان یا شاید هم سلامتیی متفاوت من چه کنم…..در جواب اشکان و میثم وحامد باید بگویم ه من دیگر خودم نیستم من در خودم مردم ، ونیازمند قیامتی هستم تا دوباره زنده شم ،اما نمیدانم به چه قیمتی، همیشه دلگیرم هرروز کم ارتر میشوم وهرروز پیرتر … همه تو دلم مردند…((((دوستان، من یک روانی ام))))
برای اشنایی بیشتر اهل شیرازم ایمیل من فقط واسه کسایی که خدایی هم دارند وبدونن قیامتی هم درراهه
please help me!!
ليلا: من متاسفم ولی ازاونجایی که این سایت برای دوستیابی نیست من مجبورم هر گونه ایمیل و شماره تلفن و غیره رو پاک کنم.
تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۳ ب.ظ
hi khatab be hameye oonaee ke GAY hastan az zendegitoon ta oonja ke mitoonin lezat bebarin be joz khodetoon be hichi fekr nakonin man khodam gay nistam vali mohebat kardano doost daram shad bashin bye
تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۵ ب.ظ
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد
تیر ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۵ ب.ظ
salam nazaratoono khondam. khob bood. man ham eslamo ghabool daram ham gay haro, ama ina ba ham nemikhoone. manam tarjih dadam ke eslamo ۲nbal konam. ba inke kheylli sakhte
مرداد ۷م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۵ ب.ظ
منم مثل شما هستم.ازداج كردم و يك فرزنددارم.هميشه در حال تظاهر به محبت و عشق هستم .خيلي خسته كننده شده -حماقت كردم و بخاطر آبروم خودمو گول زدم. عجب جاي بدي بدنيا اومديم - گناه رو من مرتكب شدم نه شما چون تكليفتون رو مشخص كرديد.
مرداد ۹م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۱ ب.ظ
سلام اقا parsa خیلی شاکیی؟!! اونایی که پیششون رفتی درمانگر نبودن.فکر میکنم فقط با حرف ویسری قرصی که خودشونم قبولشون ندارن نمیشه درمان کرد.ضمن اینکه ناامید شیطونه.یه قرار بذار همدیگرو ببینیم.فکر نمیکنم ضرری داشته باشه .خدارو چه دیدی شاید این ملاقات یه سرنوشتی رو عوض کنه .شاید…
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۹ ق.ظ
fبازم سلام .راستش تا حالا مطلبتون ونخونده بودم .اگه اجزه بدین من هم نظرم رو بگم.درتقابل یاهمزیستی اسلام وهمجنس گرایی مطالب زیادی نوشته شده.اماحقیقت اینه که برای یافتن این حقیقت لازم دوباره این دوکلمه،یعنی اسلام وهمجنس گرایی رو دوباره تعریف وحیطه اونارو مشخص کنیم؛بعدببینیم که آیاتقابل دارن یا…دراینکه اسلام کاملترین دینه وبرای سعادت تمام بشریت درتمام دورانها آمده که شکی نیست،پس این حرف که اسلام برای فلان مسئله راه حلی نداره ازپاییه واساس اشتباهه ودلیلشم بی اطلاعی از مسایله دینی وسنجیدن اون بارفتار وعملکردافراد غیر معصومه که پراز اشتباهن؛درحالی که حدیثه که اسلام واقعی روفقط امام معصوم میتونه کامل پیاده کنه.والان هم کسی ادعای پیاده کردن اسلام ناب نیست.امام راحل هم فرمودماتلاش میکنیم تا اسلام وپیاده کنیم(یکی ازدلایل لزوم دعا برای فرج امام زمان عج).امابین همجنس گرایی وهمجنس بازی فرق زیادی هست واسلام بادومی مخالفه نه با اولی.من قبول نمیکنم که اسلام گفته باشه مرد علاقهای به مرد (البته برای خداومحبت دوستانه)نداشته باشه.اصلا این محبت بین افرادیکی از اساسی ترین دلایل پایداری نظامهای انسانیه.اگه غیرازاین باشه درانسانی بودن اون نظام شک کنید.واصلا کلماتی مانند ایثار و جود و…بخاطر این علاقه خداییه.اماهمجنس بازی از اونجایی که این نظامهای انسانی رو به یک نظام حیوانی که توش فقط به فکر گوشنی کردن تبدیل میکنه واون محبت سعادت بخش روتبدیل به یک محبت حیوانی برای ارضاء تمایلات جنسیه حیوانی میکنه ؛اسلام باهاش مخالفه وراهکار هم گذاشته.لطف انگید که نذاشته.واین بااون ماموریت سعادت بخش اسلام هم همخونی داره.به همین بسنده میکنم اما حرف زیاده وتواین مقوله نمیگنجه.ممنون میشم نظرتونونسبت به این مطالب برام ارسال کنید
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۳ ب.ظ
ali jan salam
man dar webloge gay haye mosalman nazarateto khondam/harfat vasam ashna bod /sohbathat vasam besiar jaleb va delneshin bod /kheili saee kardam betonam bahat ertebat peida konam va rahnemaee haee ke kardi ro azat begiram/be komaket kheili niaz daram/omidvaram betonam betoni javabamo bedi/age lazem shod mitonam tellamo ham bet bedam/montazere komaket va rahnemaee hat hastam
مرداد ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۲ ب.ظ
salam be hamaye bachea
lotfan komakam konin betonam ba ali ertebat peida konam/lotfan mano rahnemaee konin ta betonam bahash ertebat bargharar konam/man be sohbatash niaz daram/mamnon misham
مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۳ ب.ظ
salam be hamegi be khosos be sangee sabor
man nazareto khondam/man hanoz ezdevaj nakardam vali mikham age beshe to khodam taghirati bedam va age beshe khodamo eslah konam /shayad betonam ba eshgh ezdevaj konam/khoshhal misham age nazareto behem bedi/mamnon az hamegi
مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۷ ب.ظ
salam be hamegi bekhosos be sange sabor
man arman hastam va kamelan mifahmam ke bachehaye gay che ehsasi daran va chi mikhan/chi dost daran/chi mikhan/che ranji mikeshan/….amma darmorede khodam:MAN hanoz ezdevaj nakardam amma mikham dobar emtehan konam va bebinam age mishe to khodam taghire asasi bedam (ke midonam besiaaaaaaaaaaar sakhte)/ va khodamo age beshe eslah konam/shayad betonam ba ESHGH e vaghe ee ezdevaj konam/az sange sabor ke ezdevaj karde mikham nazaresho behem bede
مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۱ ب.ظ
دوستان من فکر کنم باید یک نکته رو اینجا تذکر بدم. این یک وبلاگ شخصیه و وبسایت دوستیابی نیست. من فکر کنم وبسایتهای زیادی برای این منظور در اینترنت وجود داشته باشه. من اینجا نظراتم رو درباره یک موضوع به اشتراک میگذارم و توقع دارم کسانی که نظر میگذارن در همین ارتباط صحبت کنن. من متاسفم که بگم هر گونه شماره تلفن و یا آدرس ایمیلی که برای دوست شدن یا رد و بدل کردن اطلاعات اینجا گذاشته میشه پاک میکنم و منتشر نمیکنم. امیدوارم به این موضوع احترام بگذارید.
مرداد ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۳ ب.ظ
سلام به همه یه سلام هم میکنم به اقا لیلا که مانع میشن اما لیلا خواهر خوبم کاش اون چندتا ایمیل وشماره که اولای سایتن رو هم پاک میکردی !!
میخوام یه چیزایی بگم که بد نیست گفته بشن ، یه خاطره هست که با این موضوع بی ربط نیست خواهش میکنم با دقت این کامنت رو بخونین
یه روز که داشتم میرفتم سر کلاس ناخوداگاه چشم افتاد تو چشم یه مرد ، نگاهامون تو هم قفل شد ، یه ترس یا استرس تمام وجودم رو برداشت،یه مرد هیکلی باپوستی تیره ازش رد شدم بعد یه نگاه پشت سرم انداختم ، یه خودکار تو تو دستش نشون دادوشمارشو روی یه تیرچراغ برق نوشت بعدشم رفت وتو ماشینش نشست ورفت،چند نفر دیگه هم تو ماشین بودندکه خانوادش بودند اون زنو بچه داشت،
من رفتمو شماره رو برداشتم وبشزنگ زدم وپرسیدم منظورش از این کار چی بود ؟ اون گفت تا یه ساعت دیگه همونجا میبینمت وقطع کرد اون روز کلاس نرسیدم منتظرش شدم همینکه اومد دیگه شب بود تنها بود با اینکه میترسیدم سوار ماشینش شدم هیچی نمیگفتم منتظر واکنش اون موندم تااینکه اسممو ازم پرسیدو بعد گفت میخوام با هم دوست باشیم،گفت میخوام کمکت کنم تابه آرزوهات برسی ،اون گفت میتونی توی کارخونه من مشغول به کار بشی ،یا هروقت پول لازم داشتی میتونی رو من حساب کنی،اون شب با اون حرفاش نشون دا که آدم باخدا وخیریه وخیلی مهربون یه مدت گذشت حدود یک ماه ،تواین مدت مرتب بدون اینکه بخوام باهم قرار میذاشتیم،
چون خیلی واسم ولخرجی میکرد منم همیشه سر قرارا بودم تا یه شب بعد از شام به من گفت بریم کارخونه یه سر بزنیم دیروقت بود منم قبول نکردم ،عوضش پذیرفتم تایه کم خیابون گردی کنیم تو مسیر مرتب دستام تو دستش بود، انگار دیگه نمیتونست عادی رفتار کنه >>>دوستان اون مثل یه جنس مونث به من نیاز داشت ، نمیتونستم اون وضع رو تحمل کنم بعداز اون تصمیم گرفتم دیگه ترکش کنم
نتیجه اینکه مامردیم واگه مردی رو دوست داریم باید مثل مرد همو دوست داشته باشیم،اگه همه گی ها مثل این اقای محترم باشن واگه معنی گی این باشه،من گی نیستم!!
من فقط مردا رو دوست دارم وعاشق یه مرد میشم اما نه به خاطر مسائل جنسیتی
ما مردیم پس اگه توگرایشمون فرق میکنیم ، بذاریم فقط همین گرایشمون فرق کنه نه طرز لباس پوشیدنمون یارفتار کردنمون!
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۸ ب.ظ
bazam salam mikonam be hamegi be khosos be ali agha va kasra jan
alijan khahesh mikonam age nazare mano khondi to ham nazareto vasam bishtar tozih bede /be harfat kheili ehtiaj daraam/ye chiza ee az harfat motavaje shodam vali age bishtar tozih bedi mamnon misham/man tasmim be tagheee gereftam va ta hododi ham movafagh shode am/va amma kasra jan man ham tasmim gereftam az lezzate gay bodan cheshm poshi konam/mano to va khaeiliaye dige in tasmimo gereftand/ khoshhal misham age betonim vase residan be hadafemon be hamdige komak konim/az hamegi mamnon/
مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۶ ق.ظ
با احترام به کلیه عقاید فوق الذکر . بنده واقعا این دیدگاه بابک عزیز را که در فروردین ۱۳۸۷ کامنت کرده است میستایم و معتقدم احکام اسلامی در مورد گی ها بسیار شدید وبیرحمانه است و ترک لذت جنسی با همجنس برای این افراد به مثابه ترک خوردن یا اشامیدن است و این امر خیلی بدیهی است .
مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۲ ق.ظ
برای من خیلی عجیبه که برخی افراد هنوز نتونسته یا نخواسته اند که ماهیت همجنسخواهی رو درک کنند و من واقعا برای این دسته از افراد متاسفم . در دنیایی که این قضیه پذیرفته شده و حتی از بسیاری از حقوق همجنسگرایان به رسمیت شناخته شده است دیگر نباید جای شبهه افکنی و بی احترامی و تجاوز و تحقیر این افراد وجود داشته باشد . این یک امر ژنتیکی است و اصلا قابل اصلاح و تغییر نیست و هر کس مدعی این امر است یک شیاد و دروغگوست . … براستی ما ایرانیان کی میخواهیم خودمان را با دنیا و علوم ان همسو کنیم ؟
شهریور ۶م, ۱۳۸۸ at ۶:۳۱ ب.ظ
man ye pesar vase dusti mikham. khoshgel
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۶ ب.ظ
سلام به همه اونائی که واسه موندن دنبال دلیل و واسه رفتن(به سوی بهبودی) دنبال بهونن
بعد از سپاس از خدای خوبیها بابت داده هاش
میگن اصلاح یه انسان ،اصلاح یه جامعه ست
اجازه می خوام با تمام وجود ،تنها داشتمو که یه تشکر ناقابله رو پیش کش عزیزی کنم که بهونه رفتن رو به من داد ،اونی که منو با وجود بدیام و زشتکاریام پذیرفت تا رشد(هرچند اندک اما بزرگ)کنم،انگار که مشکل من مشکل اون بود،مثل خیلی آدمای دیگه،بی تفاوت نشد و بخاطر کارای زشتم تحقیرم نکرد،و وسوسه به ادامه دادن هم نکرد،صمیمیتش اجازه داد داداش صداش کنم،و …،نیما جان،داداشی ،بابت یه چیز و همه چیز ازت صمیمانه تشکر میکنم…
داداش کوچیکت ،آرمان
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۸ ب.ظ
با شکر از erfanجون گل به عرض دوستان گلم میرسونم قضیه حکومت اسلامی ما مثل شیر بی یال و دم و اشکمه میگین چرا عرض میکنم یه روز یکنفر دید دوستش عکس یک شیر خیلی قشنگو رو بازوش خالکوبی کرده خواست همون کارو بکنه دوستش گفت به این راحتیها نیست مشکلات داره اون قبول نکرد وقتی خالکوب شروع کرد به سوزن زدن رو دستش یهو دادش هوا رفت که چیکار میکنی؟ خالکوبه گفت بهت گفتم که درد داره گفت خوب حالا این کجای شیره گفت یالش گفت خوب یالشو بی خیال شو خالکوب دوباره اونور ترشو سوزن زد و اون دوباره بیتابی کرد گفت این کجاشه گفت دمشه بالاخره تا اونجا که هیچ قسمتی از بدن شیره رو نگذاشت بکشه سر آخر خالکوبه عصبانی شد و گفت آخه مردک هیچ جا شیر بی یال و دم و اشکم دیده ای؟! حالا حکایت اسلام ناب آخوندی انگلیسی ما هم همینه نه عدالتی توشه نه آزادی نه اقتصاد سالم نه علم و دانش بدرد بخور نه فرهنگ و تمدن قدر و نه…………….
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۱ ب.ظ
یک سوال از همه دوستان عزیز مخصوصأ بچه مثبتای گلی که میان تو این سایت و از بلندگوی منبر و موعظه نصیحت میکنن و مدعی سردمداری دین مترقی و مذهب برتر و پاسخگوی بشر هستند:
آیا اگر زمان صدور احکام شرعی اسلام کاندوم و همچنین امکان بارداری خارج از رحم(تشکیل جنین از نطفه مرد در آزمایشگاه) و سایر موارد علمی و بهداشتی وجود داشت باز هم اسلام همجنسگرائی را محکوم میکرد اونهم با این شدتی که شما می فرمائید؟؟؟!!!
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۲ ب.ظ
یک سوال دیگه :
اسلامی که ما دیدیم وسیره امامان وپیامبرش را مطالعه کردیم گفته اگر شخصی هتاکی به جامعه و بی حرمتی به افراد اجتماع را به این حد رساند که در انظار آنان ، تازه حداقل در انظار چهار نفر نه یک و دو سه نفر آنهم ۴ نفر و از نوع عادلش !!! اقدام به انجام عمل جنسی نمود! (اعم از دگرجنسی یا همجنسی) بایستی محاکمه و مجازات شود . خوب کجای اسلام اجازه داده شما وارد اطاق خواب ، حمام، تلفن ، سایتها و ایمیلهای شخصی یا سایر حریم های خصوصی افراد شده و از توی شرت و شلوارمردم سر در بیاورید؟؟ و با این عمل قبح و زشتی عمل را در نگاه خود او و سایرین بشکنید؟ والله دنیا داره بهتون میخنده یه کم سرتونو از زیر این برف سنگین درارین برید خجالت بکشید دنیا داره بهتون می خنده و ننگ میفرسته برید توبه کنید آبروی افراد حق الناسه ولی گناهانی که شما برای مردم تعریف کردید برفرض گناه بودن حق الله است بقول خودتون خدا از حق خودش میگذره ولی از حق الناس ابدأ پس برید توبه کنید و بعدش هم از افرادیکه آبروشونو بردید عذرخواهی بکنید لعلکم ترحمون برید بجای اینهمه توبه فرمائی محض فردای قیامت خودتون توبه کنید ! به امید هدایت تمام ابناء بشر خداحافظ.
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۸ ب.ظ
بنظر شما اگر کسی نخواد به بهشت بره اصلا حور و پری هم نخواد و بخواد فقط در همین دنیا بدون تعرض به حقوق دیگران آزادانه زندگی کنه و از زندگیش لذت ببره باید چکار کنه و چه کسی رو ببینه ؟!
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۶ ب.ظ
ای خدای مهربون!
اونکسیکه میخود این سایتو ، این حداقل جای درد دل ما ایرونی های خفقان گرفته رو ببنده یا آدمش کن یا جسارتأ خفش کن . آمین !
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۸ ب.ظ
کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز
اولین و آخرین باری که عاشق شدم و برای پرواز اوج گرفتم عشق پاک یک همجنس خدائی و صادق بود اما صد حیف و هزار افسوس که باورهای وارونه مذهبی هردومونو ساقط کرد نه دیگه من عاشق شدم نه اون ، نه من پرواز کردم نه اون ، هم من دچار روزمرگی و … شدم هم اون ، هم من حست خور موندم هم اون ، هم اون رفت سر زندگی! هم من ، و دیگه نه اون تونست با صداقت از پشیمونیش حرف بزنه نه من ، الان هم هم من میسوزم هم اون، کی جواب این نسل سوخته رو خواهد داد؟ راستی کی….؟
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۰ ق.ظ
سلام به همۀ دوستان خوبم، همۀ بچه های ایران زمین…
همچنین یه “سلام ویژه” به لیلا،و تشکّر ازت بابت اینکه این محیط رو آماده کردی تا بشه در اون ،حول این موضوع خاص نظر داد واطلاع گر فت،و همچنین مدیریت وبلاگ ،که نظرات وارد مسائل حاشیه ای نشن.
من در مورد موضوع مورد بحث و خودم به نتایجی رسیدم و واسۀ بهتر نتیجه گرفتن نیاز مبرمی به هم صحبتی و ارتباط با علی (کامنت ۳۸) دارم ،تا از نظراتش بهتر استفاده کنم.
لیلا جان ،ازت میخوام، و خواهش می کنم تا این امکان رو واسم فراهم کنی.
مطمئن باش در این صورت کمک بزرگی بهم میکنی.
سپاسگذار و منتظر هستم…
مهر ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۱ ب.ظ
با سلام خدمت همه چه موافق چه مخالف . لیلا میشه بگی برای چی این web log راه انداختی؟ برای اینکه به ما گی کمک کنی یا بذاری یکسری ادم که ما رو نمی فهمن هرچی بخوان بگن.وقتی شما شمارهارو پاک مکنی مشه بگی من بد بخت چه جوری با یکی دوست بشم من از این سایت دوست یابی که مگی هیچ اطلاعی ندارم. بد از خوندن مطالب دوستان انقدر عصابم خورد شد که الان که داره تاپ می کنم دستام داره میلرزه. من اصلا موندم این افرادی که گی نیستن برای چی تو این سایتا میان می خواین بفهمن تو ایران چقدر بدبخت داریم . شما ها که از دختر خوشتون میاد میتونید با یه پسر باشد؟ معلوم که نمی تونید خوب مام نمی تونیم با دختر باشم چون غریزمون اینطوری همون خدای که میگید گفته گناه داره ما رو اینطوری افریده. در مورد اون قوم باید بگم اونا همجنس باز بودن نه همجنس گرا که حتی می خواستن به پیامبری که خدا فرستاده بود تجاوز کنن. فکر کنم مشکل شما این باشه که فرق همجنس باز با همجنس گرا نمی دوند. وقتی شما با یه دختر دوست می شید دوسش دارید نگرانش میشد دوست دارید باهاش زندگی کنید دوست ندارید بهتون خیانت بکن . مام همچین حسی نسبت به پسر داریم. بازم اگه به نظر شما ما گناه می کنیم اشکالی نداره ما میریم جهنم شما برد بهشت . تازه بنظر من الان رابطه بعضی از دختر با پسر کثیف تر از رابطه به قول شما پسر با پسر شده. parsa ۲۱از تهران
لیلا: آقای پارسا اگر مطلبی رو که زیرش کامنت گذاشتی یک بار دیگه بخونی متوجه میشی که این وبلاگ برای دوست یابی نیست. من نظرم رو درباره یک فیلم و عقیده بیان شده در این فیلم نوشتم ولی آدمهای مختلف نظرات مختلف دادن تا به اینجا رسید که بعضی فکر کردن این سایت برای حل مشکلات گی ها و یا دوست یابی هست که باور غلطی هست. این آخرین کامنتی هست که بر روی این پست منتشر میشه. کامنتدونی برای این مطلب بسته خواهد شد.