همیشه از اشتباه کردن، فراموش شدن و تنها موندن میترسم. ولی مثل اینکه هر چی بیشتر بترسی بیشتر دلت میشکنه.
این مطلب در تاریخ
یکشنبه, فروردین ۵م, ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ
و درباره موضوعات منتشر شده است.
شما میتوانید هر پاسخی به این مطلب را توسط RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید نظر بدهید، یا از سایت خود دنبالک ارسال کنید.
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۹ ق.ظ
لینکتون به دوستانم اضافه شد.
روزگار خوش.
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۳۳ ق.ظ
موافقم!
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۹ ق.ظ
سلام لیلای عزیز
با چند روزتاخیر سال نو را تبریک می گم،امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۹:۰۶ ق.ظ
عزیزم تو بلاگ رولینگ پینگ کردم. لطفاً این دفعه که مطلب جدبد نوشتم، ببین بلاگ رولینگ تو رو نوتیفای میکنه یا نه.
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۲ ب.ظ
سلام
من هم خوشحالم که بعد از این همه سال خبری از شما می شنوم
هر وقت خانم صدقی را می دیدم جویای احوال شما می شدم
وبلاگ را زیاد آپ نمی کنم یعنی تنبلی می کنم
اما بعضی وقتها سر می زنم
نمی دانم کجایید ولی هر کجا باشید امید پیروزی تان را دارم
به امید سالهای بهتر از این سالها
عید باستانی تان هم مبارک باشد
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۶:۱۱ ب.ظ
mige az har chi bertarsi saret miad …
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۴ ب.ظ
آه من ترا فراموشیدم
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۴۸ ق.ظ
leila aslan natars ke adam az harchi betarse besaresh miyad .in ytajrobeye shakhsiye khodame
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۶ ق.ظ
سلام…اشتباه کردن طبیعیه .فراموش شدن وتنها ماندن هم در مورد شما صدق نمی کنه.این ترس زاییده ذهنه. ….
سال خوبی داشته باشی . عیدت مبارک.
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۳ ب.ظ
dark mikonam!!! H.M
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۲ ب.ظ
leila jan,
eshtebah kardan yek khositate ensanie, pas azesh nabayd tarsid, balke dars gereft. man bishatr mitarsam ke az eshtebaham dars nagiram, ta inke eshtebah bekonam.
۲-farmosh nakon ta farmoosh nashi, pas ba in ۲ tarkib, hargez tanha nemimni.
فروردین ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۳:۴۳ ب.ظ
شکسپیر در گوشه ای از نمایشنامه هملت از قول«بازیگر دوشس»میگوید:«ترس و عشق زنان حد وسط ندارد،یا هیچ است و یا در منتهای شدت و قوت؛و در همه حال با یکدیگر مساوی هستند…در هرسینه ای که که عشق شدید جای گزیده باشد،کوچمترین شبهه و شکی باعث ایجاد ترس عظیم می شود.»که البته از نظر من این عشق می تواند به یک شخص معین،به شغل مورد علاقه و یا هرگونه دغدغه فکری باشد.
لیلا: خیلی من رو به فکر فرو برد این جمله. نمیدونم شاید چون یه جورایی وصف حاله.