تغییر مردانگی در ایران
یه پدیده ای داره توی تهران اتفاق میفته که بر خلاف انتظارم حداقل تو لندن خیلی بهش بر نخوردم. اونم ” زنانه تر” شدن ظاهر پسرهای ایرونی. منظورم از زنانه ظاهری که ما عادت داریم بیشتر زنها رو تو اون قالب ببینیم. مثل ابروهای باریک شده، ارایش ها غلیظ صورت و پوشیدن لباسهای تنگ که تو ایران به بدن نما معروفن. اینکه توی تهران هر روز تعداد بیشتری پسرهایی رو که ابروهاشون رو اگه خیلی باریک نکردن ولی تمیز کردن و یا یه سایه ملایم پشت چششون کشیدن پدیده ای که این روزها- حداقل تا ۶ ماه پیش که من تو تهران بودم- خیلی ها باهاش برخورد کردن. من خودم بارها تو خیابون پسرهایی که ابروهاشون باریک تر از من بوده و سایه های خوش رنگی پشت چشاشون کشیده بودم بارها دیدم. میتونم بگم خیلی هاشون توی تقسیم بندی که توی ایران از گی میشه نمیگنجن. چون من از نزدیک پسرهایی رو دیدم که از نظر س . ک.سوالیته کاملا هترو بودن ولی ابروهاشون بر میداشتن و بلوزهای تنگ چسبون و همینطور شلوارهای کوتاه می پوشیدن. اونقدر که تو تهران من شاهد ارایشهای مختلف مو بین پسرها بودم اینجا ندیدم. نمیدونم ایا میتونه به این ربط داشته باشه که دخترهای ایرونی این روزها پسرهایی با ظاهر دخترونه رو بیشتر میپسندن؟ بر عکس اینجا که گویا هرچی بدن عضلانی تر و مردونه تر داشته باشی از نظر دخترها س.ک. سی تری. ایا این ربط داره به اینکه تو ایران دخترها دیگه از پسرهایی که خیلی میخوان مردونه به نظر بیان و شاید اونها رو یاد بازیگرهای فیلم فارسی های قدیم و یا به عبارت امروزی جواد و خز میندازه دیگه خوششون نمیاد. یا اینکه خود پسرها فکر میکنن به چهره “زنانه” نزدیکتر شدن بهتر و جذابتره. یعنی تقاضاست که باعث تغییر شده و یا عرضه است که تقاضای جدیدی به وجود اورده. به نظرم این نشون میده معنای مردانگی و مردانه بودن توی ایران بر خلاف تمام مخالفتهای فرهنگی داره بوجود میاد. به نظرم موضوع مهمی برای فکر کردن که اینکه فقط دخترامون عوض نمیشن بلکه توی یک جامعه کاملا پدرسالار تغییراتی رو میبینی که توی غرب شاید به اون اندازه شاهدش نیستی. موضوع خیلی جالبی برای تحقیق البته یه خرده تابو تو ایران.
مرتبط:
امان از این پسرهای مکش مرگ ما …
عصر مردان، عصر شیران (سماور) یاد باد
فروردین ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۵۶ ب.ظ
آبجی این رو من خیله وقت پیش نوشتم…
http://sibiltala.blogspot.com/۲۰۰۶/۰۵/blog-post_۲۸.html
این شکل و شمايل مجری های تلوزيونی ماهواره ها هم بی تاثير نيست.
مخصوصاً که کلی از این مجری های مرد ام تی وی مم تی وی هم کونی تشريف دارند و خوب لباس پوشيدنشون مخصوص اجراگری جنسيتی خاص خودشون هست. خوب اين آقا پسر های ایرانی هم بی خبر از همه جا همان اجرا گری کونی گری را به حساب خوش لباسی و غربی بودن به کار می گيرند.
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۰ ق.ظ
اینجا دیگر سرزمین آریوبرزن و سهراب و رستم و بابک خرمدین و الخ ، نیست یا حداقل کسی اهمیتی به آن مردانگی های مد نظر شما نمی دهد ، التقاطی شده است هفت بیجار ، همه آن پارامترهایی که سابق براین ارزش و ملاک محسوب میشد ، واژگون و تبدیل به ضد ارزش گردیده است ، بسیار جای دریغ و افسوس دارد که اینان از باغ تمدن تنها شیفته چند گل و گیاه دلربا اما هرز و بی ریشه شده اند . این از مشخصات و علائم جامعه ای است که در حال افول و زوال است . متاسفانه !!!!
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۵۷ ق.ظ
من در مورد این نکته با شما موافقم. مردانه گشتن ان طوری که میل خیلی از مردها است، دیگر چندان باب میل خانم ها نیست. البته این فقط در بخش هایی از جامعه مثل تهران (ان هم مناطقی) صادق است. جامعه ایران بخش ها و لایه های مختلفی دارد.
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۴ ق.ظ
مردی که به فکر این باشه که خانم ها چی می پسندن و حاضر بشه به شکل دلقک در بیاد مرده؟
این پدیده فقط مربوط به تهران نیست باید برید اصفهان رو ببینید.
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۷ ق.ظ
موضوع احتمالن ساده تر از این حرفا باشه. این دوتا پسر خواننده لوس آنجلسی، کامران و هومن، با اون قیافه تیتیش مامانیشون به نظرم نقش عمده ای در این تغییر ظاهر دارن. شنیدهام که دخترهای نوجوون کشته مرده این دوتا هستن. پس عجیب نیست در جامعهای که رفتار تودهوار هنوز توش شایع هست، اکثر جوونکها هم برن دنبال کپی کردن تیپ تیتیش مامانی اونها.
البته تمایل و تظاهر به ماسکولین (مردانه؟) نمایی بین جوونای ایرانی هیچ وقت به اندازهای که برای پسرهای امریکایی مهم است نبوده.
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۴:۲۵ ق.ظ
با سلام و تبریک سال نو!
به منظور حمایت از جنبش کارگری لطفا به وبلاگ اخبار و مقالات جنبش کارگری لینک بدهید!
ممنون!
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۶:۳۴ ق.ظ
نمیدونم چه جوری به گرایش جنسی اون پسرهایی که ظاهر زنانه داشتن پی بردی؟ کاش کمی توضیح می دادی…
ولی به گمان من، قریب به اتفاق آنها همجنس باز بوده اند… اینکه حدود ۵ درصد پسرها هم چنین گرایشی داشته باشند چیز عجیب و غریبی نیست…
بقیه توجیهاتت هم آسمان به ریسمان بافتن است…
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۳ ق.ظ
چنین مردانی که البته زیاد مرد نیستن! تقاضایی در حد و حدود خودشون دارن . یعنی دخترهای هم که جذب اونها میشن همچین هم تفاوتی از نظر اجتماعی و شخصیتی با پسر نداره .
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۱۹ ق.ظ
بحث جالبيه ولي همونطور كه خودتون گفتين نياز به يك تحقيق گسترده و همه جانبه داره. يه واقعيت در ايران اينه كه الآن تقريبا تمام ارزشهاي نسلهاي قبلي زير سواله. همونقدر كه وجود خدا و مذهب و باورهاي ديني ( بخاطر كارهائي كه آخوندا كردن و مي كنن ) زير سوال رفته باورهاي ديگه ي اجتماعي هم زير سواله. مردي ، مردونگي ، راستگوئي ،نان حلال خوردن و از اين جور “شعارها”. امروز مردم “رفسنجاني” رو كه نماد عيني فريبكاري ، بي ايماني ، سواستفاده گري ، ابن الوقتي و دزديه در عين اينكه ازش نفرت دارن به عنوان يك نماد “موفقيت” بهش كشش دارن ( به انتصخابات اخير نگاه كنين ) . “شهرام جزايري” منهاي زندان روياي جوانان ايرانيه . كسي دلش نمي خواد “بيل گيتس ” بشه ( ثروت ناشي از خلاقيت و نوانديشي و ضمنا استعدادتجاري + احتمالا يه ذره خورده شيشه ) ولي دلشون مي خواد جاي پسرا و دختراي رفسنجاني باشن يا شهرام جزايري گير نيفتاده. يعني حتي تعريف موفقيت هم ، به بركت وجود نحس آخوندها و فساد همه جانبه شون ، كاملا تغيير كرده.
تا جائي كه به زيرابرو برداشتن و … هم مربوط ميشه من فكر مي كنم اتفاقا اين پسرها هستند كه سليقه دخترا رو عوض كردن. يعني دخترا به سمت پسنديدن اين نوع مردها سوق داده شدن.
ضمنا در مورد الگوها هم بايد بگم خود جمهوري اسلامي هم از اين تيپ سازي بدش نمياد . نگاه كنيد به هنرپيشه هاي جوان سريالهاي تلويزيوني و مخصوصا “فرزاد حسني” مجري برنامه هاي تلويزيوني كه روز به روز هم بزرگترش مي كنن. حتي رفتار و حركاتش هم به قول دوستان خارج از كشور كمي تا قسمتي ” گي ” گونه است.
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۸ ق.ظ
مطلبي درباره اين مطلبت نوشتم: http://aassi.blogspot.com/۲۰۰۷/۰۳/blog-post_۲۴.html
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۷ ب.ظ
آیا همین مطلب در مورد دخترهایی که توی خیابون دست هم رو می گیرند صادق نیست!؟ آیا می شه این درصد بالای دخترها رو هم همجنس باز دونس؟
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۸:۱۱ ب.ظ
سلام لیلا جان!
سال نوی شما هم مبارک!
بحث جالبی اینجا به راه انداختی. به چشم من هم اومده چنین تمایلاتی وجود داره هر چند به نظرم هنوز خیلی محدوده به اقشار مرفه تر که احتمالاً به قول سیبیل طلا فکر کردن مد جدیده و فوری دنباله روی کرده ن. اما جای کار و تحقیق داره برای درک میزان گستردگی ش. منم فقط حدس خودم رو گفتم. زیاد تا حالا دقت نکرده بودم. مرسی برای طرح سوال!
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۸ ب.ظ
این خانم نازلی (سبیل طلا ) با اون همه ادعا ببین از چه واژه ها و کلمات زیبایی !!! برای اظهار نظر استفاده فرموده اند . چه کسانی مدعی حقوق بشر هستند !
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۴۲ ب.ظ
مطلب باحالي بود.دستتون درد نكنه
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۴۴ ب.ظ
به اخراجيها سربزنيد
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۹ ب.ظ
عید تو هم مبارک خوبیی؟:)
آره آخه کانال ۳ فرزاد حسنی و احسان خواجه امیری اومده بودن یک موهایی آلاگارسون کرده بودن وقیافه هایی درست کرده بودن که نگو:))
فروردین ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
به نظر من این تغییر واسه اینه که چه دخترا و چه پسرا هر دوشون تنها چیزی که واسه نمایش دارن بدنشونه.یعنی وقتی هنوز رابطه دخترو پسر این جا عادی نشده(،عادی نشده،نگفتم کمه،یا با هم رابطه ای ندارن)و کلا این طرز فکر و شخصیت فرد نیست که مهمه،بلکه قیافه نقش اولو داره،چه دخترا چه پسرا میرن به سمت خوشگل تر شدن.کی می تونه منکر این بشه که پسر زیر ایرو برداشته و لباس تنگ چسبون پوشیده خوشگل نیست یا حداقل بیشتر جلب توجه نمی کنه؟
به نظر من همون طور که اونجا دخترا این قدر آرایش نمی کنن،و فقط هنرپیشه ها و افراد خاصی تا این حد آرایش دارن(من از شنیده ها از فامیلام میگم که اونجان،راست و دروغش با خودشون)پسر های اینجا هم برای جلب توجه دو چیز دارن.پول و آرایش و لباسای رنگی.
تا جایی هم که من می دونم بحث دهنکجی به دولت و حکومت و مبارزه و این جور چیزا نیست.اصلا جوونا خیلیاشون(حتی می تونم بگم اکثرشون )به این جور مسائل(حتی چیزای ساده تر )فکر هم نمی کنن.
با این مسئله که حکومت با رواج دادن این عملکرد موافقه، هم صد در صد موافقم.می خوان سرشون به این جور چیزا گرم باشه به بقیه چیزا فکر نکنن.
فروردین ۵م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۷ ق.ظ
بهش گفتم: چرا ساکتی؟ چند وقته که هیچی نمیگی!
گفت: دلم گرفته.
گفتم: از چی؟
- از اتفاقاتی که افتاده، از انحراف و تعبیر غلط واقعیت.
- کدوم اتفاقا؟ کدوم انحراف؟ …
- سیر انحراف بشر در این سرزمین شکل گرفته و اکنون سرعتش اونقدر زیاد شده که هیچ کس و هیچ چیز (مگر خدا) نمیتونه جلوشو بگیره. حقیقت جای خودشو با مجاز عوض کرده، عقلانیت رفته و جهالت در درون مردم چیره شده، از روشنایی دلها فقط کورسوئی باقیمونده و همه جا تاریکه، پسرها دختر و دخترها پسر شدن، زمین تنگ شده، آسمون دیگه سخاوتمند نیست، بشریت از سیر تکاملی خودش دور شده، خوب و بد رو نمیشه از هم تمیز داد…
گفتم: امید من هنوز زنده است. چون با تموم وجودم یقین دارم که، میاید.
عقل گفت: من هم منتظر میمونم.
فروردین ۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۷ ق.ظ
والاه!! حالا دیگه هر پاپتی از پشت کوه اومده ای خودشو خوشگل میکنه و کلی کرم و پودر میزنه که صورت آفتاب سوخته ی دهاتیش معلوم نشه!!
فروردین ۵م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۰ ق.ظ
من هم با این قضیه که پس زمینه ذهن ها خالیه و به این خاطر افراد برای جلب توجه کردن مجبورن ظاهرشون رو جینگیل و جینگول درست کنن تا افراد به طرفشون جذب بشن، مواففقم و در جواب این سوال که حالا چرا از ظاهر دختونه برای جلب توجه کردن استفاده میکنن، باید بگم که شاید به این خاطر که لباس و آرایش دخترونه جای مانور بیشتری برای تغییر و درآوردن مدل های مختلف داره!
فروردین ۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۸ ب.ظ
اینهمه آخرشه دیگه!
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۷ ق.ظ
به خانوم ليلي( شماره ۱۳ ) ميشه بگيد سيبيل طلا در چه زمينه اي چه ادعايي داره؟
و يه سوال: ايا تاحالا چيزي ازاش خوندي؟
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۸ ق.ظ
آيا میشود جلوی تغيير را گرفت و آيا اصولا بايد جلوی تغيير را گرفت؟ از مطالبی كه اينجا خواند فكر می كنم متوسط سن افرادی كه مطلبی اين جا نوشته اند بيش از سی باشد. اين صحبتی كه آمده است خاطرات زمانی كه ۱۴-۱۵ ساله بوم را برايم زنده كرد (حدود بيست سال پيش) پوشيدن شلوار جين ممنوع بود، پوشيدن لباس رنگی ممنوع بود. فروش آلات موسيقی ممنوع بود. ولی آيا همهی اين اتفقات از بركات انقلاب اسلامی بوده است؟ خير. يكی از دوستان عمويم تعريف می كرد كه برای ياد گرفتن موسيقی (يكی تمبك میزد و ديگری ويلون) در \”مخفيگاه\” تمرين میكردند زيرا خانوادههای آنها، \”مطربی\” را كار پستی میدانستند (اين موضوع شايد نزديك به ۵۰ سال پيش میشود، سالها پيش از انقلاب اسلامی). مادر بزرگ من به دليل اين كه ممكن است برای پسرها نامه بنويسد از تحصيل محروم شده بود (اوايل حكومت رضا شاه). ولی واقعا چرا زير ابرو برداشتن يك آقا خيلی بحث برانگيز و زشت است؟ چرا؟ چه چيز بدی در اين كار وجود دارد؟ تنها دليل آن اين است كه چون زنها اين كار را میكنند، مردها نبايد بكنند. خوب چرا وقتی زنها شلوار میپوشند كسی ايراد نمیگيرد؟ يا حتی اگر لباس مردانه بپوشند به نظر هيچ كس كار عجيبی نيست؟ اگر چيزی را كه من امروز بنا به سليقهی خودم نمیپسندم، حتما نادرست است. نكتهای را كه میخواهم بگويم اين است كه سلايق شخصی خود را به هيچ وجه حق نداريم به عنوان قانون واصلی كه خدشه ناپذير است بيان كنيم. مثال واضحتری میزنم. در زمان حاضر اكثر آقايان ريششان را میتراشند. اگر كسی ريش \”نامرتبی\” داشته باشد، در نگاه اول يك آدم نامرتي و لاابالی به نظر میرسد. آيا صد سال آينده وقتی آرايش كردن آقايان هم مثل زدن ريش شد، غير از اين كار عجيب نيست؟ بهتر است جوانها را درك كنيم و به خاطر ظاهر باطن را فدا نكنيم
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۶ ب.ظ
اول بگم من نه کونی ام نه اینکه زیر ابرو بر می دارم بر عکس کلی هم هیکل درشت و زمخت مردونه دارم ولی اخه بابا یه کسی چه مربوطه من نمی فهمم مگه طرز ارایش و لباس پشیدن و تبعیت از مد یه چیز کاملن شخصی نیست؟ هیچ کس قیم کس دیگه ای نست که بخواد تعیین کنه که چه ارایشی باید داشت…
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۴ ب.ظ
آره. به نکته جالبی اشاره کردی. این قیافه ها و به ویژه آرایش های زنانه خیلی وقته که بین پسر های جوون رواج پیدا کرده. مثلا دو تا از دوستان خودم قبل از عیدزیر ابروهاشون رو برداشته بودند. واسه من خیلی عجیب بود ولی اونا دلایل خودشون رو داشتند.
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۱ ب.ظ
سلام. من فکر می کنم این مساله فقط در بین سنین ۱۰ تا ۲۵ سال زیاد رواج داره، یعنی تلقی دخترها از پسرها به این نحو که شما می فرمایید. البته در سن بین ۲۰ تا ۲۵ کمتر میشه. در این سنین دخترها از ظاهر پسرها بیشتر خوششون می آد تا باطنشون!!، البته منظور از ظاهر هم همان چشم و ابرو هستش، و گرنه وقتی ازدواج بکنند، دیگه دوست دارند مردشون حالت زنانگی و تیش تیش مامانی را کنار بزاره و بچسب به زندگیش!، اینطور نیست؟، البته همونطور که دوستان گفتند، نسل جوان ما بیشتر تحت تاثیر این فرهنگهای مزخرف ماهواره ای هستن تا فرهنگهای درست و حسابی ماهواره ای!، مثلا همین کامران و هومن!، هر کی ندونه خیال میکنه اینا یا دخترن یا از مردانگی فقط اسمشون را!
فروردین ۶م, ۱۳۸۶ at ۶:۰۹ ب.ظ
gamoonam taghaza in nist :d
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۵۷ ق.ظ
باسلام
همگان متواترا”ومکرارا”درحال تصحیف واستحاله -رفرم-هستند
فعلا
کامیاب باشید
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۴:۴۸ ق.ظ
به نظر من این طور نیست. در اروپا رنگ کردن مو و برداشتن ابرو در پسرها به طور آشکار رایج تره. حالا از این بگذریم. مگر اشکالی داره؟
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۴:۴۹ ق.ظ
جامعه ما در حال گذاره و حالا این بچه ها گیج از همه جا بدنبال مدرن بودن تو این محدودیت ها, مدرن بودن از ادمای کجا میارن ؟ میشن همینا
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۵:۰۵ ق.ظ
اینکه ظاهر زانانه دخترکش باشه چیزه جدیدی نیست. کافیه به گروه های Glam Rock دهه ۷۰و ۸۰ یه نگاهی بندازی تا متوجه منظور من بشید.
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۹:۱۷ ق.ظ
تغيير ظاهري كه در پسران ايراني بوجود آمده مختص به تهران نيست. چند روز پيش در كرمان هم شاهد آن بودم. اين تغيير بطور اخص در طبقات ضعيفتر جامعه فرم بيشتري را بخود گرفته. متاسفانه مفاهيم صحيح نمودهاي ظاهري در ايران تغيير كرده و رفته رفته بيمار بودن جوامع ايراني در كشور بشكل هاي مختلف ظهور ميكند. ربط تغييرات نابهنجار ظاهري با مدرنيته و يا ازادي هاي فردي بهانه اي سادلوحانه اي است كه ميشود با آن بر روي مشكلات جدي رفتاري جامعه سرپوش گذاشت. جوان دهه ۶۰ با خشونت سركوب شد جوان دهه ۸۰ با رواج نمادهاي ظاهري عجيب گمراه ميشود.
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۶ ب.ظ
جل الخالق! پس خوشبحال قزوینی ها که فکر کنم همین روزها مهاجرت به تهرون رو آغاز کنند!
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۶ ب.ظ
اين دوران هم سپري مي شه…
هر دو تاشه… دختران خواهان اين تيپ قيافه ها هستند و پسران هم دوست دارند كه اين گونه خودشان را عرضه كنند. كه البته اين ها حكايت از عامل اصلي داره كه اون فرهنگ و نبود آموزش بيولوژيكي درست در اين زمينه در سطح نظام آموزشي كشور مي باشد…
شاگرد و آموزگار هم باشيم در هشياري
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۰ ب.ظ
بالام جان
شوما خودتو ناراحت نکن
ما که استقبال میکنیم
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۴:۴۶ ب.ظ
فکر می کنم این از irony و کنایه بسیار بالایی برخورد باشد :
در فیلم سیصد خشایارشاه
شاه شاهان
به عنوان مردی که جنسیت ندارد معرفی شده یعنی کسی که هم خصوصیات مردانه دارد و هم خصوصیات زنانه : androgynous
برای تعریف بهتر و بیشتر از این واژه : http://en.wikipedia.org/wiki/Androgynous
لیست نسبتا خوبی از اینجور آدمها در اینجا آورده شده است که خوب متاسفانه نصف بیشترشون در لندن زندگی می کنند !!!
شاید لیلا خانم فقط در بخش های پاستوریزه ی لندن گذر کردند ولی اینکه بین همه ی شهرهای دنیا لندن رو به عنوان مثال نقض آوردند - با اخترام فراوان - خیلی خنده داره
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۵:۵۲ ب.ظ
تصور کنم دلیلی دارد. آن هم این است که در ایران برای زنان پر از فرصتهای ویژه و اضافیست. در حالیکه امکان بهرهبردن از امکانات مردها را دارند، بسیاری فرصتها و امکانات را هم به طور ویژه در اختیار زنان قرار دادهاند. بنابراین این میل ناخودآگاه پدید میآید که کاش من هم یک زن بودم!
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۷ ب.ظ
من فکر کنم خيلي ساده، جلب توجه و متفاوت بودن و دنبال مد روز بودن جواب اين سوال (اگه اصلاً سوالي وجود داشته باشه) هستش. دخترها و پسرها تو جامعهي متوسط امروز ايران هيچ ابزاري به جز صورت و لباسشون براي ابراز وجود ندارن. دارن؟
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۷ ب.ظ
من فكر ميكنم مقوله فوق مقوله بسيار معقولي است كه بايد در موردش فكر كرد . ايا هرگز به فكر كرده ايد كه انسان موجودي بسيار زيباست و قابل احترام است و اصلا احترام به انسان ، البته نه از ديدگاه مذهب بلكه از نگاه خود انسان امري ذاتي و طبيعيست؟ من نميدانم كه چه قانوني و چه دولت و ارگاني اين امر را به تصويب رسانده كه فقط زنان بايد ارايش كنند و يا فقط زنان برازنده ارايش هستند ؟ من فكر ميكنم انسان زن و انسان مرد كاملا ازاد است كه چطوري و چه شكلي زندگي كند ، حالا با ارايش و يا بدون ارايش ، اتفاقا ارايش مردان دلالت بر يك سنت شكني بزرگ ميكند و در پايان ميتوان اين نتيجه را گرفت كه ارايش مردان ميتواند قدمي به جلو و مشتي محكم به دهن اسلام و كل مذاهب باشد . پس انسان حق دارد هر طور كه احساس ميكند بخودش برسد ، حالا با ابروي باريك ، سايه سبز ، موهاي بلند …. اصل مسئله انسان است ، انساني كه بدون توجه به ظاهرش ، بدون توجه به جنسيتش حق زندگي ، رفاه و ازادي كامل را دارد . بگذاريد انسان را در شئان انسان ببينيم نه زن ، نه مرد و بيائيد تمام تابو هائي كه براي ما ، و بدون اجازه و اطلاع ما گذاشته اند را بشكنيم و انسان را به خود انسان برگردانيم ، نه به فرهنگ ، ظاهر … پيروز باشيد
يوسف
فروردین ۷م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۳ ب.ظ
I think it is a bit one sided,if you talk about london then you’d better walk around places lke camden town and perhaps you have seen how even guys wear make up,what we sometimes forget is in Europe we call them normal whereas in Iran they call them abnoraml and i think it is not statistically right to say that there was more guys in tehran for example than london who were doi’in too much, in terms of make up, with their face.
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۷ ق.ظ
از رامين ۴۰ بخاطر اينكه بخوبي به اين نكته جالب اشاره كرد كه چيزهايي كه در ايران غير عادي هستند در جاهاي ديگر دنيا مانند امريكا عادي هستند پس در ايران به چشم مي آيند و بزرگ مي شوند و ولي در آمريكا اصلا ديده نمي شوند تشكر مي كنم
بعد به شهاب ۳۷ مي گويم كه از اشاره ات لذت بردم كه در ايران مخصوصا در شركتهاي خصوصي تمايل براي بكار گرفتن جنس زن بيشتر است تا جنس مرد.(پس مردها سعي مي كنند زن باشند)
از آزاده ايراني ۲۳ تشكر مي كنم كه گفت ما نياز به يك انقلاب در اعتقاداتمان داشتيم و داريم
از همه تشكر مي كنم كه مي فهميد. اين فهميدن ها به همه ما كمك مي كند كه بيدار شويم
امام خميني (ره) مي گفت ملت ها تا نخواهند نمي توانند و تا بيدار نشوند نمي خواهند
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۵ ق.ظ
فکر میکنم این تقاضاست که باعث اینگونه عرضه شده!
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۲۵ ق.ظ
سلام، با عرض پوزش فروان، فکر میکنم تا حدودی غلو کردید. لباسهای تنگ تقریبا از ۳-۴سال پیش مد شدند و الان زیاد هم مورد اقبال نیستند و سایه ی پشت چشم در پسرهای ایرانی اصلا رایج نیست. هیکل عضلانی هنوز محبوبیت خودش رو داره (البته نه هیکل بدنسازی شده ی هورمونی)
من حدود ۲۵ سال هست که در شهرک غرب زندگی میکنم و زیاد مواجه با اینهایی که فرمودید نشدم، البته… من ساعت ۸ صبح از خونه میرم بیرون و ساعت ۸ شب برمی گردم، ولی باز هم فکر می کنم گزارشتان چندان مطابق با واقعیت نیست.
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۲:۰۲ ب.ظ
تميز كردن صورت و بدن نشانه احترام فرد به خودش و ديگران هست. خوشبختانه جوونا ( چه دختر و چه پسر ) زيبا بودن رو در قالب هاي مذهبي و اعتقادي نميريزن و الان خيلي ها با هر مسلك و عقيده اي به ظاهرشون اهميت ميدن. فكر كنم اين نشانه اي از ريشه هاي قوي اومانيسم تو جامعه جوون ايران است.
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۹ ب.ظ
البته من از این قشر رفیق زیاد دارم! بدن سازی هم لازمه(برد پیت ,ولی نه آرنولد ) ولی تنبلی و عدم نیاز به زور بازو باعس میشه که اون قسمت اجباری نباشه - اگرم زیادی قیافت بد باشه یا خلا یی جای دیگه باشه با بدن سازی بیشتر جبران میشه. پس با اون قسمت حرفت که ماهیچه س ک س ی نسیت مخالفم در ضمن چون نصف اینا تابو گی خانده شدن ندارند شاید هم اصلا ندونن بقول سیبیل این مجری ها گی اند (نه لزوما بات ) و خرکت های دیگه هم بعضا بزنن! ولی فاکتور های جلوگیرش کمند(منظورم نزاجا نیست ها) . در ضمن نیروی محرک دیگه ای که تو دوستام دیدم اینه که با این کار به صورت رقابتی تکاملی! و نا خود آگاه . دختر های دارای فاکتور های س ک س ی کمتر از خودشون رو حذف میکنند و در دستیابی به دختر های با فاکتور های س ک س ی بیشتر موفق تر و علاوه بر اون کلوب ها و ارزش های خاص گروه متفاوت شده با علایم فوق رو با ارزش های کودکانه خود تعریف و از این تفاوت هویت به دست میارن! در ضمن به نطر من فاکتور های پ و ر ن استار ها در سلایق دختر ها خیلی رایج تره تا گ ی ها! میون پسر ها که به نطرم الگوی اون یکی خیلی بیشتر عرضه و تقاضایی باشه و زیاد هم انخراف به حیاب نمیاد موافقین؟
یه نمره بی این کامنت من بدین
فروردین ۸م, ۱۳۸۶ at ۶:۰۸ ب.ظ
سلام
موضوع جالبی را مطرح کردید. به نظر من علت اصلی این پدیده توجه بیش ار حد جوانان ایرانی به مد روز است. من در کالیفرنیا زندگی می کنم و در اینجا هم شاهد این پدیده بین جوانان ایرانی هستم بخصوص آنهایی که در سالهای اخیر به آمریکا آمده اند. خیلی مواقع پیش آمده که من یک جوان ایرانی را با ابروی برداشته و یا مدل مو و لباسی عجیب غریب دیده ام و بعد از چند ماه دیده ام که بین دیگران مد شده. خیلی جالب است که اولین پسری را که متوجه شدم زیر ابرویش را برداشته پسر جوانی از آشنایانم است که اتفاقا خیلی هم باورهای مردسالارانه دارد و خودش را از خیلی دخترها بالاتر می داند و از گی ها هم متنفر است!
فروردین ۹م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۱ ق.ظ
قدیما می گفتن مرد اونیه که پشتش بزنی خاک بلند شه الان مرد اونیه که زیر ابرو ور نداره یا بزک نکنه ، ها ؟
اگه مردونگی عوض شه مطمعن باش زنونگی هم باهاش عوض میشه که آخرش به ضرر مادینه تموم میشه ، من فکر می کنم این یه موجیه که الان به ساحل ایران رسیده و جوونا دارن روش موج سواری می کنن .
نمی دونم چرا یاد این جمله افتادم : عیب ز نقاش می گیری هـشـدار
فروردین ۹م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۲ ق.ظ
سلام.من یه مشکل بنیادی دارم.لطفا به این سوال من جواب بدین.جرا آرایش باید مخصوص دخترا باشه؟چرا دختر باید ظریف باشه پسر عضلانی؟چرا پسر کت شلوار می پوشه و اگه دامن بپوشه میگین تمایلات زنانه داره ولی اگه دختر کت شلوار بپوشه نمیگین تمایلات مردونه داره؟چرا دختر میتونه عطر مردونه بزنه،دستمال سر ببنده،و کلا از لوازم مردونه استفاده کنه ولی مرد از لوازم زنانه نمی تونه استفاده کنه؟چرا مردا که شیش تیغه می کنن با کلاسن ولی مردایی که ابرو بر می دارن گی؟مگه هردوشون مرتب بودن نیست؟چرا میگن زن با آرایش زیبا تر میشه ولی مرد با آرایش میشه گی؟ اگه از نظر تکاملی هم نگاه کنیم مگه اکثرا این حیوان های نر نبودن که پر رنگی داشتن یا کلا شکلشون طوری بوده که جلب توجه می کرده؟مگه سرخ پوستا مرداشون آرایش نمی کردن.
البته این یه بحث کلی بود،نه در مورد مردم ایران.
فروردین ۹م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۲ ق.ظ
سلام.عرض میکنم خدمتتون که این کارا مال بچه های بی خیال بالای شهره که از سیری شکم کونشون مست شده.اگه مثل من مجبور بودن واسه شرمنده نبودن پیش مامان و خونوادشون سگدو بزنن مطمئنا حواسشون به این نبود که به خودشون پنکک گریم بمالن.خاک بر سر این مملکت که تضاد طبقاتی داره توش بیداد میکنه.یکی از بی پولی وسایلش تو خیابونه و یکی تو فکر اینه که کدوم تفریح بهش لذت بیشتری میده.از همه بیشتر واسه خودم متاسفم که تا حالا نتونستم توی این جماعت پولی به هم بزنم و یه زندگی راحت داشته باشم.
فروردین ۹م, ۱۳۸۶ at ۸:۴۶ ب.ظ
به نظر من تقاضا است.یعنی تجربه شخصی ام این رو می گه.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۴۱ ق.ظ
کاملا این موضوع قابل بررسیست.کافیه قهرمانان و شخصیتهای مخبوب فیلم های ایرانی دهه ۴۰ و ۵۰ مثه بهروز وثوقی ملک مطیعی و بیک ایمانوردی رو با مخمد رضا گلزار و پزمان بازغی و بهرام رادان دهه هشتاد مقایسه کنید و ببینید که پرسونای مردانگی چطور به سمت زنانگی پیش روی کرده.
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۳ ق.ظ
بابا جون اگه درد مملکت ما اینه که پس یعنی مشکلی نداریم اگرم نیست که صحبت نداره ……. این چیزا هم شخصیه دیگه یه صفحه از وب رو حروم کردی که چی بشه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۲ ب.ظ
salam!mozoo marboot be Rostamha vo ina nist!
masale ine ke zanhaye ma dige az pesarhayi ke adahaye mardoone dar miarano be bahooneye mard boodan gholdor baazishoon gol mikone khaste shodan.
laAghal man ۱i ke injooriam
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۲:۴۳ ب.ظ
به منظور حمایت از معلمان لطفا به وبلاگ http://www.ksmi۱.blogfa.com/لینک بدهید!
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۴ ق.ظ
خیلی اغراق کرده اید اما دیدگاه جالبی بود
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۸ ق.ظ
نگاه کنید اینها همه ابنه ای هستند من با این همه ریش و پشم روزی n تا …. میکنم
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۴۷ ق.ظ
درود.
پيام ها بسيار نظرم را جلب كردند.هيچ كس به بن مسئله توجهي نكرده.وارونگي ارزشها در جامعه شناسي امر عجيب و ناشناخته اي نيست.ضمنا يكي از جلوه هاي هويت فرهنگي اسكيزوفرنيك در عمل همين است.برزخ فرهنگي شاخ و دم ندارد.اگر به اينجا نمي رسيديم جاي تعجب بسيار بود.كنون نيز با سرزنش و كنايه زدن چيزي حل نخواهد شد.
پايدار باشيد
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۰ ق.ظ
اینه که می گم فرهنگ بچه های داخل ایران بسیار بالاتر و پیشتر از ایرانی های خارج از کشور شده. آن نوع تابو ستیزی و درک الینه شده ی دموکراسی که در فرهنگ امروز نسل تازه ی ایران وجود دارد شاید فضاهایی آفریده که امثال شما در اروپا یا هرجای غرب ندیده اید حتا! اگر روزی خیال برگشتن به ایران را داشتید هشدار می دهم بدانید ازین کوره دهات فکری و فرهنگی تان دارید می رودید به یک شهر بزرگ. ممکن است خیطی زیاد بالا بیاورید تا به سطحی از شعور و ادب برسید که جامعه قبول تان کند، وگرنه مردم به چشم آدم ههای عصر ۵۰-۶۰ سال قبل یا به چشم آخوندها و فناتیک ها و…. نگاهتان می کنند. مخصوصن این مهم است برای اشخاص محترم سیاسی که توهم مبارزه داشته اند این سالها برای ملتی که هیچ شناختی از آن ندارند،و فرسنگ ها تفاوت فرهنگی با هم دارند. در همان تاریخ خروج شان از وطن مانده اند، عقربه ها دیگر حرکت نکرده، فکر می کرده اند مبارزه می کنند، فکر می کردند روشنفکرند! اما مردانه و با سیبیل شان می خواهند بروند جایی که ۲۹ سال مبارزه کرده اند توی لاریبرنتی با بیشمار خون آشام جنگیده اند! جنگ فرهنگی…. خیلی عقبید آقا! این خیلی ابتدایی ست که شما باید بدانید رنگ شورت این و آن، یا نوع ریش تراشیدن و ابرو و مدل لباس و لباس داشتن یا لخت گشتن و….دیگران، به شما ربطی ندارد؟! اینجور مساثل اولیه ر ا که آموختید در باب ادب و تعاملات اجتماعی انسان آزادو ازاداندیش امروزی، می توانید اجازه ی ورود به محدوده ی آن مملکت را داشته باشید که هیچ غلطی برایش نکرده اید و در امان و فارغ از همه چیز، شعار نشخوار کرده اید و به خود اینجور وقت ها حق اظهار نظر می دهید…
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۶ ب.ظ
این طبیعت گردونه مقدر است که هر امکانی در آن به اوج میرسد و ناگهان واژگون میشود..این مسایل از لحاظ روانشناسی بارها بحث شده و ربط کمتری به مسایل جنسیتی دارد دخترها هم به مردانه پوشیدن روی آوردهاند روزی آنها در نقطه ای به هم میرسند لحظه ای که دنیا میمیرد…!!!!!!!!!!من در هر جمله ام یک دنیا معنی آوردم بیشتر در آ« تعمق کنید این رازی است که در نامگذاری ایمیلم هم نهان است
فروردین ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۶:۵۲ ق.ظ
سلام
مطلب جالبی بود.اما نکته ای که باید حتما به آن پرداخته شود این است که جوانان ما دچار نوعی بحران هویت شده اند .
آیا هرگز به خود گفته ایم که با این فرهنگ غنی و پر افتخار ایرانی چرا نتوانسته ایم فرهنگسازی و الگو سازی نماییم.
آیا اگر سیستم آموزشی و فرهنگی ما برنامه لازم برای تربیت این نسل(کما اینکه خود من هم جوان و متعلق به این نسل هستم) را داشت و سردرگم و اسیر شعار و سیاسی بازی نبود ،شاهد این چنین مسایلی بودیم.
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۴ ق.ظ
وقتی در مملکت ما هنوز برای حادثه ای که ۱۴۰۰ سال پیش اتفاق افتاده ماتم می گیرند و آرزو می کنند که کاش ما هم آنجا بودیم و …. یا اینکه سر موضوع انرژی هسته ای غم و غصه نسلهای آینده را می خوردند که نفت یه وقتی تموم میشه … دیگر معلوم است که مجالی به رسیدگی به وضع جوانان و … که الان زندگی می کنند نیست . به قول معاویه : من می خواهم بر شما حکومت کنم نه کار به دنیای شما دارم نه به آخرت شما.
خب دیگه بقیه رو خودتون از پیشانی این ملت گوسفند بخونید.
فروردین ۳۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۷ ب.ظ
حکایت ما شده حکایت یه یارو که میره از پیش نماز مسجد می پرسه
حاج آقا ببخشید یه سئوالی داشتم ، مگه شما نمی گوئید که گوزیدن نماز را باطل می کند
حاج آقا هم می گوید چرا جانم همینطوره
یارو می گه خوب مگه شما نگفتید که نماز ستون دینه
حاج آقا دوباره می گوید چرا همینطوره
یارو می گه خوب حاج آقا دینی که ستونش با یک گوز فرو می ریزه آخه دینه ؟
حالا حکایت مردم ما شده که گمراهی خود را گاهی به گردن شبکه های ماهواره ای گاهی به گردن مجریان تلویزیون و حتما گاهی به گردن عوامل بیگانه می اندازند بابا کرم از خود درخته زور بیخود نزنید ما همگی گم کرده راهیم مگه ما طوطی هستیم که هرکی هر چی بگه ماهم باید تکرار کنیم یا میمون هستیم که حرکات دیگران تقلید کنیم پس عقل وشعور خودمان تعطیله؟
اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۷ ب.ظ
مزخرف
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۶ at ۵:۴۲ ب.ظ
سلام
از متن زیباتون خوشم اومده .راستش رو بخواهید منم با شما هم عقیده هستم .ولی باور کنید آبروی ایرانی ها رئ صاعقه زده .وقتی این این پسرای بچه سو سول رو می بینم به خودم می گم منم پسرم چرا از این کارا نمی کنم ولی باید بپذیریم که اینا همشون مشکل اصلی شون خانواده شونه من در داخل تلویزیون از فیلمهای خارجی دیدم که هیچ مردی ابروشو نگرفته ولی در فیلم های ایرانی از ای چیزا خیلی دیدم .حالا شما قضاوت کنید اخه به اینا هم می کن مرد .نهنه به خدا اینا به اندازه زنم ارزش ندارن
خیلی ممنونم از شما و موفق و موید باشید
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۸:۱۸ ب.ظ
باید انها را در یک دیگ اب جوش گذاشت و وقتی بخته شدن انها را با ساتور تکه تکه کرد وجلوی سگ گذاشت من از بسر و دخترهای فاسد متنفرم متنفرم متنفرم متنفرم ……………………… با تشکر از دوست عزیزم ابراهیم هاشمی بیست ساله از شیراز
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۳ ق.ظ
ای امان از دست اين کلمه “ايران” که هر چی چرند پرنده به نام “غيرت ايرانی”،”هويت ايرانی”،”مرد ايرانی” و “زن ايرانی” ميندازين بيرون. بابا من نمی دونم اين همه شعار ايران ايران از کجا اومده، اگه کمکی بش نمی کنيد حداقل انقدر باش ور نريد و واسه هر کلمتون بش آويزون نشيد، ولش کنيد به حال خودش. اما در مورد ظاهر ، نه قصدم دفاع نه دشمنی، ولی خير سرتون شما که تو خارجيد هنوز که هنوز اولين اصل فرهنگ غرب و ياد نگرفتيد و تو عمليتون مونديد. بابا اولين اصلش رو بچه ۴ ساله که نمي دونه اروپا و آمريکا کجاست فهميد که شما نفهميديد : “آزادی شخصی” … اونوقت بازم شروع می کنيد به نام ايران و ايرانی و تمدن و فرهنگ بانگ برآوردن که اين مدل زشته و اون مدل “ايرانی تره”(بدبخت ايران!!!) . تا وقتی ياد نگرفتيد به هر کسی اين آزادی رو بديد هر جور دلش مي خواد يا اعتقاد داره ظاهر بشه تو اون جهالت خودتون بال بال می زنيد.يارو تو شرکت گوگل می ره مصاحبه می کنه ، مي بينی طرف با گوشواره چند حلقه تو گوش و دست و پای تتو شده و موهای خفن بافته و يه شلوارک پاره نشسته ، بعد که يکم گوش مي دی می فهمی طرف برنامه نويس ارشد پروژه های تحقيقاتيشونه ، اونوقت شما خارج رفته هايی که جسمتون رو برديد و فکرتون هنوز پيش ننه بزرگاتون جا مونده به جای فکر و شعور و عقايد طرف شروع می کنيد به بحث راجع به تيپش. شما هم جزو اون دسته روشنفکران کوردل هستيد که دم در دانشگاه با مدرک سيکل می شينن و می خوان به دانشجوها ياد بدن تيپ و ظاهر دانشجويی چه شکلی . شما جزو اونايی هستيد که وقتی مسابقات پاتيناژ پخش ميشه به جای هنر طرف به باريکی شرت پای اون نگاه مي کنيد. تا وقتی اولين اصل انسان يعنی احترام به محدوده شخصی ديگران که ظاهر هم جرعی از اونه ، رو نفهميديد و به خودتون اجازه ميديد کلمه مزخرف و احمقانه “ظاهر ايرانی” رو در ايراد گرفتن به ظاهر ديگران بکار ببريد همه چيزمون همينی خواهد بود که هست . بابا آخر ادعاها ، اگه به تيپ و ظاهر ايرانيه که چشای نابيناتون رو وا کنيد و ببينيد توی گوش “مرد نمکی” ۲۰۰۰ سال پيش گوشواره بوده…پس اين ادعای ايران ايرانتون رو از کجای تبار عربتون به نام ايران بيرون آورديد، خدا داند و بس. آخرين خواهش اينکه هر چه می خواهيد طلاوت کنيد، اما نه به نام ايران .
خرداد ۲م, ۱۳۸۶ at ۴:۲۴ ب.ظ
سلام .بهتر نيست هركس سرش به كار خودش باشه و كاري به كار ديگران نداشته باشيم.هركس ازاد اون طوري زندگي كنه كه دوست داره و لباس پوشيدن يا زير ابرو برداشتن ۱پسر مو مش ۱پسر ماتوي كوتاه وتنگ ۱دختر و………..به كسي جز خود آن شخص مربوط نيست. پس كمتر فضولي همديگه رو بكنيد
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۳ ق.ظ
با سلام
ممنون كه اين بحث جالب رو راه انداختين
اولا بايد بگم كه كاملا با نظر دوستان موافقم ، البته كه هر كسي بايد توي زندگي شخصيش اختيار تام داشته باشه ،مثل اروپا و امريكا كه اين نوع آرايش و ظاهر ” هم ” تا حدي رواج داره.
به نظر من خوش تيپ و خوش پوش بودن و جذابيت ظاهري چيزيه كه به فرد و جامعه نشاط و شادي ميده و يكي از حقوق طبيعي هر كس اينه كه از ظاهر افرادي كه باهاشون در ارتباطه لذت ببره يا لا اقل از اون عذاب نكشه
ولي اگه يه كم فكر كنيم به اين نتيجه نمي رسيم كه اين نوع آرايش زنانه براي آقايون و گريم هاي شديد براي خانومها يه كم عجيبه؟ باز هم ميگم : من اصلا اينطور فكر نمي كنم كه شلختگي و بي نظمي و ظاهر كثيف و درهم ( ظاهر حال به هم زن )نوعي ارزشه يا نشانه انسانيت
ولي هميشه و توي همه فرهنگ ها ظاهر آقايون و خانومها با هم تفاوت داشته و همينه كه باعث گرايش و كشش به جنس مخالف شده
البته تا سه چهار سال قبل توي همين ايران خودمون هم اوضاع به همين منوال بود و دختر ها به سمت پسر هايي با بدن هاي عضلاني و اخلاق و رفتار مردونه بيشتر گرايش داشتن ولي خوب نتيجه همه سياست هاي غلط اجرا شده در جامعه به شكل نامتعارفي كه الان توي جامعه ميبينيم رواج پيدا كرده
وقتي يه مسئله اپيدمي ميشه ، اونم با اين همه سختگيري هايي كه طي اين سالها انجام شده جاي بررسي و تعمق داره
به نظر من جامعه ما خيلي بيش از حد درگير ظاهر شده( يا مجبور شده كه باشه) . موضوع فقط آقايون نيستن .. خانم ها هم تو ايران به شكل كاملا “افراطي” درگير ظاهرشون هستن( يامجبور شدن كه باشن) و همينه كه اونارو از فكر كردن به مسايل مهم تر مثل انسانيت ،تحصيل و نو آوري و خلاقيت شغلي يا مسايل اجتماعي و سياسي باز داشته
به نظر من اين اپيدمي نتيجه اجرا شدن و تاكيد بيش از حد بر نوعي فرهنگ ” بيگانه و متعارض با افكار و طرز فكر جامعه امروز ايرانيه “كه از سالها پيش تا همين الان ادامه داره
شايد اگه توي بنگلادش يا سودان يا عربستان پوشيدن روسري ،ممنوعيت رابطه عاطفي و جنسي دختر و پسر يا به طور كلي اجبار به اين نوع پوشش ها اجباري باشه تاثير منفي زيادي نداشته باشه ، اما مرد و زن ايراني قابليت پذيرش اين قواعد زندگي رو نداشته به خاطر اينكه احساس مي كرده به هيچ وحه پيوندي با اون ها نداره در نتيجه از خودش عكس العملي به شكل نا فرماني از اونها بروز داده.
البته كه اين نافرماني حد و مرزي براي خودش قايل نبوده و تا اونجا پيش رفته كه حالا مي بينيم ظاهر غالب آقايون شبيه خانومهاي ۱۰ -۱۵ سال قبل شدن و آرايش روز مره خانومها هم شبيه آرايش فاحشه هاي اروپايي كلاب هاي اروپا و امريكا شدن
در هر صورت اميدوارم روزي در ايران به همون اندازه افزايش تمايل به زندگي مدرن و غربي توجه به انسانيت هم پيشرفت كنه
خرداد ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۴ ب.ظ
نظرات و تحليلهاي خيلي خوبي ارائه شده.
ببينيد مگه همين تحليلهايي كه اينجا ارائه شده حاصل فكر يك گروه از جووناي ايراني نيست؟
پس نميشه گفت كه همه يك جورند و عام قضاوت كرد.
ما بايد اول خودمون احساس كنيم كه آزادي يعني چه.
درسته كه مساله اشاره شده در اين مطلب غيرواقعي نيست، ولي نيازي نيست كه بخوايم اينطور اونو به بحث بكشيم. اين مساله در همه جاي دنيا وجود داره. منتها احترام به آزادي افراد باعث مي شه حساسيت خاصي نسبت به اون نشون داده نشه.
مرداد ۲۳م, ۱۳۸۶ at ۵:۴۷ ق.ظ
فکتهای استفاده شده -> نامنطبق با واقعیت، جزئینگر، اغراق شده
بحثش را نکنیم بهتر است. معلوم است که چه …ای از آب در میآید!
شیوهی استفاده -> بهرهبرداری حداکثری از مشاهدات مربوط به محدودهای کوچک همچون محلهای در شمال تهران
شیوهی استنتاج -> فراروایتهای مدرن (جامعهی پدرسالار، تابوشکنی، …)
نتیجه ->
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۹ ب.ظ
khdfjsdufkj
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۰ ب.ظ
kheeeeeeeeeeeeeeeeiliiiiiiiiiiiiiiiiiiii ali bod aga dasteton dard nakone mersi
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۴ ق.ظ
bayad bebinam
مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۷ ب.ظ
به نظر من هر همجنسبازی و هر گی خاصیته مردانگی ویا زنانگی خود را کاملا حفظ کند و هیچگونه تغییری در جنسیت خود ندهد
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۷ ب.ظ
جواب شماره ی شصت وشش که با تیتر بازم ایرانی نوشته شده بهترین جوابی هست که میشه به نویسنده ی این مطلب داد.من به این جواب اضافه میکنم که یادمون نره ما باید به عقاید وظاهر دیگران ولو اگر مطابق میل ما نباشد احترام بذاریم .تنها انسانهای عوام که تعدادشون هم در ایران کم نیست هستند که انسانها را بنا به ظاهرشون نحلیل میکنند.
آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۲ ق.ظ
سلام الان ابان۸۷..به نظر من هر تیپی که باعث گناه ومعصیت نشود هیچ اشکالی ندارد که این مرز برای خانمها یه کم پیچیده تراست واما خدایش زیر ابروبرداشتن پسرها عمرن ربطی به بی دین شدن یا بی هویت شدن نداره بابا در بیارین کله زیر برف راولی از این مو سیخ کردنشون متنفرم ای کاش میشد یه اینه باچشم جان بهشون هدیه بدم و اما شماره۳۹با جمله مشتی محکم….معلومه همه چیزرو قاطی کرده از این جملش خیلی ناراحت شدم ود رپایان خوشحال میشم اگه شماره ۷۵نظرش را در مورد نظر من بگه.
درهیاهوی روزگار گم نشویم که جاویدان نخواهد بود
آذر ۲م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۰ ق.ظ
من یه هم اتاقی داشتم تو خوابگاهمون که گی بود
نمی دونم باید چی بگم ولی خوب تقصیر خودش نبود طفلک
بیماریه دیگه
اما پسرایی که برای خوش آمد دخترا خوشون رو شکل بچه … ها میکنن رو باید تف کرد تو صورتشون
خوب دیگه اینم از بی هویتی نسل جدیده که به هیچ منبعی وصل نیستن
البته چرا به منبع سیگاری و کراک و سکس با هم جنس وصلن
خدا رو که هیش کدومشون نمی شناسن
وای به حال بچه های نسل بعد
دی ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۱ ق.ظ
گویند بهشت باحور خوش است
من میگویم که آب انگورخوش است
این نقد بگیر و آن نسیه بدار
که آواز دهل شنیدن از دور خوش است
تمام مسایل مملکت حل شده اند فقط لختی دخترها و بی غفتی پسرها باقی مانده
در آمریکا دارند با تلسکوپ زمینهای مریخ را می فروشند شمافقط زیر ابرو را می بینید
این چیزی که در کله شماست مغز نام دارد و کارآیی های زیادی دارد اگر از آن استفاده کنید بد نمی شود
اصلا شاید من بخواهم لخت بگردم هرکس ناراحت می شود چشمش را بببندد تا به بهشت برودما جهنم راحت تریم
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۸ ق.ظ
آخه يكي نيست به اينا بگه الاغ ها گي يه مريضه نه يه آدم معمولي به جاي اينكه درمانش كنيد ميگيريد اعدامش مي كنيد
چي كار ميشه كرد اينم يه نوع حقوق بشره ايرانيه
فروردین ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۰ ب.ظ
اولا گی بودن نه مریضیه و نه آدم معمولی بودن .گی بودن در حال حاضر جامعه ما بهترین وجه ممکنیه که میشه یه پسر و یا یه مرد خواهان این عمل داشته باشه.بنظر من زیبایی بهر صورت ممکن باید هویدا بشه مگر نه اینکه:ان الله جمیل و یحب جمال.پس غیرت و تعصب برتون نداره و به زندگی خصوصی افراد کاری نداشته باشید.در مورد نظر ۷۸ هم کاملا موافقم.هر کی نمیتونه تحمل کنه بره ویزای بهشت بگیره که ما سوار قطار جهنم بدون شما املها خیلی هم راحت تریم.
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۷:۱۸ ب.ظ
من تمایل دارم جهت ارتباط با همجنسهایم که جهت ارضائ شهوت درونیم به زن ندارند. لذا با پسران بیشتر ین حال را میکنم وارضاء می شوم. پس آیا می شود در کشوری که جرم ما مرگ است وحکمش لازم الاجراست بتوانیم آزادانه هر کاری که دلمان خواست وبا هر کس که دلشان خواست باشیم؟ خیر پس راهی جز رفتن به کشورهایی که ما را به رسمیت بشناسند وبه خاطر تمایل جنسی که دهریم گناهکار وخلافکار نشمارند . ولی آیا شما جوانی را سراغ دارید که مسائل مالی اش بتواند قدرت رفتن دهد پس آنهایی که رفتند. رفتند؟ آنهایی که ماندند مانند ماشینهایی هستند که ایران خودرو ساخته است؟ در سرعت زندگی در تاریکی ؟ سمند خودروی ملی= چراغها را خاموش کنید! سرعت غیر مجاز! سیستم خودرو از کار افتاده است! وای به حال سرنشینان در سرعت بالا در تاریکی شب با ماشین غیر استاندارد در جاده های غیر استاندارد؟= این است سرنوشت ما
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۴ ب.ظ
سلام
برو صحنه های جنگ سورنا با کراسوس را بخون یا زندگی و طرز آرایش شاهان ماد و هخامنشی رو ببین مردهای ایرانی چطور بزک می کردن و ۲۰۰ سال بر دنیا حکم رندن این بی هویتی فرهنگی که حالا گریبان گیرش هستیم از زمان ورود اعراب شروع شده و هر روز هم بدتر میشه
مهر ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۳ ق.ظ
in shero verayi ke gofti yani nemidooni oon pesari ke fashion mikone koonesh mikhare man ye gay hastam az ghazvin ۲۱ sale hastam ma ye gorooham drim be name evol gay rasti leila ye sari be ghazvin bezan oonja ba lezz haye ma ham bishtar ashena mishi
آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۵ ق.ظ
ایمیل شماره هشتادو سه رابرام بفرست منهم گی هستم
لیلا:ببخشید ولی اینجا قرار نیست ایمیل رد وبدل بشه. چونکه این یک وبلاگ هست و نه کلاب دوستیابی.
آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۸ ق.ظ
salam man gay hastam vali hich rahi vase … nadaram age mishe komakam konid avl sms bedid
لیلا: من نمیتونم اینجا شماره تلفن یا آدرس منتشر کنم. چون این وبلاگ برای دوستیابی نیست.