خودزنی
میخواهیم منطقی باشیم و یک طرفه به قاضی نرویم. میخواهیم «بی طرفانه» موضوع رو به بحث بگذاریم ولی گاهی آنقدر اسراف میکنیم که به خودزنی دچار میشویم و این شده حال و حکایت بعضی از روشنفکران امروز ما.
میخواهیم منطقی باشیم و یک طرفه به قاضی نرویم. میخواهیم «بی طرفانه» موضوع رو به بحث بگذاریم ولی گاهی آنقدر اسراف میکنیم که به خودزنی دچار میشویم و این شده حال و حکایت بعضی از روشنفکران امروز ما.
غرب کامل نیست، بهشت نیست، شاید رویایی هم نباشد ولی فرصتی برای از زندگی لذت بردن و بدون هراس عشق ورزیدن، خواندن، دیدن و نوشتن به من داد که کشورم از من دریغ کرد. همین.
بعضی آدمها رو دوست داری چون دقیقا چیزی هستند که تو نیستی. گاهی نقطه مخالف. دوستشان داری چون که تجربه کرده اند چیزهایی رو که همیشه میخواستی تجربه کنی . کارهایی را انجام داده اند که تو از روی ترس یا به هر دلیل دیگری انجام نداده ای. دوستشان داری چون طغیان گرند. تبلور نیمه […]
کتاب «اعترافات شکنجه شدگان« (؟( ابراهامیان را میخوانم. تاریخچه استفاده از شکنجه، زندان و اعتراف تحت شکنجه در تاریخ مدرن ایران مخصوصا از دوره رضا شاه به این طرف را مرور میکند. در بخش رضاشاه و به نقل از اعضای حزب کمونیست و اعضای گروه ۵۳ نفر نقل میکند که آنچه در دهه های بعدی […]
و من چقدر دلم برای اون بوسه های یواشکیمون زیر راه پله ها تنگ شده.
از چهل روزی که مدرسه رفت فقط فحش و آزارهای جنسی رو به یاد داره که پسرها و مردهای محله و شهر ازش دریغ نکردن. همونم باعث شد که هیچوقت خوندن و نوشتن یاد نگیره ( حدود ۳۰ سال گذشته بود از ایجاد مدارس دخترانه در تهران ولی شهرستان ها داستان دیگه ای داشتن ). […]
اصحاب قدرت خوب میدانند، همه چیز مشمول مرور زمان خواهد شد.
وقتی بهش رسیدی نباید بترسی که فصل جدیدی رو شروع کنی. ببندی فصل قبلی رو و بری جلو. سخته ولی گاهی لازمه در غیر اینصورت میبینی سالها گذشته و تو همچنان داری برای قدم بعدی رو برداشتن این پا و اون پا میکنی. فصل تازه باید از همین الان شروع بشه.
یکجا نشینی مرا خواهد کشت. اجدادم تا همین چند دهه پیش قرار و آرام نداشتن وقتی که یک جایی میماندن. اگر رضا شاه نیامده بود و آنها را ساکن یک جا نمیکرد من هنوز داشتم ییلاق و قشلاقم را میکردم شاید. حتی «متمدن« و به قول فرنگیها «سیوی لایزد« هم به اجبار شده باشی بالاخره […]