<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: یه سوزن به خود&#8230;</title>
	<atom:link href="http://femirani.com/weblog/?feed=rss2&#038;p=463" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://femirani.com/weblog/?p=463</link>
	<description>گاه‌نوشته های لیلا موری</description>
	<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 21:51:35 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5</generator>
		<item>
		<title>By: مرد ایرانی</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19634</link>
		<dc:creator>مرد ایرانی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19634</guid>
		<description>من هم یادمه که همه جا گفتند این پیشنهاد خانم علی نژاد بوده که مردها به این حجاب اجباری اعتراض کنند و مخالفت خودشون را نشان بدهند. شما که از عدم حمایت هم جنس های خودت شکایت داری حالا چرا سنگ آقای خبرنگار رو به سینه می زنی؟ شما هم که داری کار این خانم را بی ارزش می کنی ؟ زن ستیزی در نهاد خود خانم هاست بهتره به قول خودت یک سوزن به خودت بزنی و ببینی که نمی توانی پیش رو بودن مسیح را ببینی بعد بشینی نظریه بدی که "- متاسفانه بسیاری از زنها ( به دوستان بر نخوره) "  حالا جاداره که یکی به خودت بگه همه پیشنهاد این حرکت را از خانم مسیح علی نژاد شنیدند شما بهت برنخوره!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم یادمه که همه جا گفتند این پیشنهاد خانم علی نژاد بوده که مردها به این حجاب اجباری اعتراض کنند و مخالفت خودشون را نشان بدهند. شما که از عدم حمایت هم جنس های خودت شکایت داری حالا چرا سنگ آقای خبرنگار رو به سینه می زنی؟ شما هم که داری کار این خانم را بی ارزش می کنی ؟ زن ستیزی در نهاد خود خانم هاست بهتره به قول خودت یک سوزن به خودت بزنی و ببینی که نمی توانی پیش رو بودن مسیح را ببینی بعد بشینی نظریه بدی که &#8220;- متاسفانه بسیاری از زنها ( به دوستان بر نخوره) &#8221;  حالا جاداره که یکی به خودت بگه همه پیشنهاد این حرکت را از خانم مسیح علی نژاد شنیدند شما بهت برنخوره!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: روح انگیز</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19631</link>
		<dc:creator>روح انگیز</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19631</guid>
		<description>هاشمی رفسنجانی(30/9/1365):
در نطق پیش از دستور توصیه کردم که اهل نظر، نظرات خود را مورد آینده عراق به کنفرانس معارضان بدهند. بیشتر هدفم از صحبت این بود که حضورم در تهران مشخص شود که سفر به جبهه را بپوشاند. تا ساعت ده ‌و ‌نیم در مجلس ماندم.
... آقای رجائی خراسانی [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمد. از اینکه در جریان تماس‌های آمریکایی‌ها نبوده و بی‌اطلاع از سیاست ماست، در برخورد با رسانه‌های جمعی غرب ضعیف است. ایشان را روشن کردم.
... آقای سیدزاده [نماینده کرمانشاه] اطلاع داد که عراق، باختران را امروز ظهر به شدت بمباران کرده و خسارات زیاد است. مقرر شد که بصره را به تلافی باختران و درود، ۲۴ ساعت گلوله باران کنند.
آیت‌الله‌منتظری از قم تلفنی درباره نتیجه شفاعت من خدمت امام پرسیدند و گفتند اطلاعات، احضار سید‌هادی را دنبال می‌کند. گفتند بنا دارند امروز برای زیارت امام به تهران بیایند. گفتم صبر کنند که من امروز به قم بروم و ایشان را در جریان امور بگذارم. خواستم به احمد‌آقا بگویم، تماس تلفنی ممکن نشد. پیش از این به ایشان گفته بودم که به امام بگویند سخت‌گیری نشود، ولی جوابی نداده‌است. بالاخره بعد از ظهر احمد‌آقا اطلاع داد که امام فرموده‌اند دخالت نمی‌کنند و به من گفته‌اند که به آیت‌الله‌منتظری بگویم، برای شفاعت به تهران نیایند. گفتم صلاح نیست که این پیغام را ببرم. من خودم به قم می‌روم و نظر امام را می‌گویم، شاید خود آقای‌منتظری از قصد سفر منصرف شوند و نیازی به گفتن پیش نیاید.
عصر عازم خوزستان برای عملیات آینده بودیم. همراهان ساعت چهارونیم با قطار حرکت کردند و من پس از ملاقات با سفرا و کاردانمان در امارات متحده عربی و بحث درباره سطح روابط و در برخورد با سیاست موذیانه آنها در ارتباط با جنگ و عراق، با اتومبیل به سوی قم حرکت کردم.
ساعت شش‌ونیم به بیت آقای‌منتظری رسیدم. منتظرم بودند. نظر انعطاف‌ناپذیر وزارت اطلاعات درباره مقصر بودن آقای سید‌هادی را گفتم. باز هم از من خواستند که شفاعت کنم. تلفنی به رئیس جمهور گفتم که شفاعت کنند. ساعت هشت با قطار از قم حرکت کردم. شام خوردیم و زود خوابیدیم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هاشمی رفسنجانی(۳۰/۹/۱۳۶۵):<br />
در نطق پیش از دستور توصیه کردم که اهل نظر، نظرات خود را مورد آینده عراق به کنفرانس معارضان بدهند. بیشتر هدفم از صحبت این بود که حضورم در تهران مشخص شود که سفر به جبهه را بپوشاند. تا ساعت ده ‌و ‌نیم در مجلس ماندم.<br />
&#8230; آقای رجائی خراسانی [نماینده دایم ایران در سازمان ملل] آمد. از اینکه در جریان تماس‌های آمریکایی‌ها نبوده و بی‌اطلاع از سیاست ماست، در برخورد با رسانه‌های جمعی غرب ضعیف است. ایشان را روشن کردم.<br />
&#8230; آقای سیدزاده [نماینده کرمانشاه] اطلاع داد که عراق، باختران را امروز ظهر به شدت بمباران کرده و خسارات زیاد است. مقرر شد که بصره را به تلافی باختران و درود، ۲۴ ساعت گلوله باران کنند.<br />
آیت‌الله‌منتظری از قم تلفنی درباره نتیجه شفاعت من خدمت امام پرسیدند و گفتند اطلاعات، احضار سید‌هادی را دنبال می‌کند. گفتند بنا دارند امروز برای زیارت امام به تهران بیایند. گفتم صبر کنند که من امروز به قم بروم و ایشان را در جریان امور بگذارم. خواستم به احمد‌آقا بگویم، تماس تلفنی ممکن نشد. پیش از این به ایشان گفته بودم که به امام بگویند سخت‌گیری نشود، ولی جوابی نداده‌است. بالاخره بعد از ظهر احمد‌آقا اطلاع داد که امام فرموده‌اند دخالت نمی‌کنند و به من گفته‌اند که به آیت‌الله‌منتظری بگویم، برای شفاعت به تهران نیایند. گفتم صلاح نیست که این پیغام را ببرم. من خودم به قم می‌روم و نظر امام را می‌گویم، شاید خود آقای‌منتظری از قصد سفر منصرف شوند و نیازی به گفتن پیش نیاید.<br />
عصر عازم خوزستان برای عملیات آینده بودیم. همراهان ساعت چهارونیم با قطار حرکت کردند و من پس از ملاقات با سفرا و کاردانمان در امارات متحده عربی و بحث درباره سطح روابط و در برخورد با سیاست موذیانه آنها در ارتباط با جنگ و عراق، با اتومبیل به سوی قم حرکت کردم.<br />
ساعت شش‌ونیم به بیت آقای‌منتظری رسیدم. منتظرم بودند. نظر انعطاف‌ناپذیر وزارت اطلاعات درباره مقصر بودن آقای سید‌هادی را گفتم. باز هم از من خواستند که شفاعت کنم. تلفنی به رئیس جمهور گفتم که شفاعت کنند. ساعت هشت با قطار از قم حرکت کردم. شام خوردیم و زود خوابیدیم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: \/</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19630</link>
		<dc:creator>\/</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19630</guid>
		<description>http://shayeaat.wordpress.com/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://shayeaat.wordpress.com/" rel="nofollow">http://shayeaat.wordpress.com/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Gholi</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19629</link>
		<dc:creator>Gholi</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19629</guid>
		<description>دلیلش بر می گرده به جنسیت، جنس برتر بودن یا ضعیفه بودن یا ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلیلش بر می گرده به جنسیت، جنس برتر بودن یا ضعیفه بودن یا &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: بهنام</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19628</link>
		<dc:creator>بهنام</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19628</guid>
		<description>سلام خانم موري
بابت لينكهايي كه درباره تجاوز به زندانيان دادي ممنون.خواستم آگاه باشيد كه آن لينك ها را نتوانستم ببينم اما از  منابع ديگر مطمئن شدم كه اين مسئله از قبل هم روي داده،هرچند موارد مطرح شده اندك بوده.با اين حال تجاوز به زندانيان سابقه قبلي داشته است.
به گمان من در نظام جمهوري اسلامي بزرگترين تجاوز به "اسلام"و"مسلماني" صورت گرفته است.
پايدار باشيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خانم موري<br />
بابت لينكهايي كه درباره تجاوز به زندانيان دادي ممنون.خواستم آگاه باشيد كه آن لينك ها را نتوانستم ببينم اما از  منابع ديگر مطمئن شدم كه اين مسئله از قبل هم روي داده،هرچند موارد مطرح شده اندك بوده.با اين حال تجاوز به زندانيان سابقه قبلي داشته است.<br />
به گمان من در نظام جمهوري اسلامي بزرگترين تجاوز به &#8220;اسلام&#8221;و&#8221;مسلماني&#8221; صورت گرفته است.<br />
پايدار باشيد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: n!MA</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19627</link>
		<dc:creator>n!MA</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19627</guid>
		<description>فکر کنم دلیل اینکه زن ها در مورد حجاب اجباری همبستگی نشون نمی‌دن اینه که واقعا همبستگی وجود نداره یعنی فکر نمی‌کنم عده زیادی باشن که مشکلشون با حجاب اجباری به حدی باشه که حاظر به هزینه دادن باشن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر کنم دلیل اینکه زن ها در مورد حجاب اجباری همبستگی نشون نمی‌دن اینه که واقعا همبستگی وجود نداره یعنی فکر نمی‌کنم عده زیادی باشن که مشکلشون با حجاب اجباری به حدی باشه که حاظر به هزینه دادن باشن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: حسین</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19623</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19623</guid>
		<description>درود بر تو ماه بانوی ایرانی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر تو ماه بانوی ایرانی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: AMin</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19622</link>
		<dc:creator>AMin</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19622</guid>
		<description>سلام
تا جایی که من اطلاع دارم این ایده رو "مسیح علینژاد" داده 
و مسیح علیرقم اسم مردونش زنه
http://masihalinejad.com/

لیلا: البته روایات مختلفی هست که کی اول پیشنهاد داد. آقای عکاس یا مسیح.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
تا جایی که من اطلاع دارم این ایده رو &#8220;مسیح علینژاد&#8221; داده<br />
و مسیح علیرقم اسم مردونش زنه<br />
<a href="http://masihalinejad.com/" rel="nofollow">http://masihalinejad.com/</a></p>
<p>لیلا: البته روایات مختلفی هست که کی اول پیشنهاد داد. آقای عکاس یا مسیح.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: شادی</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19620</link>
		<dc:creator>شادی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19620</guid>
		<description>بازم مرسی لیلا جان! بازم حرف دل من و خیلی های دیگه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بازم مرسی لیلا جان! بازم حرف دل من و خیلی های دیگه!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: رویا</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19619</link>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=463#comment-19619</guid>
		<description>من توی چند و چون فعالیت‌‌های زنان نبوده‌ام تا اطلاع دقیقی داشته باشم ولی فکر می‌کنم این حرکت «من مجید توکلی هستم» دو تا خاصیت داشته که باعث شده موفق بشه و ربطی به مرد بودن کسی که گرفتنش نداره. اولا که می‌گی اون موقع مخالفا می‌گفتن که حرکت افراطیه. خب الان شرابط جدید خیلی حرکت‌ها رو که قبلا افراطی بودن تو نظر خیلی‌ها یکیش خودم خیلی معمولی کرده. من احساسم اینه که درست یا غلط الان یه جور جو انقلابی همه رو گرفته. تا یکی یه خبری می‌ده می‌ریم از خودمون عکس می‌گیریم که من رای می‌دهم، من حمایت می‌کنم و همه‌جا این عکس رو می‌گذاریم. در حالیکه دو سال پیش مطمئنم نصف این آدم‌‌ها حاضر نبودند برای حرکتی اجتماعی یا سیاسی همچین کاری بکنن. یه فرق دیگه هم اینکه این حرکت رو کسی نشسته روش بحث کنه و ازش انتظار فایده داشته باشه. چند نفر توی فیسبوک و این طرف و اون طرف گفتند و یه عده هم اجرا کردند. این‌ جوری عده بیشتری شنیدند و هرکی اول شجاع‌تر بوده شروع کرده و بعد کم کم معمول‌تر شده.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من توی چند و چون فعالیت‌‌های زنان نبوده‌ام تا اطلاع دقیقی داشته باشم ولی فکر می‌کنم این حرکت «من مجید توکلی هستم» دو تا خاصیت داشته که باعث شده موفق بشه و ربطی به مرد بودن کسی که گرفتنش نداره. اولا که می‌گی اون موقع مخالفا می‌گفتن که حرکت افراطیه. خب الان شرابط جدید خیلی حرکت‌ها رو که قبلا افراطی بودن تو نظر خیلی‌ها یکیش خودم خیلی معمولی کرده. من احساسم اینه که درست یا غلط الان یه جور جو انقلابی همه رو گرفته. تا یکی یه خبری می‌ده می‌ریم از خودمون عکس می‌گیریم که من رای می‌دهم، من حمایت می‌کنم و همه‌جا این عکس رو می‌گذاریم. در حالیکه دو سال پیش مطمئنم نصف این آدم‌‌ها حاضر نبودند برای حرکتی اجتماعی یا سیاسی همچین کاری بکنن. یه فرق دیگه هم اینکه این حرکت رو کسی نشسته روش بحث کنه و ازش انتظار فایده داشته باشه. چند نفر توی فیسبوک و این طرف و اون طرف گفتند و یه عده هم اجرا کردند. این‌ جوری عده بیشتری شنیدند و هرکی اول شجاع‌تر بوده شروع کرده و بعد کم کم معمول‌تر شده.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
