<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments on: تامل در پرونده دلارا</title>
	<atom:link href="http://femirani.com/weblog/?feed=rss2&#038;p=425" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://femirani.com/weblog/?p=425</link>
	<description>گاه‌نوشته های لیلا موری</description>
	<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 21:03:38 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.5</generator>
		<item>
		<title>By: صادق</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-19019</link>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-19019</guid>
		<description>این اتفاق علیرغم تمامی تلخیهای آن دارای عبرتهایی برای ماست اگر فارغ از تعصبات به آن بنگریم:

1-	فرهنگ بی فرهنگی که جامعه وخانواده های ما بسوی آن میرود بنحویکه روز به روز از فرهنگ سنتی خود 
بیشتر فاصله میگیرد و درجهت فرهنگ غالب جهانی یعنی فرهنگ غرب براحتی از کنار نکات مثبت آن مانند 
قانونمندی - نظم پذیری و مدنیت که پایه واساس فرهنگ غرب است گذشته و تنها ظواهر فریبنده آنرا مانند آزادیهای
 ظاهری – روابط آزاد دخترو پسر – عدم نظارت بر فرزندان و حشرو نشر آنها با دوستان و .... از فرهنگ غرب
 به عاریت میگیرد غافل از اینکه این ظواهر فرهنگی نیازمند یک پایه واساس قوی ومتناسب با آن میباشد که جامعه
 ما دارای آن نیست واین نسخه ایست که فقط در غرب جواب میدهد ونه در ایران .
2-	کمرنگ شدن معنویات (که شاید تنها نقطه قوت جامعه ماست) در خانواده ها بنحویکه حتی در خانواده هایی با  تمکن 
مالی بالا نیز یک نوجوان ممکن است بدلیل پررنگ شدن نقش مادیات در زندگی وشاید هم برای هیجان وسرگرمی 
چه کارها که نکند.
3-	عمق بی نظمی و بی قانونی که در جامعه ما وجود دارد طوریکه حتی یک وکیل ظاهرا معروف که باید با روشهای 
حقوقی و قانونی و روانشناسی وکالت بدنبال حل مشکل موکل خود باشد به اختیار یا به اجبار به قول شاکیان با 
هوچیگری و سیاسی سازی پرونده باعث پیچیده تر شدن پرونده و جری تر شدن شاکیان میگردد.
4-	سیاست زدگی حاکم بر دستگاه قضائی کشور که جهت ثابت کردن استقلال و قدرت خود به استکبار جهانی !!
ومجامع حقوق بشری حاضر است که حتی خود عدالت را نیز قربانی کند.(ایران ظاهرا عضو پیمان نامه حقوق 
کودکان و ملزم به رعایت آن میباشد )
5-	نمونه ای از نقص قوانین کشور که براساس آن اگر یک فرد بزرگسال قتلی انجام دهد محکوم به اعدام میشود
ولی اگر یک کودک این قتل را انجام دهد محکومیت آن مضاعف خواهد شد زیرا اولا تا سن بزرگسالی باید
در انتظار اعدام زندانی شود (که این خود بزرگترین شکنجه جسمی و روحی است) و ثانیا پس از رسیدن به سن 
قانونی اعدام شود به عبارت دیگر حکم یک کودک بسیار سنگینتر از یک بزرگسال برای جرمی مشابه است !!!
6-	کمرنگ شدن اخلاقیات در جامعه بنحویکه اعضای یک خانواده حتی پس از گذشت شش سال از حادثه تمامی
وجودشان سرشار از نفرت است وشاید هم فقط به خاطر لجبازی با یک وکیل ویا تسویه حساب فامیلی وشاید هم
بدلیل توصیه برخی سیاسی کاران افراطی حاضرند یک نوجوان هم خون خود را که حتی در کمیت وکیفیت
جرم اونیز جای بحث وجود دارد به طناب دار بسپارند تاشاید بدین طریق آرام گیرند غافل از اینکه این تازه شروع
ناآرامی آنهاست درصورتیکه با بخشش میتوانستند آرامش ولذت گذشت را که اینهمه به آن توصیه شده است را
یک عمر با خود همراه کنند.
7-	بطورخلاصه یک جامعه سعادتمند یا باید دارای سیستم سالمی باشد یعنی دارای نظم وقانون درستی باشد که در این
حالت کنترل جامعه توسط سیستم انجام خواهد گرفت و یا دارای اخلاقیات ومعنویات قوی باشد که در این حالت کنترل
جامعه توسط وجدان افراد جامعه صورت خواهد گرفت ومتاسفانه حالت اول که با روح وفرهنگ ایران ناسازگار است
ودومی نیز بتدریج رو به فراموشی است واین به عهده همه ماست که در حد توان خود سعی در تقویت هر دوی اینها
در خود- خانواده وجامعه خود بکنیم .
 به امید روزی که دیگر شاهد اینگونه جرمها واینگونه حکمها نباشیم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این اتفاق علیرغم تمامی تلخیهای آن دارای عبرتهایی برای ماست اگر فارغ از تعصبات به آن بنگریم:</p>
<p>۱-	فرهنگ بی فرهنگی که جامعه وخانواده های ما بسوی آن میرود بنحویکه روز به روز از فرهنگ سنتی خود<br />
بیشتر فاصله میگیرد و درجهت فرهنگ غالب جهانی یعنی فرهنگ غرب براحتی از کنار نکات مثبت آن مانند<br />
قانونمندی - نظم پذیری و مدنیت که پایه واساس فرهنگ غرب است گذشته و تنها ظواهر فریبنده آنرا مانند آزادیهای<br />
 ظاهری – روابط آزاد دخترو پسر – عدم نظارت بر فرزندان و حشرو نشر آنها با دوستان و &#8230;. از فرهنگ غرب<br />
 به عاریت میگیرد غافل از اینکه این ظواهر فرهنگی نیازمند یک پایه واساس قوی ومتناسب با آن میباشد که جامعه<br />
 ما دارای آن نیست واین نسخه ایست که فقط در غرب جواب میدهد ونه در ایران .<br />
۲-	کمرنگ شدن معنویات (که شاید تنها نقطه قوت جامعه ماست) در خانواده ها بنحویکه حتی در خانواده هایی با  تمکن<br />
مالی بالا نیز یک نوجوان ممکن است بدلیل پررنگ شدن نقش مادیات در زندگی وشاید هم برای هیجان وسرگرمی<br />
چه کارها که نکند.<br />
۳-	عمق بی نظمی و بی قانونی که در جامعه ما وجود دارد طوریکه حتی یک وکیل ظاهرا معروف که باید با روشهای<br />
حقوقی و قانونی و روانشناسی وکالت بدنبال حل مشکل موکل خود باشد به اختیار یا به اجبار به قول شاکیان با<br />
هوچیگری و سیاسی سازی پرونده باعث پیچیده تر شدن پرونده و جری تر شدن شاکیان میگردد.<br />
۴-	سیاست زدگی حاکم بر دستگاه قضائی کشور که جهت ثابت کردن استقلال و قدرت خود به استکبار جهانی !!<br />
ومجامع حقوق بشری حاضر است که حتی خود عدالت را نیز قربانی کند.(ایران ظاهرا عضو پیمان نامه حقوق<br />
کودکان و ملزم به رعایت آن میباشد )<br />
۵-	نمونه ای از نقص قوانین کشور که براساس آن اگر یک فرد بزرگسال قتلی انجام دهد محکوم به اعدام میشود<br />
ولی اگر یک کودک این قتل را انجام دهد محکومیت آن مضاعف خواهد شد زیرا اولا تا سن بزرگسالی باید<br />
در انتظار اعدام زندانی شود (که این خود بزرگترین شکنجه جسمی و روحی است) و ثانیا پس از رسیدن به سن<br />
قانونی اعدام شود به عبارت دیگر حکم یک کودک بسیار سنگینتر از یک بزرگسال برای جرمی مشابه است !!!<br />
۶-	کمرنگ شدن اخلاقیات در جامعه بنحویکه اعضای یک خانواده حتی پس از گذشت شش سال از حادثه تمامی<br />
وجودشان سرشار از نفرت است وشاید هم فقط به خاطر لجبازی با یک وکیل ویا تسویه حساب فامیلی وشاید هم<br />
بدلیل توصیه برخی سیاسی کاران افراطی حاضرند یک نوجوان هم خون خود را که حتی در کمیت وکیفیت<br />
جرم اونیز جای بحث وجود دارد به طناب دار بسپارند تاشاید بدین طریق آرام گیرند غافل از اینکه این تازه شروع<br />
ناآرامی آنهاست درصورتیکه با بخشش میتوانستند آرامش ولذت گذشت را که اینهمه به آن توصیه شده است را<br />
یک عمر با خود همراه کنند.<br />
۷-	بطورخلاصه یک جامعه سعادتمند یا باید دارای سیستم سالمی باشد یعنی دارای نظم وقانون درستی باشد که در این<br />
حالت کنترل جامعه توسط سیستم انجام خواهد گرفت و یا دارای اخلاقیات ومعنویات قوی باشد که در این حالت کنترل<br />
جامعه توسط وجدان افراد جامعه صورت خواهد گرفت ومتاسفانه حالت اول که با روح وفرهنگ ایران ناسازگار است<br />
ودومی نیز بتدریج رو به فراموشی است واین به عهده همه ماست که در حد توان خود سعی در تقویت هر دوی اینها<br />
در خود- خانواده وجامعه خود بکنیم .<br />
 به امید روزی که دیگر شاهد اینگونه جرمها واینگونه حکمها نباشیم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: امیر</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18977</link>
		<dc:creator>امیر</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18977</guid>
		<description>نمایشگاه کتاب؛ کتاب «مثنوی آدم ها»؛ نشر آشیان. کتابی به مثنوی اما دارای مضامین فلسفی و انسان شناسی:
این نه به عنوان کامنت بلکه فقط جهت اطلاع است. ببخشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمایشگاه کتاب؛ کتاب «مثنوی آدم ها»؛ نشر آشیان. کتابی به مثنوی اما دارای مضامین فلسفی و انسان شناسی:<br />
این نه به عنوان کامنت بلکه فقط جهت اطلاع است. ببخشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: کیمیا</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18975</link>
		<dc:creator>کیمیا</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18975</guid>
		<description>نه راستش من موافق نیستم. فرشته سازی از مجرم یا متهم و فشار فعالان حقوق بشر نمی تونه برای خانواده مقتول بهانه ای باشه برای قتل گیرم قانونی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نه راستش من موافق نیستم. فرشته سازی از مجرم یا متهم و فشار فعالان حقوق بشر نمی تونه برای خانواده مقتول بهانه ای باشه برای قتل گیرم قانونی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: 191</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18974</link>
		<dc:creator>191</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18974</guid>
		<description>کاش پرونده دلارا سیاسی نمی شد!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش پرونده دلارا سیاسی نمی شد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محمد جواد شکری</title>
		<link>http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18971</link>
		<dc:creator>محمد جواد شکری</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://femirani.com/weblog/?p=425#comment-18971</guid>
		<description>با خیلی هاش موافقم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با خیلی هاش موافقم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
